مقالات

خانه » اسلایدر, نشریات وابسته » شماره ۳۵ نشریه فتح

شماره ۳۵ نشریه فتح

fath35-slider

شماره ۳۵ فتح؛ ویژه‌نامه هیات میثاق با شهدا منتشر شد. فلسفه گریه و عزاداری امام حسین از نگاه امام خمینی(ره)، عاشورا تکرارشدنی است(۵) ، ضرورت «امربمعروف و نهی از منکر مسئولین» در حکومت اسلامی، گزارش تصویری از فعالیت هیئت نوجوانان و … موضوعاتی است که در این شماره می‌توانید بخوانید.

 

 

دریافت شماره ۳۵ نشریه در قالب PDF و کیفیت بالا

← دانلود→

 

برای مشاهده هر صفحه در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کنید:

fath-35_Page_1fath-35_Page_2fath-35_Page_3fath-35_Page_4

 

 

در این شماره می‌خوانید:

 

به سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت دادیم!

جمهوری اسلامی عزیزترین نظام حکومتی در قلب‌های ما است که با اعتقادات دینی و مذهبی ما پیوندی وثیق دارد. ما برای تاسیس این نظام حدود ۳۰۰ هزار شهید تقدیم راه خدا کرده‌ایم و با تأسیس این حکومت آرزوی هزار و چهارصد ساله شیعه را تحقق بخشیده‌ایم.

ما سی و چند سال است که برای حفظ و استحکام و پیشرفت این نظام از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ایم. دشمن هم از هیچ نامردی‌ای برای ضربه زدن به این حکومت الهی دریغ نکرده است. پیکار ما با این دشمن غربی وحشی و تفاله‌های داخلی آن لحظه‌ای متوقف نشده است.

در این مبارزه بی‌امان، گاهی برخی از دوستان زبان به شکوه گشوده و از رفتار کینه‌توزانه برخی دولت‌مردان با جریان انقلابی و حزب اللهی گلایه می‌کردند. در این موارد همیشه نصیحت بزرگترها به ما این بود که صبر کنید و ببینید که به لطف خدا این فتنه‌ها می‌گذرد و مردم با تکیه بر اهل بیت (ع)، انقلاب را از خطرات نجات می‌دهند.

در طول یک سال و نیم گذشته و پس از روی کار آمدن دولت جدید، بارها شد که دوستان زبان به شِکوه گشودند که این دولت دارد به انقلاب ضربه می‌زند. انرژی هسته ای را تعطیل می‌کند، عزت ملی را زیر سوال می‌برد، با شیطان بزرگ هم‌پیاله شده و عاشقانه مذاکره می‌کند، در بیداری اسلامی ضعیف عمل می‌کند، در نقاط مرزی و سنّی‌نشین به جریانات تندرو میدان می‌دهد، کسانی که در سال ۸۸ قصد سرنگونی نظام را داشتند را به سِمَت وزیر و معاون رئیس جمهور منصوب می‌کند، در مسأله فرهنگ به بی بند و باری دامن می‌زند و جناح مومن را تضعیف می‌کند و ده‌ها مورد این چنینی…

اما در همه این شکوه‌ها و اعتراضات، من چشم به محرم حضرت حسین (ع) داشتم تا باز هم از راه برسد و ملت را بیدار کرده و در کوس رسوایی برخی منحرفین بدمد و طناب‌داری که در مذاکره با امریکا بر گردن انقلاب انداخته شده را پاره کند. مطمئن بودم که فرا رسیدن محرم، هم‌پیالگان با عمر سعد زمان را رسوا می‌کند و ندای یالثارات الحسین از سراسر ایران برمی‌خیزد و روح قیام و حماسه در کالبد ملت دمیده خواهد شد. اما آقای رئیس جمهور سخنی گفت که بنده آن را نه تنها تحریف عاشورا که خیانت به شیعه می‌دانم و سکوت در برابر این اقدام را برخودم حرام می‌شمارم.

آقای روحانی در زنجان گفت ما از کربلا درس مذاکره می گیریم (!) چنین تعبیری قطعا تحریف در پیام عاشورا است. سال‌ها است که شیعه با تکیه بر قیام عاشورا علیه کفر و ظلم قیام می‌کند و انقلاب ما نیز حاصل همین محرم و صفر است و تعبیر آقای روحانی در قامت یک روحانی و رئیس جمهور از کربلا و پیام آن، اساسا قتل و ذبح روح قیام در شیعه است. اگر پیام کربلا را مذاکره با دشمن بدانیم، عملا شیعه دیگر نمی‌تواند قیام کند و در راه رسیدن به آرمان‌ها جان‌فشانی کرده و دار و ندارش را فدای هدف کند.

