مقالات

خانه » سیاسی » مستضعف؛ «مقتدری» که «مظلوم» است – شماره ۷۵ و ۷۶

مستضعف؛ «مقتدری» که «مظلوم» است – شماره ۷۵ و ۷۶

z081

برداشت‌هایی از گستره مفهومی «استضعاف» در اندیشه امام خمینی رحمت الله علیه:

پیش‌نوشت :
درمیان نظریه‌پردازان علوم سیاسی، فوکویاما با  «پایان تاریخ» و هانتینگتون با «جنگ تمدن ها» در پی تنظیم و ترسیم الگوی برتر برای جامعه جهانی، در فرآیند جهانی‌شدن یا جهانی‌سازی هستند. اما زیر ساخت‌های تفکر امام خمینی از  واژه‌ای سخن می‌گوید که همگان را به خود جلب کرده است و آن «مستضعفان» هست.
الف) یکی از مسائلی که همزمان با اوج‌گیری مباحث در حوزه «زبان‌شناسی» مطرح گردیده است، اهمیت ساختار و شاکله واژگان در معنایابی یک مفهوم در اذهان مخاطب می‌باشد. معنایی که بر اثر تقارن یک واژه با قرائن حالیه و مقالیه و نیز پیشینه مترتب بر آن، به ذهن متبادر می‌شود، تأثیر به سزایی در شکل‌گیری معنای واژگان و نحوه استعمال آن دارد. به علاوه این تسمیه، تأثیر وافری بر ناخودآگاه استعمال کنندگان و نیز افرادی که این واژگان در مورد آنها به کار برده می‌شود بر جای خواهد گذاشت.
«مستضعف» یکی از مفاهیمی است که با استعمال گسترده آن توسط بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و تعریفی که ایشان از معنا و مفهوم این واژه ارائه نمودند، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات سیاسی پس از انقلاب اسلامی یافته است. در این نوشتار تلاش می-شود به پاره‌ای از شاخصه‌های خاص واژگانی و مفهومی استضعاف در آراء و اندیشه‌های ایشان اشاره گردد.
۱ – گستردگی کاربرد واژه مستضعف در ادبیات امام خمینی(ره) به گونه‌ای است که شمول معنایی آن نه تنها از مرزهای جمهوری اسلامی فراتر رفته، بلکه در مرزهای عالم اسلامی نیز منحصر نمی‌گردد و تمام کسانی را که در کل ممالک اسلامی و نیز بلاد کفر مورد ظلم قرار گرفته و از حقوق خویش محروم گشته‌اند، شامل می‌شود.
حضرت روح الله می‌فرمایند: «من امیدوارم که یک حزب به اسم «حزب مستضعفین» در تمام دنیا به وجود بیاید، و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند، و مشکلاتى که سر راه مستضعفین است از میان بردارند، و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالَم ظلم کنند.» (صحیفه امام، ج‏۱: ۱۴).
۲- گستره معنایی این واژه در سیره و کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی به گونه‌ای است که هیچ‌گاه نمی‌توان آن را صرفاً به یکی از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فکری و فرهنگی و یا سیاسی محدود نمود؛ بلکه کاربردی عام و فراگیر در تمامی حوزه‌های مادی و معنوی دارا می‌باشد.
امام خمینی رحمت الله علیه می‌فرمایند: «در خاتمه باید به یک امر حیاتى، که راه‌گشا براى رفع همه گرفتاریهاى مسلمین و مستضعفین جهان است، اشاره کنم. و آن این است…که آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرت‌هاى تابع این قدرت‌ها با هم اتفاق دارند، عقب نگه داشتن کشورهاى جهان سوم، خصوصاً کشورهاى پهناور و غنى اسلامى، در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و نظامى است، و تحمیل جهات استعمارى در تمامى امور مذکوره بر جهان سوم مى‏باشد» (صحیفه امام، ج‏۱۹: ۳۴۲ ).
