مقالات

خانه » حیات88, فرهنگی » انقلاب اسلامی، پیامی بدون مرز – مصاحبه ای با دکتر حسن بشیر

انقلاب اسلامی، پیامی بدون مرز – مصاحبه ای با دکتر حسن بشیر

بیداری جهانی

از همین آغاز از مفهوم «سیستم تبلیغی انقلاب اسلامی» شروع می­کنیم و آن را تحلیل می­کنیم و به عبارتی آن را از منظر ساختارشکنی مورد بررسی قرار می­دهیم. سیستم در دایره­المعارف­ها و فرهنگ لغت­ها به معانی مختلف آمده است که من به برخی از آن­ها اشاره می­کنم. نظام و مدل و روش از معروف­ترین آن­ها است که با یک واژه مفهوم سیستم تبیین شده است. یک تعریف در این زمینه نیز می­گوید: «سیستم، عبارت از مجموعه ای از عناصر است که با هم روابط متقابل دارند.»

انقلاب اسلامی، پیامی بدون مرز

روش شناسی صدور پیام انقلاب از آغاز تا پایان در مصاحبه با دکتر حسن بشیر

 

دکتر حسن بشیر

 

اشاره: دکتر حسن بشیر، استاد برجسته رشته ارتباطات که دانش آموخته انگلیس است. ایشان عضو هیات امنای دانشکده ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) می باشد. در این مصاحبه از ایشان درباره روش شناسی ایجاد یک ساختار تبلیغی پرس و جو کردیم.

 

 

 

حیات: میزان موفقیت سیستم تبلیغی انقلاب اسلامی در عرصه بین­الملل به چه میزان بوده؟ مؤلفه­ها و عواملی که در این سیستم تاثیرگذار است چیست؟ و میزان تأثیر هر عامل به چه میزان بوده است؟

با توجه به اینکه تأکید می­کنید که پاسخ­ها به شکل روشمند باشند و روش بر پاسخ­ها حاکم باشد، تلاش خواهم کرد هم به شکل روشمند و هم با «نقد درون گفتمانی» به سؤال­ها پاسخ داده شود. لذا کمی از تعارف باید کاهش داد و به شکل روشن و صریح صحبت کرد.

از همین آغاز از مفهوم «سیستم تبلیغی انقلاب اسلامی» شروع می­کنیم و آن را تحلیل می­کنیم و به عبارتی آن را از منظر ساختارشکنی مورد بررسی قرار می­دهیم. سیستم در دایره­المعارف­ها و فرهنگ لغت­ها به معانی مختلف آمده است که من به برخی از آن­ها اشاره می­کنم. نظام و مدل و روش از معروف­ترین آن­ها است که با یک واژه مفهوم سیستم تبیین شده است. یک تعریف در این زمینه نیز می­گوید: «سیستم، عبارت از مجموعه ای از عناصر است که با هم روابط متقابل دارند.»

اما مهم­ترین موضوع در یک سیستم، «هدف» است. در سیستم تنها روابط میان اجزاء مهم نیست، بلکه هدف جمع شدن این اجزاء و تبدیل شدن آن به یک «کل منسجم» نیز بسیار مهم است که می­تواند با اهداف اجزا به صورت جزء به جزء متباین باشد. بنابراین، دو مفهوم در سیستم وجود دارد که آن را مهم می­کند.

۱-                  روابط متقابل بین اجزاء

۲-                  همسویی اهداف اجزاء برای ایجاد یک هدف واحد

واژه دیگری که در اینجا مهم است، «تبلیغی» یا «تبلیغ» است. تبلیغ یک واژه عربی است بر وزن «تفعیل» و مصدری متعدی از ریشه ب- ل- غ (لویس، ۱۹۷۳: ۴۸) به معنای «رسانیدن» یا «رساندن» است (العوینی، ۱۹۸۱: ۱۷۵). تبلیغ و ابلاغ هر دو از یک ریشه اند و به معنای «رساندن» یا «ایصال» است.