این‌که آقای رئیس جمهور در اثر شکست ننگین در مذاکرات و ناتوانی در لغو تحریم‌ها، ناچار شده دست به دامان کربلا شود واقعا جای بسی تاسف و اندوه دارد.

آقای روحانی! ما از شما دیگر انرژی هسته‌ای نمی‌خواهیم، حتی از شما نمی‌خواهیم که چرخ کارخانه‌ها را بچرخانید. نمی‌خواهیم که ضدانقلاب و فتنه‌گران را در جایگاه معاون رئیس جمهور و وزیر منصوب نکنید تا برای سرنگونی جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کنند.

آقای روحانی! اگر برخی معاونان و وزرا و مشاوران شما از سال ۸۸ تاکنون (و پیش از آن) برای سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش و برنامه‌ریزی کنند دیگر آن چنان برای ما مهم نیست، به شرط آن که کسی قیام عاشورا را تحریف نکند؛ چرا که اگر به فرض محال جمهوری اسلامی عزیزمان هم سرنگون شود، ما با تکیه بر قیام عاشورا مجددا قیام خواهیم کرد و جمهوری اسلامی دیگری تاسیس می‌کنیم. آقای روحانی! اگر قیام عاشورا به معنای قُعود مذاکره تحریف شود، حتی حفظ جمهوری اسلامی هم دیگر فایده‌ای ندارد، چرا که جمهوری اسلامی تحریف شده و خنثی که خار چشم مستکبران نباشد، دیگر جمهوری اسلامی نیست و ما به سرنگون شدن آن راضی هستیم…

 

جنبه‌ی سیاسی، بالاترین جنبه‌ی عزاداری

فلسفه‌ی عزاداری برای امام حسین در بیان امام خمینی (ره)

شما انگیزه‌ی این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقطاین است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به اینگریه‌ها دارد و نه این گریه‌ها خودش – فی نفسه – کاری از آن می‌آید، لکناین مجلس‌ها مردم را همچو مجتمع می‌کنند و یک وجهه می‌دهند، سی میلیون، سیو پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و خصوصاً دهه عاشورا، یک وجهه، طرفیک راه می‌روند. این‌ها را در این ماه محرّم، خطبا و علما در سرتاسر کشورمی‌توانند بسیج کنند برای یک مسئله. این جنبه سیاسی این مجالس بالاتر ازهمه جنبه‌های دیگری که هست. بی خود بعضی از ائمه ما نمی‌فرمایند که برایمن در منابر روضه بخوانند. بی خود نمی‌گویند ائمه ما به این‌که هرکس کهبگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش [بگیرد] اجرش فلان فلاناست. مسئله، مسئله گریه نیست. مسئله، مسئله تباکی نیست. مسئله، مسئلهسیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، می‌خواستند که اینملت‌ها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راه‌های مختلف. این‌ها رایکپارچه کنند تا آسیب‌پذیر نباشندمسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد بر چیزهای دیگرش. (صحیفه نور، جلد ۱۳، ص ۱۵۴، تاریخ ۱۴/۸/۵۹)

 

ضرورت «امر به معروف و نهی از منکر مسؤولین» در حکومت اسلامی

این‌جا اسرائیل نیست (۱)

۱- لابد شنیده‌اید که گفته‌اند: «النّاس علی دین ملوکهم»؛ مردم بر مبنای دین و گفتمان دولت‌مردانشان رفتار می‌کنند. در همین کشور خودمان هم تجربه‌اش را بارها داشته‌ایم. بیشترین آمار ناهنجاری‌های اجتماعی در حوزه اخلاقی و شکستن قبح عفّت و فراگیر شدن منکرهایی مانند بی‌حجابی را در دولتی داشتیم که گفتمان فرهنگی‌اش را بر مبنای آزادی‌های غیر متعارف لیبرالی تعریف می‌کرد و معروفات جامعه را به منکر اصلاح می‌نمود! و یا قبل‌تَرش وقتی اختلاف طبقاتی و اشرافیت در جامعه فراگیر شد که آقازاده‌های یک مسئول بلند پایه را درست در زمان بازگشت اسرا به کشور و درست وقتی که هنوز بوی خون و شهادت از کوچه‌ها و خیابان‌های شهر رخت بر نبسته و خیلی از مردم هنوز داغ‌دار جوانان بهشتی‌شان بودند، با عکس‌های آن‌چنانی در پیست‌های اسکی و اسب‌سواری می‌یافتیم.

