مقالات

خانه » سیاسی » جبهه‌ای به وسعت عالم – شماره ۷۵ و ۷۶

جبهه‌ای به وسعت عالم – شماره ۷۵ و ۷۶

u81rco5k

تأسیس حزب جهانى مستضعفین؛ چاره نابودی استکبار:

۱- انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان‌ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام»۱ حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.«لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد و از همین روست که به تعبیر حضرت روح الله جهان‌خواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته­اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست اندرکاران کشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگ‌تر کرده‏اند و بغض و کینه و ترس و وحشت خود را در این حرکتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شک جهان‌خواران به همان میزان که از شهادت طلبى و سایر ارزش‌هاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّما هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت‌هاى جهان به اسلام زیادتر مى‏شود.»۲
لذا توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آن‌ها، هم جزء وظایف دینی و انسانی ماست و هم به عنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم به شمار می‌آید.
۲- تلقی رایج و برداشت موجود از واژه مستضعف و مستکبر نه امروز که از گذشته در جامعه ما به واسطه اشتراک لفظی موجود و تحلیل‌های نادرست دچار نوعی التقاط و اشتباه شده است.
استضعاف و استکبار محدود به استضعاف اقتصادی نیست بلکه انواع مختلف استضعاف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و … را نیز در بر می‌گیرد. چه بسیار اشخاصی که به لحاظ اقتصادی مستضعف نبوده ولی به لحاظ فرهنگی و اعتقادی جزء مستضعفین به شمار می‌آیند.
در ادبیات دینی و انقلابی مستضعف یعنی کسی که به استضعاف کشیده شده و خودش و دیگران او را ضعیف و ناتوان می شمارند در صورتی که واقع امر چنین نیست. مستکبران نیز کسانی هستند که خودشان و دیگران آن‌ها را برتر می شمارند در صورتی که واقع امر چنین نیست. در حقیقت کلمات استکبار و استضعاف را با توجه به یکدیگر باید معنا کرد.
متأسفانه آن‌چه که بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته است همین بُعد اقتصادیِ استضعاف است در حالی که بعد فکری – فرهنگی استضعاف که اهمیت بیشتری دارد مورد غفلت واقع شده است. و البته برخی از ما در توجه به همین بعد اقتصادیِ استضعاف نیز دچار خطا شده و نفس سرمایه و سود آوری را محکوم کرده و مذموم شمرده‌اند و شاید به دلیل همین فهم غلط از «تفکر اقتصادی عدالت محور» باشد که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با تشکل‌های دانشجویی در ماه رمضان، آن‌ها را از نگاه سوسیالیستی و مارکسیستی بر تفکر اقتصادی شان برحذر داشتند.
بنابراین اگر به سایر ابعاد استضعاف همچون بعد اقتصادی نگریسته و اهتمام شود و چنان‌چه استضعاف فکری رفع شود می‌توان امیدوار بود که استضعاف اقتصادی نیز برطرف خواهد شد. در واقع قدم اول برای مبارزه با همه انواع و اشکال استضعاف، خود باوری و اعتماد به نفس ملی- مذهبی است. باید به توانایی و قدرت اصلاح و تغییر وضعیت ایمان داشت و دانست که مبارزه با استضعاف نیز بیش از آن‌که از بیرون هدایت و راهنمایی شود یک مبارزه درونی و برآمده از عمق جان و اعتقاد است.