امام خمینی (ره) تبلیغ و تبلیغات را چنین می­دانند: «تبلیغات که همان شناساندن خوبی­ها و تشویق به انجام آن یا ترسیم بدی­ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.» (خمینی،صحیفه نور، ۱۳۶۱، ج ۲۱: ۳۳۹)

شهید مطهری (ره) نیز معنای این واژه را چنین بیان می­کنند: تبلیغ، خوب شناساندن و خوب رساندن است.» (مطهری، ۱۳۶۱، ج ۱: ۲۱۰)

جمع بندی بسیاری از تعاریف مربوط به تبلیغ محورهای اساسی آن را تبیین می کنند که در جدول ذیل آمده اند.

 

محورهای اساسی معانی تبلیغ از تعاریف ارائه شده

(منبع: بشیر، حسن (۱۳۹۳) دعوت اسلامی، مفاهیم بنیادین در فرهنگ اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی)

محورهای اساسی طبقه بندی معنایی
فعالیت آموزشی آموزش
شناساندن خوبی­ها  

شناساندن

خوب شناساندن
ترسیم بدی­ها
خوب رساندن  

انتقال

رساندن حقایق
رساندن واقعیت­ها
نشر ارزش­ها انتشار
نشر اخلاق

 

بنابراین می­توان گفت که محورها یا دال­های اساسی مفهوم تبلیغ در چهار مفهوم گنجانده شده است:

«آموزش، شناساندن، انتقال، انتشار». همچنین می­توان گفت که اگر بخشی از این موارد در عمل تبلیغی تحقق نیابد، اصل تبلیغ دچار اختلال می­شود. در اینجا این را نیز باید اضافه کرد که معنای انتقال اگر چه نوعی از انتقال فیزیکی را تداعی می­کند، اما همه مقصود در آن به شمار نمی­آید. به عبارت دیگر، انتقال پیام یکی از مصادیق آن نیز به شمار می­آید، اگر چه امروزه دیگر مفهوم انتقال برای پیام بکار گرفته نمی­شود و بیشتر به جای آن «اشتراک معنا» مورد توجه است که بهر حال باید به گونه ای پیام منتقل گردد که منجر به اشتراک معنا شود.

در زمینه تبلیغ، مفهوم «آموزش» و «نشر» از مفاهیم اساسی­تر به شمار می­آیند. آموزش، در دو سوی آن مورد توجه است. یعنی آموزش تولیدکننده پیام تبلیغی برای شناخت و یادگیری شیوه انتقال و نشر آن پیام و آموزش دریافت کننده پیام تبلیغی، به معنای فهم سطح علمی و فرهنگی مخاطب برای تولید پیام مناسب برای وی و آموزش لازم برای چگونگی بهره برداری از آن پیام یا به عبارت دیگر ارزیابی نوعی از «سواد اطلاعاتی» مخاطب برای فهم پیام.

مفهوم «انقلاب اسلامی» نیز اگر چه روشن است، اما می تواند با تبلیغ مثلاً «نظام ج. ا. ا.» یا تبلیغات دینی بطور کلی تفاوت معناداری داشته باشد. «انقلاب اسلامی» یک معنا و شاکله خاصی است که بر مبنای دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و با رویکرد «ولایت فقیه» و بر اساس اسلام ناب محمدی (ص) تحقق یافته است. بنابراین، هر انقلاب و تحول در جهان اسلام را نمی­توان یک انقلاب اسلامی نامید. اتفاقاً این همان مرز مهمی است که باید میان برخی از رویکردهای مدعی مبارزه بر اساس مبانی اسلامی با رویکردی که امام خمینی (ره) ترسیم کرده و توانسته که یک سیستم منسجم انقلابی بر پایه اسلام طراحی و نیز نظامی را بر اساس آن ایجاد کند، مورد توجه قرار داد.

با توجه به آنچه که گفته شد، باید به چند مساله اشاره شود تا معنای «موفقیت» در این زمینه مشخص گردد. به عبارت دیگر، برای گسترش انقلاب اسلامی در سطح بین المللی باید موارد ذیل تحقق یابند تا بتوان به یک «موفقیت» قائل شویم:

–         فهم درست و کامل انقلاب اسلامی

–         عمل کردن وفادارانه به مفاهیم انقلاب اسلامی

–         توجه دقیق و عمیق به اهداف انقلاب اسلامی

–         انسجام همه اجزاء و عناصر تبلیغی (اعم از افراد و سازمان ها) در جهت معرفی، آموزش و نشر انقلاب اسلامی

–         ارزیابی مداوم برای کشف نقاط قوت و نقاط ضعف تبلیغی

در این زمینه می­توان به یک نمودار رسید که در این زمینه اهمیت بسزایی دارد و دارای مفاهیم ذیل است.