۲- والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یُخرجونهم من النّور الی الظلمات؛ آیت‌الکرسی را کم و بیش همه‌مان حفظ هستیم، قبل‌ترها مادرانمان یادمان داده‌اند. صراحت قسمت دوم آیه‌ی سومش تقریبا بی‌نظیر است. کسانی که کافر شده‌اند، ولیّ‌شان طاغوت است. و طاغوت آن‌ها را از نوری که در آن هستد خارج می‌کند. آیه به روشنی می‌گوید که خود کفّار و کسانی که به نوعی «نُکفِرُ ببعض» هستند و قسمتی از کفر در وجودشان است توسط طاغوت به ظلمات و تاریکی مطلق سقوط می‌کنند.

۳- این‌جا اسرائیل نیست. و ما نیز دولتمان دولت طاغوت نبوده است و نخواهد بود. تمام خواسته ما همین است که ما نسبت به حکومت دین ادعا داریم. ما دین قوی حکومتی اصیل می‌خواهیم. این‌جا اسرائیل نیست؛ این‌جا نه ملوک الطوایف معنا دارد و نه انتفاضه؛  هر امری را باید از مبدأ و رأس اصلاح نمود.

۴- امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر را فرو مگذارید، که بدترین کسانتان بر شما حاکم‏ و سرپرست شوند، از آن پس، هر چه دعا کنید به اجابت نرسد. امیر مومنان علی علیه السلام فرمودند.

۵- در طول تاریخ دعوا همیشه سر الویت‌ها بوده و هست؛ «امر به معروف و نهی از منکر» واژه نام‌آشنای این روزهای مملکت ماست. واژه‌ای که خیلی وقت است هم غریب است و هم قربانی. هم قربانی داده است و هم خودش قربانی شده است. وقتی بسیاری از معروف‌ها و منکرهای یک جامعه بر مبنای رفتارها و گفتمان‌های مسئولین آن جامعه ابتدا تئوریزه می‌گردند و بعد به فرهنگ تبدیل می‌شوند می‌بایست برای اصلاح و نیز برای امر به معروفات و نهی از منکرات دینی اولویت‌بندی نمود. آری، ما دین را سیاسی می‌خواهیم و سیاست را نیز می‌بایست از رأس اصلاح کرد. آیا تا به حال به این اندیشیده‌ایم که در جامعه‌ای که فساد در سطوح مختلف مدیریتی آن اعم از مالی و اخلاقی- ولو محدود- به چشم می‌خورد، در جامعه‌ای که واحد محاسبه‌ی فسادهای مالی بعضی مدیرانش از چند صد میلیارد شروع می‌شود و تا چند هزار میلیارد ادامه دارد، در جامعه‌ای که «کرسنت» معروف می‌شود و «تولید داخلی بنزین بر مبنای اقتصاد مقاومتی و خود کفایی» منکر، در جامعه‌ای که مدیران فرهنگی‌اش دائم صحبت از آزادی‌های لیبرالیستی در هنر می‌کنند و معاونانشان به مجالس مختلط رقص و رپ و آواز غربی در روز عرفه مجوز می‌دهند، در جامعه‌ای که فیلم‌های ضد انقلابِ یواشکی ساخته شده، هم تقدیر می‌شوند و هم ترویج و بعد نماینده‌ی جمهوری اسلامی می‌شوند در جشنواره‌های خارجی، در جامعه‌ای که بزرگترین و اصلی‌ترین دغدغه‌ی مسئولین فرهنگی‌اش برداشتن فیلترینگ و آزاد کردن سایت‌های مروج آزادی‌های یواشکی در کشور است، آیا در چنین جامعه‌ای واقعا می‌توان به دختری که موهایش از لای روسری‌اش بیرون خزیده تذکر داد که مثلا خانم حجابت را رعایت کن؟ و یا شما آقا پسر از خانمی که دستت را انداختی در گردنش کمی فاصله بگیر؟ و یا شما آقای راننده صدای ضبطت را کمتر کن چراکه آهنگ لهو و لعبی که گذاشتی و مخصوصِ مراسم‌های مجوزدارِ وزارت فرهنگ خودمان است حرام است؟! و یا دیگر اِل و بِل و جیم بِل‌های مثل این. و اگر می‌توان آیا واقعا اثری مترتب بر آن است یا خیر!

۶- امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند بالاترین درجه امر به معروف و نهی از منکر، امر به معروف و نهی از منکر مسئولین است.

