مقالات

خانه » سیاسی » «یا من یضع المستکبرین» – شماره ۷۵ و ۷۶

«یا من یضع المستکبرین» – شماره ۷۵ و ۷۶

6ly7ok47

چند نکته در باب مستضعفین:

۱. مفاهیم و واژگان در بستر زمان شکل می‌گیرند؛ به تعبیری دیگر واژه‌ها و مفاهیم «تاریخ‌مند»اند.
و از سویی دیگر واژه‌ها که محمل معانی هستند ـ بر خلاف آن‌چه که می‌پنداریم – تنها برای انتقال مفهوم خاصی استخدام می‌شوند و این امر در زبان عربی از اهمیت دو چندانی برخوردار است.
پس برای پی بردن به ژرفای هر مفهوم، دو کار لازم آید:
۱٫ بررسی سیر تکوین آن مفهوم
۲٫ تدقیق در خود آن واژه
الف) تاریخ‌های وحیانی داستان «زندگی زمینی» را از هبوط آدم (ع) شروع می‌کنند؛ و آن‌گاه که هابیل و قابیل ـ که هر دو از فرزندان اویند- مورد «امتحانی» الهی قرار می‌گیرند و در این آزمون تقوا، قابیل که مردود شده است به جای آن‌که در پی «صلاح کار» برآید توطئه قتل برادر مظلومش را می‌چیند و پیش‌بینی ملائک را محقق می‌سازد. «قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک» (سوره بقره/۳۰)؛ و این آغاز «زورگویی ناحق» در تاریخ می‌شود.
از آن پس هرچه که صفحات تاریخ را ورق می‌زنیم (با دیدی کلی) دو صف را در مقابل هم می‌بینیم:
عده‌ای که «خواهان حق» اند و اما از ساز و برگ ظاهری بی بهره!
و عده‌ای دیگر که «پویای باطل» اند و از همه اسباب «قدرت»، «ثروت» و «دانش» برخوردار!
و پیامبران غالبا خود برخاسته از همان دسته‌ی «حق‌خواه مظلوم» اند که پیشوایی و امامت قوم خود را بر عهده گرفته‌اند…
ب) واژه‌ی «استضعاف» با مشتقاتش حدود ۱۳ بار در قرآن آمده است. اهل لغت برآن‌اند که باب «استفعال» معانی مختلفی بر افعال بار می‌کند اما از آن میان دو معنا از بقیه مهم‌ترند:
۱٫ «طلب»؛ که در این‌جا مقصود آن است که عده‌ای «خواهان» به ضعف کشاندن عده‌ای دیگر هستند. «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ» (سوره قصص /۴)
۲٫ «مطاوعه» (اثر پذیری)؛ یعنی در اثر قوت و مکنت ظاهری دسته‌ی قوی، قهرا دسته ضعیف مقهور واقع می‌شوند.

فتأمّل!
۲٫ هر «گفتمان» -که در واقع متشکل از کنار هم چیده شدن یک سری گزاره‌های ارزشی است و امروزه بدان با مسامحه «پارادایم» هم می‌گویند- دارای نظام واژه‌ای و معنایی خاص خود است؛ بدین معنا که «هویت» صحیح و دقیق کلمات آن وقت روشن می‌شود که در همان نظام و در ارتباط با سایر اجزای آن گفتمان (به صورت ارگانیک) فهم شود؛ و گرنه جدا کردن یک واژه و گلچین کردن برخی کلمات دیگر از سایر منظومه‌های فکری نه تنها معانی واقعی کلمات را استحاله می‌کند، بلکه ما را دچار التقاط می‌سازد؛ و این درد امروز ماست!
گفتمان انقلاب اسلامی که در واقع همان گفتمان ناب توحید -«اسلام ناب محمدی»- است ، گفتمانی است تماما دینی و عقیدتی! نه سیاسی (به معنای عرف امروز دیپلماتیک آن) و نه اجتماعی (به معنای خاصی که از این کلمه در علوم اجتماعی مراد می‌شود).
یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌هایی که در مواجهه با غرب گریبان‌گیر ما شده است، همین مسئله است. ما با وارد کردن و استعمال واژه‌هایی که تنها در نظام غربی معنا می‌دهد و با دست شستن از ادبیات و فرهنگ دینی خود تنها نصیبی که برده ایم «همسو شدن با نظم جهانی» (بخوانید جبهه استکبار) است!
وقتی که «ولایت» به «مدیریت» تنزل داده می‌شود، و هنگامی که «امت» به «جامعه» فروکاسته می‌شود، طبعا «مستضعفین» هم تبدیل به «اقشار آسیب پذیر» می‌شوند! (دقت بفرمایید که در این حالت ضمن محصور ساختن ابعاد وسیع این گفتمان دینی و تنزل دادنش در حد یک مفهوم اقتصادی به طور ضمنی این طبقه را طبقه‌ای دانسته‌ایم که به جهت بی‌عرضگی خود محروم از امکانات شده‌اند؛ و دیگر سخنی از کسانی که این شرایط را ایجاد کرده اند نیست!)

 ۳.استکبار، استعمار، استثمار، استحمار!
این‌ها تنها کلماتی هم قافیه نیستند، که برای آراستن کلام در کنار هم جای گرفته باشند، بلکه علاوه بر هم‌وزن بودن، این مفاهیم مراحلی‌اند که جبهه استکبار برای به قید و بند کشیدن ملت‌ها به کار می‌گیرد.
نفی عزت و استقلال ملی کشورها (استعمار)، و به یغما بردن منابع و امکانات و سرمایه‌های آن کشور (استثمار)، و همه این‌ها را در پوشش عناوین پرآب و تابی نظیر «گسترش دموکراسی» و «تلاش در راستای بهبود وضع حقوق بشر» (استحمار) انجام دادن؛ بخشی از بلایی است که فراعنه عصر ما بر سر مستضعفان عالم آورده‌اند.

 ۴٫ چاره چیست؟
با این جشن‌های سالانه نیمه شعبانی ما ، امیدی به آمدن «امید مستضعفان» نیست! و از طرفی «اگر قرار است که دنیا با آمدن خورشیدی روشن شود این به آن معنا نیست که تا آمدن آن خورشید در تاریکی به سر ببریم.»۱
گاهی باید قلم را بر زمین نهاد و کاری کرد. کاری از جنس حضور. کاری از جنس جهاد. مگر نه این‌که «انّ الحیاۀ عقیدۀ و جهاد؟»
پس «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»۲
فلذا «راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابر قدرت‌ها و خصوصاً امریکا را شکست، و الزاماً یکى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزى. که در مکتب ما هر دوى آن‌ها پیروزى است. که ان‌شاءاللَّه خداوند قدرت شکستن چهارچوب سیاست‌هاى حاکم و ظالم جهان‌خواران، و نیز جسارت ایجاد داربست‌هایى بر محور کرامت انسانى را به همه مسلمین عطا فرماید؛ و همه را از افول ذلت به صعود عزّت و شوکت همراهى نماید» ۳

 ۵٫ سخن آخر:
مستکبرین جنود شیطان‌اند «ابی و استکبر و کان من الکافرین» (بقره/۳۴) و مستضعفین لشکریان خدای رحمان  و هم اوست که وعده حاکمیت ایشان را در سه کتاب آسمانی داده است «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (انبیاء /۱۰۵)
«وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ» (توبه/۱۱۱)؟!
«یا من یرفع المستضعفین»

نظر بگذارید