با چنین تحلیلی از معنای تبلیغ و عوامل موثر در تبلیغ انقلاب اسلامی می­توان به یک ارزیابی نسبتاً دقیقی در رابطه با موفقیت یا عدم موفقیت تبلیغی آن دست یافت. این ارزیابی می­تواند بر اساس سه عنصر اساسی صورت گیرد که معمولاً در حوزه تبلیغ به آن­ها توجه می­شود:

۱-                  پیام دهنده یا مبلغ

۲-                  پیام گیرنده یا مخاطب

۳-                  پیام  یا محتوا

درباره این سه عنصر مهم بنده معمولاً از آداب و اخلاق بکارگیری آن­ها استفاده می کنم؛ لذا در این رابطه از سه مفهوم ذیل استفاده می کنم.

۱-                  اخلاق پیام­دهندگی

۲-                  اخلاق پیام­گیرندگی

۳-                  اخلاق پیام­سازی

پیام­دهندگی اخلاق و آداب دارد که از مبلغ آغاز می شود، اما به وی پایان نمی­یابد. به عبارت دیگر «پیام­دهندگی» یک فرایندی است که «آموزش و شناخت پیام» و «فهم و شناخت مخاطب» در آن نقش اساسی دارد. مبلغ بدون این دو ویژگی نمی­تواند نسبت به تبلیغ پیام و محتوا اقدام نماید.

از طرف دیگر، «پیام­گیرندگی» نیز آداب و اخلاقی دارد که سه عنصر در آن نقش اساسی دارد: «عمق انگیزه»، «فهم پیام»، و «بکارگیری محتوا» است.

در حوزه اخلاق «پیام سازی» نیز سه عنصر اساسی دیگری وجود دارند که اگر تأمین نشوند پیام و محتوای آن از خاصیت تاثیرگذاری به دور خواهد بود. این سه عنصر عبارتند از: «کشف نیاز واقعی»، «چگونگی طرح پیام» و «مخاطب شناسی» است. پیامی که بر پایه نیاز واقعی طراحی نشود، نه تنها گیرنده­ای نخواهد داشت، بلکه واکنش منفی ایجاد خواهد کرد. چگونگی طرح پیام نیز نیازمند «فهم زمانی»، «شناخت مکانی» و «سواد رسانه ای» و «شیوه بازنمایی» است. امروزه مهمترین کانال ارتباطی و تبلیغی رسانه ها هستند. اگر چه هر آنچه که پیام و محتوایی را منتقل می­کند و اشتراک معنایی ایجاد نماید، می­تواند یک رسانه باشد، اما مقصود در اینجا رسانه­های همگانی بخصوص رسانه­های نوین است؛ لذا در اینجا بر «سواد رسانه ای» تاکید می­شود که کلید فهم شناخت شیوه بکارگیری رسانه برای انتقال محتوا و پیام است.

در اینجا بطور کلی در مورد ارزیابی وضعیت تبلیغات در مورد انقلاب اسلامی اشاره مختصری در قالب گزاره­های مختلف اشاره خواهد شد.

(۱)                  اگر چه تلاش می­شود انقلاب اسلامی توسط عناصر و سازمان­های مختلف نظام اسلامی تبلیغ شود، اما خود پتانسیل تبلیغی فراتری در خود دارد که ناشی از سه عنصر مهم است: «محتوای انقلابی اسلام ناب»، «رهبری امام خمینی (ره) و سپس رهبری مقام معظم رهبری»، و «تأسیس نظام اسلامی». این سه عنصر خود فی نفسه محتوای تبلیغی را تشکیل می­دهند. پیام این سه عنصر بدون هیچ نیازی به تبلیغ بیشتر توانسته است که صدور انقلاب اسلامی را تأمین کند.