۷- بی شک قصد نگارنده‌ی این سطور تنافی امر به معروف لسانی در سطح خیابانی جامعه با امر به معروف و نهی از منکر مسئولین نیست و در پس نیتش هیچ مغالطه‌ای در میان نیست. حرف فقط همین است؛ دعوا سر اولویت‌هاست. حرف فقط همین است؛ این‌جا اسرائیل نیست؛ ما نسبت به همه‌ی حکومتمان حرف داریم، نسبت به همه‌ی حکومتمان مطالبه داریم، هم امر داریم و هم نهی. همین!

 

عاشورا تکرار شدنی است (۵)

حبّ حسین (ع) یا حبّ دنیا!؟

فقط پنجاه سال طول کشید تا یاران و شاگردان مکتب پیامبر (ص) آن چنان تغییر کنند که یزید را به حسین (ع) ترجیح دهند و او را به قتل برسانند. علت آن به تعبیر مقام معظم رهبری، تغییر در چهار رکنی بود که پیامبر جامعه اسلامی را بر اساس آن بنا نهاده بود: «معرفت»، «عبودیت»، «عدالت» و «محبت».

محبت، اصلی‌ترین انگیزه‌ی یک انسان برای نشان‌دادن یک رفتار خاص از خود است و سعادت انسان در دنیا و آخرت زمانی محقق می‌شود که این عشق در مسیر درست قرار گیرد. ادیان الهی نیز سعی می‌کنند تا در یک نظام عاطفی، علایق فطری انسان به کمال بی‌نهایت را، به صورت آگاهانه، بر مبنای عشق به خدا قرار دهند. این‌جاست که دلیل تأکید اسلام به محبت اهل بیت هم بهتر فهمیده می‌شود.

اطاعت شاید اصلی‌ترین نتیجه‌ی محبت باشد. وقتی مؤمنین در درجه‌ی اول محبّ خدا و پس از آن محبّ اولیای او باشند و وقتی که در جامعه‌ی اسلامی مردم به رهبر خود صمیمانه عشق بورزند بدون شک از آنان اطاعت می‌کنند و این یعنی تحقق توحید در عرصه‌ی عمل و عبادت. لذا این محبت متقابل بین حکومت و مردم است که مصداق حقیقى ولایت را در جهانِ متشتّت، متمایز مى‏کند و نشان مى‏دهد که این نظام اسلامى است.

رفتار پیامبر اسلام (ص) چه قبل از ایجاد و گسترش حکومت اسلامی و چه بعد از آن عامل نزدیک شدن قلب مردم به ایشان بود. معاشرت ایشان با مردم بسیار صمیمی بود. چنین تواضعی در برابر مردم باعث می‌شد که مردم هم خالصانه به ایشان عشق بورزند. اما پس از رحلت پیامبر (ص) و به خصوص در زمان بنی‌امیه، به تدریج خلافت به نوعی پادشاهی تبدیل شد. حاکم جامعه دیگر شأن خود را بالاتر از این می‌دانست که مانند مردم زندگی کند. چنین حاکمانی توجهی به زندگی مردم نداشتند و اولویت اوّلشان حفظ قدرت و منافع خود بود. در مقابل، مردم نیز در رفتار خود با اطاعت از چنین حاکمانی، رفته‌رفته گرایش‌ها، یعنی همان حبّ و بغضشان تغییر کرد، نتیجه آن شد که عده‌ای نسبت به حسین (ع) بی‌تفاوت شدند و عده‌ای دیگر اورا کشتند «بُغضاً لأبیه».

در انقلاب اسلامی نیز حرکت مردم بر پایه محبت به امام استوار شد، در جمهوری اسلامی، امام و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب، محبوب‌ترین چهره‌ها بوده‌اند. مسئولین دیگر هم به تناسب دلسوزی‌ای که در کارهایشان برای مردم خرج می‌کردند مورد محبت آنان قرار می‌گرفتند. ولی از دوره‌ای به بعد خوی اشرافی‌گری در برخی مسئولان ما هم نفوذ کرد و روحیه خدمت به مردم را از بین برد. جای هیچ تردیدی نیست که فراموش کردن خدمت به مردم، در نهایت ثمره‌ای جز عدم حمایت مردم از این مسئولان نخواهد داشت و مشاهده رانت‌های کلان برای بعضی مسئولان و خانواده‌هایشان می‌تواند به شدت مردم را از حکومت دلسرد کند.  ای‌کاش چنین مسئولانی بفهمند که اگر مردم آن‌ها را در کارهایشان حمایت نکنند، توانایی انجام هیچ کاری را نخواهند داشت. و ای‌کاش مردم بدانند که اگر نسبت به خطای مسئولی بی تفاوت باشند و یا او را یاری رسانند، رفته‌رفته حبّ و بغض‌هایشان دگرگون می‌شود و در جامعه ارزش‌ها تغییر می‌کند و جای منکر و معروف عوض می‌گردد.