۳- دامنه مفهومی استکبار و استضعاف در اندیشه حضرت امام (ره) به گونه‌ای است که مختص به اشخاصی خاص در مناصب حکومتی و صاحبان قدرت و ثروت نمی‌گردد، بلکه تمام افراد جامعه در هر رده و جایگاهی که باشند، در معرضِ قرار گرفتن در جایگاه مستکبر و یا مورد استضعاف واقع شدن خواهند بود.
امام پابرهنگان می‌فرمایند: «هر فرد، مى‏شود که مستکبر باشد و مى‏شود مستضعف باشد. اگر من به زیر دست‌هاى خودم، ولو چهار نفر باشد، تعدى و تجاوز کردم و آن‌ها را کوچک شمردم، بنده‌ی خدا را کوچک شمردم، من مستکبرم و او مستضعف؛ و مشمول همان معنایى است که مستکبرین و مستضعفین هستند» (صحیفه امام، ج‏۷: ۴۸۹).
۴- نوع انتخاب واژگان و نحوه استعمال آن توسط امام راحل (ره) به گونه‌ای است که نه تنها شائبه‌ای مبنی بر ضعف و زبونی کوخ‌نشینان و نگاه ترحم‌آمیز به آنان درپی ندارد، بلکه آنچنان عزت و عظمتی به آنان می‌بخشد که گویی جای حاکم و محکوم تبدّل یافته و این مستغنی است که نیازمند یاری مستضعف است و این مستضعف است که باید توفیق خدمت به خویش را نصیب مستغنی نماید.
پیرجماران می‌فرمایند: «…گمان نمى‏کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد. چرا ما از خدمت به این بندگان خالص حق و این رادمردان شجاع تاریخ بشریت افتخار نکنیم! ما مجدداً مى‏گوییم که یک موى سر این کوخ‏نشینان و شهیددادگان به همه کاخ و کاخ‏نشینان جهان شرف و برترى دارد» (صحیفه امام، ج‏۲۰، ۳۴۲).
۵- در عبارات مشابهی که برای طبقات مستضعف جامعه استعمال می‌گردد، همچون محرومان، اقشار آسیب‌پذیر، طبقات مادون، ضعفا و… نوعی رکود و ضعف یا ترحم و دلسوزی احساس می‌شود، در حالی که در واژه‌ی «مستضعف» نوعی حماسه و قیام برای استیفای کامل حق خویش نهفته است. مستضعف، صاحب حق است و از جایگاهی رفیع در جامعه مدنظر امام(ره) برخوردار است، او «مقتدری» است که «مظلوم» نگاه داشته شده است.
امام مستضعفین می‌فرمایند: «قضیه استضعاف همین است؛ نه این‌که خدا مى‏فرماید ضعفا. ضعفا نه، مستضعفها. یعنى آن‌هایى که قدرت دارند، قدرت ایمان دارند، و آن‌ها نمى‏فهمند و این‌ها را مستضعف حساب مى‏کنند مى‏گویند اینها ضعیفند… آنها ما را ضعیف، حساب مى کنند؛ نه این‌که شما ضعیفید. شما ایمان دارید… قوّت ایمان در شماست و حس شهادت خواهى» (صحیفه امام، ج‏۱۴، ۲۶۱) .
ب – شاید بتوان ادعا کرد که «مقتدر مظلوم» گویاترین تفسیری است که می‌تواند به بهترین شکل ممکن ابعاد نهفته در واژه «مستضعف» را ملموس سازد و البته استضعاف تنها به افراد باز نمی‌گردد، یک ملت نیز می‌تواند در عین اقتدار، مظلوم واقع شود و در راه رسیدن وی به حقوقش موانعی ایجاد گردد؛ لذا تنها راه رهایی یک ملت «مستضعف» از «مظلومیت»، حفظ و تداوم «اقتدار» حتی در شرایط دشوار «بدر و احد» در مقابل مستکبران است.

نظر بگذارید