(۲)                  اخلاق پیام­دهندگی اگر چه تا اندازه­ای به دلیل تجربه­های نسبتاً طولانی تا اندازه­ای روشن شده است، اما عدم بکارگیری دقیق آن توسط پیام­دهندگان، معضلی نابخشودنی در «عقب افتادگی تبلیغاتی» در حوزه انقلاب اسلامی می باشد. مبلغان انقلاب اسلامی، باید خود از فهم انقلابی، شناخت انقلابی، عمل انقلابی و تبیین انقلابی برخوردار باشند. بدون این ویژگی ها نمی­توان ادعای «پیام­رسانی و پیام­دهندگی» انقلاب را نمود. متأسفانه یکی از معضلات موجود در این زمینه، همین عامل است که گاهی بیش از اصل محتوا می­تواند «مانع تبلیغی» به شمار آید.

(۳)                  در رابطه با «پیام­گیرندگی» نیز باید نوعی از شناخت جهانی ایجاد شود تا از «مخاطب گیرنده پیام» شناسائی دقیق­تری به عمل آید. در این زمینه می­توان گفت که پیام دهندگان معمولاً میزان و درجه «عمق انگیزه» مخاطبان را نمی­دانند یا کمتر می­دانند که به چه پیامی نیازمند هستند که بتوان آن «نیاز» را شناخت و در جهت «تشدید انگیزه» نسبت به آن پیام اقدام نمایند. «فهم پیام» در مورد مخاطبان نیز به معنای تنها «فهم زبانی» نیست، بلکه مهم­تر از آن «ایجاد ارتباط معنایی» است. و بالاخره «بکارگیری محتوا»ی مناسب، هم انگیزه را افزایش می­دهد و هم فهم پیام را محقق می­سازد. در این زمینه نیز تبلیغ پیام انقلاب اسلامی نیازمند فهم دقیقی از «پیام­گیرندگان» است. متأسفانه در بسیاری از موارد ما به جای «مخاطب­شناسی» باید از «مخاطب­نشناسی» در مورد شیوه­های بکار گرفته شده در حوزه تبلیغ نام ببریم.

(۴)                  اگر چه تبلیغات زیادی با صرف هزینه­های فراوان در رابطه با صدور انقلاب و گسترش آن  در جهان شده است، اما نتایج به دست آمده نشان­دهنده این است که عمل تبلیغی سازمانی تاکنون اگر چه تأثیرگذار بوده است، اما تاثیرات آن به اندازه «عمل انقلابی» نبوده است. به عبارت دیگر، «عمل به مفاهیم انقلاب اسلامی» چه در حوزه فردی و اجتماعی و چه در حوزه نظام به صورت ملی و یا بین­المللی بهترین مبلغ برای گسترش معنای انقلاب اسلامی است.

 

حیات: نقایص سیستم موجود تبلیغی انقلاب اسلامی از منظر شما چیست؟ عوامل شکست الگوی صدور در حوادث بوسنی را تحلیل فرمائید.

اگر چه در سوال اول تا اندازه زیادی مسائل مختلف تشریح شدند، اما در این­جا به روشی دیگر موارد مزبور به بحث گذاشته خواهند شد. البته من معتقد نیستم که در هیچ یک از کشورها تبلیغ انقلاب اسلامی با شکست روبرو شده است. اصولاً این مقوله قابل اندازه گیری نیست. هیچ ترمومتری برای انقلاب وجود ندارد که بتوان با آن شکست یا موفقیت را اندازه گیری کرد. در حقیقت، انقلاب تا اندازه زیادی صادر شده است و همانگونه که قبلاً نیز گفته شد، این موفقیت در نتیجه کار دست­اندرکاران اجرایی نظام نیست، اگر چه آن­ها نیز نقش­هایی را در این زمینه دارا می­باشند، اما در نتیجه عوامل دیگری است که به تفصیل گفته شد. بنابراین، ما به برخی از همان نقایص و نه شکست اشاره می کنیم.

(۱)                  «هویت­سازی ایرانی» برای انقلاب اسلامی به جای «هویت سازی اسلامی- ایرانی» برای انقلاب.

(۲)                  «تقلیل­گرایی پتانسیل انقلابی دیگران» بدون توجه عمیق به قدرت­های انقلابی در سایر مسلمانان و حتی مستضعفان جهان.

(۳)                  «برنامه­ریزی تحمیلی» در تحقق اهداف انقلاب اسلامی، بدون ایجاد «فضای آزادی گفتمانی» در بکارگیری اصول انقلاب اسلامی.