 

دم پایانی محرم الحرام ۱۳۹۳ هیأت میثاق با شهدا

****************

در جان ما هر دم/ غوغای عاشوراست

بیداری عالم/از یا حسین ماست

با روضه ها هر لحظه می‌سوزیم و می‌باریم

بر لب همه «یا لیتناکنّا معک» داریم

تا آن دمی که سر به پای یار بگذاریم

نذر تو این جان و تن/  مولا اباعبدالله

ذکر نفس های من/ لبیک یا ثارالله

(لبیک یا ثارالله)

میثاق این دل با/ خون شهیدان است

جان روشن از یادِ/ پیر جماران است

از سر گذشتن، سرگذشت و سرنوشت ماست

دلداده ایم و بهر ما هر روز عاشوراست

ما راهمان از کربلا تا مسجد الأقصاست

ما انقلابی هستیم/ مِهر ولایت با ماست

هیهاتَ منّا الذّله/ شوق شهادت با ماست

(لبیک یا ثارالله)

دل خسته از هجران/ دلتنگ دیداریم

چشم انتظارانِ/ دیدار آن یاریم

بر ندبه‌های جمعه‌های ما نگاهی کن

بر گریه‌های روضه‌ها آقا نگاهی کن

بر لاله‌های سرخ این صحرا نگاهی کن

نذر قدم‌هایت شد/ خون شهیدان ما

آماده پیکاریم/ یابن الحسن یا مولا

(یابن الحسن یا مولا)

شاعر: محمد مهدی سیار

 

پای درس استاد ۵

پاداش سلام کردن

رسول گرامی اسلام صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود:

اِنّ فی الجنه غُرَفاً یُری ظاهِرِها من باطنها و باطنُها مِن ظاهرِها یَسکُنُها مِنل امَّتی، مَن اطابَ الکَلامَ واطعَمَ الطعامَ و افشَی السلام و صلّی باللَّیلِ و النّاس نِیامٌ

در بهشت خانه هایی وجود دارد که برون آن از درون و درون آن از برون دیده می شود. از امت من کسانی که سخن خوب بگویند و مردم را اطعام نمایند و به طور آشکار سلام کنند و هنگامی که مردم در خواب هستند به نماز (نماز شب) برخیزند در این خانه ها سکونت خواهند کرد.

و نیز از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرزندان عبدالمطلب را دعوت کرد و فرمود:

یا بنی عبدالمطلب افشوُا السلامَ و صلوُا الارحامَ و تَهَجّدوا و النّاسُ نِیامٌ، وَ اطعموا الطّعامَ و اطیبوا الکلامَ تَدخلوا الجنّهَ بِسَلامٍ

ای فرزندان عبدالمطلب! آشکارا سلام کنید و صله رحم انجام دهید و هنگامی که مردم در خواب هستند شب‌زنده‌داری کنید و به عبادت خدا بپردازید و مردم را اطعام کنید و سخن خوب بگویید تا به سلامت وارد بهشت شوید.

از سویی دیگر امام صادق علیه‌السلام در مورد نکوهش از ترک سلام فرمود که خدای متعال می‌فرماید:

إنَّ البخیلَ مَن یَبخَلُ بِالسّلامِ

بخیل کسی است که حتی از سلام کردن بخل بورزد.

برخی افراد تنها به دوستان و آشنایان خود سلام می‌کنند، ولی اسلام این گونه طرز تفکر را مردود شناخته و مسلمانان را موظف می‌داند که به هر کس برسند سلام کنند.

سید قطب در تفسیر خود می‌نویسد:

و قد سئل رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و سلّم: ایُّ العملِ خَیرٌ؟ قال تُطعِمُ الطَعامَ و تَقرَا السّلامَ عَلی مَن عَرَفتَ و مَن لَم تَعرِف.

از پیامبر اکرم صلی الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم سوال شد: کدام عمل بهتر است؟ فرمود: اطعام طعام و سلام کردن به هر کس که می‌شناسی و نمی‌شناسی.

 

 

 

 

نظر بگذارید