۳- در قرآن کریم، برتری‌جویی و خودبزرگ‌نمایی۳، تفرقه افکنی در میان مردمان محروم و مستضعف۴، به فساد کشیدن مردم و ترویج مفاسد۵، تحقیر و توهین به مردم۶ و اسراف و ولخرجی۷ از نشانه‌های مستکبرین ذکر شده است.
در حقیقت مستکبران افرادی‌اند که خود را برتر از دیگران می‌دانند و نشان می‌دهند. آن‌ها می‌گویند: ما سیاست‌مدار، عالم و عاقل هستیم و مصالح شما را بهتر از خودتان تشخیص می‌دهیم. از ما اطاعت کنید تا سعادت و خوشبختی شما را فراهم سازیم. ما می‌فهمیم و شما نادانید. حق پرسش و اجازه انتقاد و ایراد ندارید. آن‌ها راه را برای ترویج مفاسد اخلاقی باز می‌گذارند و مردم را به عیاشی و لهو و لعب سرگرم می سازند تا با تقلیل سطح امیال و خواسته‌های آدمیان، هویت و آرمان‌های بلند انسانی خود را فراموش کرده و در برابر خواسته‌های‌شان تسلیم گردند.
مستکبران اگرچه اقلیتی بیش نیستند ولی امکانات و سرمایه‌های عظیم خدادادی اعم از زمین، آب، منابع معدنی و زیرزمینی، سیاست، فرهنگ، دانشگاه و علم و … را به دست گرفته اند و مستضعفین را به استعمار و استثمار خویش درآورده‌اند و چنان‌چه توده‌های مردم با آنان همکاری نکنند همین قدرت پوشالی و غیر واقعی را نیز نخواهند داشت. آنان با حیله‌گری و تلقینات دروغین، شعار «شما نمی توانید (لستم بقادرین)» را در جامعه منتشر می‌کنند و اندک توفیقات مستضعفین را نیز به خود نسبت می‌دهند.
استکبار به معنای دنیای کفر و شرک و الحاد نیست و استضعاف برابر با دنیای اسلام و جهان تشیع نیست. چه به ظاهر مسلمانانی که در ورای ریش و تسبیح و عمامه با خوی استکباری به استضعاف محرومین فکری و اجتماعی مشغولند و چه بسیار بت پرستان و آتش پرستان و مشرکانی که در دایره مستضعفین به شمار می‌آیند.
بنابراین، مستضعفین واقعاً ضعیف و ناتوان نیستند بلکه خودشان را ضعیف می‌پندارند. مشکل مستضعفین ناتوانی واقعی نیست بلکه اختلافات درونی و نادانی و اطاعت کورکورانه از مستکبران است. مستکبران نیروهای سرکوب‌گر را از خود مستضعفان فراهم می‌سازند و بر سر خودشان می کوبند، و استثمارشان می‌کنند.
۴- آینده مستضعفین را خداوند متعال در قرآن کریم به روشنی ترسیم کرده است. آینده ای روشن و سعادتمند که در سایه مبارزه تاریخی استضعاف و استکبار بدست خواهد آمد.
در طول تاریخ، هرچند وقت یک بار در گوشه ای از جهان به وسیله محرومان نهضتی بر پا می‌شد و بر ضد مستکبران و ستمکاران و زراندوزان قیام می‌کردند. گاهی در همان آغاز امر شکست می‌خوردند و به وسیله عوامل استکبار سرکوب می شدند و گاهی پیروز می شدند و عوامل استکبار را کنار می‌نهادند و به طور موقت چند صباحی در مسند قدرت قرار می‌گرفتند.
این پیش‌بینی تاریخی قرآن کریم تنها با عمل به توصیة حضرت امام (ره) در «تأسیس حزب جهانی مستضعفین» محقق خواهد شد.
این حزب قطعاً تأسیس و اداره‌ای نظیر سایر احزاب سیاسی و اجتماعی نخواهد داشت، بلکه صورتی متمایز از آن‌چه تاکنون در اذهان ترسیم شده را شکل خواهد داد. مانیفست حزب برگرفته از توصیه قرآن کریم بر اجتماع مردمان با یکدیگر بر پایة تأکید بر کلمه توحید و پرستش خدای یگانه و نفی شرک و به استضعاف نکشیدن مردم و رعایت حقوق بشر توسط یکدیگر استوار است.۸
اعضای حزب تمام مستضعفین دنیا، اعم از مُسْلم و غیر مُسْلم را شامل می‌شود و اگر یک چنین حزبى که همان «حزب اللَّه» است، در عالَم پیدا بشود، با رفع این دو اشکال، تمام مشکلات مسلمین رفع مى‏شود و بی تردید هیچ قدرتى با این قدرت‌ها نمى‏تواند مقابله بکند.۹

نظر بگذارید