(۴)                  «فاصله­گیری از فهم مداوم انقلاب». عدم فهم مداوم از انقلاب اسلامی، یکی از عوامل تاثیرگذار در «متوقف سازی تبلیغاتی انقلاب» توسط همه افرادی است که مدعی تبلیغ انقلاب هستند.

(۵)                  «عمل­زدگی بدون ایمان واقعی». عمل زدگی دورکننده مبلغان از حوزه «مسأله محوری» در تبلیغات و درگیرسازی آنان در «عمل­زدگی» است. ایمان عمیق به انقلاب تنها چاره و راه حل است. کسانی که از این ایمان بی­بهره یا کم­بهره هستند، به تدریج به جای تأثیرات واقعی به آمار و اعداد روی می آورند و آن­ها را موفقیت­های واقعی می­پندارند.

 

حیات: راهکار شما برای رفع این نواقص و رسیدن به الگوی تبلیغی مطلوب چیست؟

در این زمینه بنظر می­رسد که پاسخ هایی داده شد. اما باز هم فقط به اختصار به چند نکته اشاره می شود.

(۱)                  فهم شرایط زمانی، مکانی، مخاطب، و محتوای پیام

(۲)                  عمل واقعی به مفاهیم انقلاب در حوزه فردی و اجتماعی

(۳)                  برنامه­ریزی نظام مند برای کشف مداوم راه­های مناسب تبلیغاتی

(۴)                  پذیرش فهم دیگران برای گزینش مفاهیم و اهداف انقلاب و شیوه­های عمل کردن به آن­ها

(۵)                  ارزیابی مداوم از سیاست­ها، برنامه­ها و عملکردهای تبلیغاتی

 

حیات: نقش مختصات فرهنگی جامعه مخاطب در فرایند کشف روش انتقال پیام چیست؟

هر جامعه ای مختصات فرهنگی خودش را دارد. این مختصات را نمی­توان در کوتاه مدت دچار تغییر کرد. معمولاً هیچ اندیشه­ای نیز قائل به این نیست که دفعتاً بتواند یک فرهنگ اجتماعی را در کوتاه مدت تغییر دهد. هم­اکنون نیز «تهاجم فرهنگی» غرب با شیوه­های اقناعی و اعتمادسازی برای طولانی مدت طراحی می­شوند؛ اگر چه این شیوه­ها می­توانند اثرات کوتاه مدت و حتی آنی نیز داشته باشند، اما هدف اصلی این است که بر اساس نوعی از «تماس فرهنگی» یک تغییر اساسی فرهنگی در طولانی مدت ایجاد شود. در اینجا می ­وان به فرآیند تاثیر پیام و اهدافی که مبلغان بطور عام در کشف مختصات فرهنگی جوامع مختلف باید مورد توجه قرار دهند اشاره نمود.

(۱)                  تولید پیام  و محتوای تبلیغی یک «اقدام فرایندی» و نه یک «عمل دفعی» است.

(۲)                  در سایه «فهم فرهنگی جوامع مختلف» می­توان به یک درک واقعی از تأثیرگذاری پیام رسید. به عبارت دیگر در اینجا یک «مطالعه ایمیک» از فرهنگ های دیگر لازم است و نه تنها یک «مطالعه اتیک».

(۳)                  «انتخاب­گری مناسب» در مورد «محتوای مناسب»، «مبلغ مناسب»، «رسانه مناسب» و «مخاطب مناسب» در ایجاد تغییرات فرهنگی.

(۴)                  «پاسخگویی مداوم» در فرایند ایجاد تغییرات فرهنگی بر اساس «کشف نیازهای واقعی» و «امکان سنجی تحول و تغییر».

(۵)                  «بازنمایی و برجسته­سازی تغییرات فرهنگی» برای ایجاد جهش­های موقعیتی و دائمی در مختصات فرهنگی جوامع

 

حیات: چگونه می­توان از داده­های مستخرج در مرحله قبل به یک نتیجه گیری و تحلیلی درست رسید؟

فرایند تحلیل در هر اقدام نظری یا عملی یک امر نسبتاً سختی است که باید به شکل مناسب آموزش داده شده و به شکل دقیق به اجرا گذاشته شود. اما در اینجا تنها به چند نکته اشاره می­شود که چگونه می­توان از آنچه که انجام می­شود و بر اساس کشف مختصات فرهنگی جوامع بتوان به یک نتیجه گیری صحیح دست یافت.

