مقالات

خانه » باء بسم الله » تاملی بر شعار «ما می‌توانیم» در عرصه‌‌ی علوم انسانی اسلامی / ویژه‌نامه حیات علمی

تاملی بر شعار «ما می‌توانیم» در عرصه‌‌ی علوم انسانی اسلامی / ویژه‌نامه حیات علمی

جلد حیات علمی

۱- هر کسی که اندکی در کار مدیریت حتی در سطح یک مجموعه‌‌ی کوچک فرهنگی، سیاسی، و یا اقتصادی وارد باشد، با کمی دقت به خوبی می‌تواند بفهمد که داشتن الگوی صحیح برای اداره‌‌ی آن مجموعه چقدر مهم است. به طوری که بدون آن الگو، اصلا نمی‌داند که چه اهدافی را باید دنبال کند و چگونه به آن اهداف دست پیدا کند. حال وقتی به سطوح بالاتر می‌رویم و کار اداره‌‌ی کلّ جامعه و حتی جهان بر عهده‌‌ی ما قرار می‌گیرد، مشکل چندین برابر بزرگ‌تر می‌شود. یعنی چالش‌های بسیار بزرگ‌تر و مسائل بسیار عمیق‌تری به وجود می‌آید.

۲- انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و حکومت طاغوت را ساقط کرد، و به جای آن حکومت ولایت فقیه قرار گرفت. اما هنوز در مسائل مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مسائل بسیاری وجود داشت که پاسخ اسلام به آن‌ها از منابع اسلامی استخراج نشده بود. از طرفی بخش‌های مختلف نظام اسلامی وارد کار شده بودند و نیاز به برنامه و نظریه برای اداره‌‌ی جامعه داشتند. لذا مسئولین آن بخش‌ها به سمت نظریه‌های موجود که جزء نظریات غربی مبتنی بر فلسفه‌های غیر الهی بود رفتند و ساختارها و برنامه‌ها را بر آن اساس بنا نهادند.

۳- از همان سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی و خصوصا در دهه‌‌ی هفتاد و هشتاد، این نیاز حیاتی احساس شد و تاکیدهای فراوانی از طرف مسئولین نظام و در رأس آن‌ها رهبر معظم انقلاب اسلامی روی آن صورت گرفت. امروزه دیگر این ضرورت برای تعداد زیادی از دانشمندان علوم اسلامی و انسانی روشن گشته است و موجب شده است که حرکت‌هایی را به این سمت انجام دهند اما این حرکت‌ها کافی نیست.

و البته هستند کسانی که عقیده دارند که ما هر چه بکنیم از غرب عقب‌تریم و همواره باید گوشمان به دهان آن‌ها باشد تا ببینیم چه می‌گویند و اگر کار علمی‌ای هم می‌کنیم باید به صورتی باشد که مورد قبول آن‌ها (جامعه‌‌ی علمی!) قرار گیرد. این نگاه و احساس آن قدر در آن‌ها قوی است که حتی فکر این که بخواهند بر اساس مبانی خودشان -که در بسیاری از موارد با مبانی غربی تعارض‌های جدی دارد-  علوم انسانی به وجود بیاورند به مخیله‌شان خطور نخواهد کرد. انگار یک حالت تعبّد نسبت به غرب دارند و یک بدبینی عجیب نسبت به نیروی درون.

۴- ما باید علوم انسانی اسلامی تولید کنیم تا بر اساس آن نحوه‌‌ی اداره‌‌ی زندگی را به شکلی که سعادت دنیا و آخرت انسان‌ها را فراهم آورد به دست آوریم و به عالم بشریت عرضه کنیم. اگر ما این نیاز به الگوی صحیح زندگی را به شیوه‌‌ی صحیح و بر اساس مبانی فکری مستحکم اسلامی بر طرف نسازیم، قطعا به شیوه‌های نادرستی پاسخ داده خواهد شد و آن پاسخ‌ها، انسان‌ها و جوامع را هر چه بیشتر و بیشتر از سعادت دنیا و آخرتشان دور می‌سازد.

۵- تولید علم دینی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی قطعا کار دشواری است و نیاز به حرکتی جهادی دارد، تا خداوند در نتیجه‌‌ی جهاد و اخلاص آن مجاهدان، چشمه‌های حکمت را در قلبشان بجوشاند و بر زبانشان جاری سازد.

۶- بار حرکت جامعه و جهان به سمت تمدن نوین اسلامی، بر دوش جوانان انقلاب اسلامی است. همان‌ها که دل در گرو اسلام ناب محمّدی دارند و تمام زندگی خود را برای اعلای کلمه‌‌ی الله صرف می‌کنند. این جوان‌ها در عرصه‌های دفاع مقدس، جهاد سازندگی، پیشرفت علوم تجربی و فنی، و حتی عرصه‌های فرهنگی و سیاسی گام‌های اساسی و مهم برداشته‌اند و نقش‌های حیاتی ایفاء کرده‌اند، اما عرصه‌‌ی علوم انسانی اسلامی که بر تمام عرصه‌ها و شئون دیگر نظام اسلامی اثر خواهد گذاشت هنوز فتح نشده باقی مانده است.

۷- «والعصر» طلیعه ای است از تحولی فراگیر و بزرگ. یکی از جویبارهایی است که به فضل خدا به رود بزرگی تبدیل خواهد شد، و در کنار جویبارها و رودهای دیگر دریای تمدن نوین اسلامی را به وجود خواهد آورد. حرکتی است جهادی که توسط عده‌ای از جوانان مخلص در دانشگاه امام صادق علیه السلام آغاز گشت و تاکنون مایه‌‌ی خیر و برکت‌های فراوان گشت و البته هنوز در آغاز راه است. راهی که تلاش دارد سیطره‌‌ی ظالمانه‌‌ی غرب بر کل عالم را –که مهم‌ترینِ آن، سیطره‌‌ی فکری و علمی است- کنار زند و راه را برای حکومت جهانی اسلام و آمدن منجی عالم بشریّت باز نماید.

نظر بگذارید