(۱)                  نتیجه تنها از دست­آوردهای کمی و آماری به دست نمی­آید. بنابراین، ایجاد تغییر و تحول در مختصات فرهنگی یک جامعه یک «اقدام آماری» نیست و نمی­تواند با عدد اندازه گیری شود. آنان­که به دنبال این هستند که با اعداد سنجشی را از تحولات فرهنگی ارائه دهند، دقیقاً به آن­چه که در حال اتفاق افتادن است دست پیدا نمی­کنند.

(۲)                  تغییرات فرهنگی، تنها برای آنان­که کاملاً شناخت دقیق از جوامع دارند، قابل رؤیت است. این رؤیت نوعی از «معرفت­شناسی» است. این معرفت بدون «ارتباط مدوم مستقیم با جامعه هدف»، «فهم میان فرهنگی» در رفتارهای افراد با سایرین، «درک بین فرهنگی» در رابطه با تاثیرگذاری فرهنگ­ها بر همدیگر، و بالاخره، درجه «عمل کردن» به فرهنگ جدید،  قابل شناسائی نیست.

(۳)                  تحلیل فرهنگی از تحولات و تغییرات جوامع، همچنین، باید به شکل یک «فرایند تحلیلی» انجام گیرد. در یک فرایند تحلیلی، «مسأله شناسی صحیح»، «طرح سؤال/سؤالات دقیق»، «بکارگیری روش مناسب»، «استفاده بهینه از نظریات و رویکردهای موجود»، «جرأت در انجام اقدامات نوآورانه» و بالاخره، «پذیرش نتایج به دست آمده» حتی اگر در حد انتظار و یا بر خلاف انتظار باشد، در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.

اینها برخی از مواردی است که می­تواند برای تحلیل و دسترسی به نتایج واقعی از «عمل تبلیغی» و «تغییر در مختصات فرهنگی» جوامع به دست آورد.

 

حیات: چگونه می­توان یک فرآیند بومی شده برای جامعه مخاطب تعریف کرد که بیشترین بهره وری و بازدهی را برای صدور پیام انقلاب اسلامی داشته باشد؟

تاکید می­کنم که بطور کلی تلاش شده است که در پاسخ های فوق به این مورد نیز به شکل غیر مستقیم اشاره گردد. اما در این زمینه نیز به دلیل اینکه تأکید شده است که پاسخ ها روشمند باشد و «روش پیشنهادی» برای هر سوال طراحی شود، تلاش می­شود که  در قالب برخی از موارد این روش ارائه شود. البته روش مزبور می­تواند برای جوامع اسلامی و غیراسلامی متفاوت باشد. اما در اینجا تلاش می­شود که عوامل تأثیرگذار کلی و عناصر اصلی این روش بدون در نظر گرفتن جامعه هدف تبیین شوند. این روش می­تواند نوعی «بومی سازی تبلیغی برای جوامع هدف» نامگذاری شود.

(۱)                  «هویت پذیری مخاطبان» به عنوان «عاملان و مجریان اصلی» تحول.

(۲)                  پذیرش اینکه «معنای نهایی توسط مخاطبان» و بر اساس فرهنگ نهادینه شده و نه فرهنگ مقطعی و تا اندازه ای جاری ساخته و مورد پذیرش قرار می­گیرد.

(۳)                  «فرهنگ­سازی» در جوامع مختلف «حاصل جمع فرهنگ معرفی شده و فرهنگ موجود» است. به عبارت دیگر، جایگزینی کامل یک فرهنگ به جای فرهنگ دیگر، امکان پذیر نیست. مثال واقعی آن در جمهوری اسلامی پذیرش بسیاری از مراسم کهن تاریخی و عدم امکان حذف کامل آنها از جامعه است. بدیهی است این موارد می­توانند با صبغه و رنگ فرهنگی مورد نظر بازتولید شوند.

(۴)                  «تثبیت سازی فرهنگ جدید با عمل مداوم بر اساس برداشت های جوامع». بومی­سازی فرهنگی بدون فهم برداشت های جوامع و تثبت­سازی مفاهیم جدید با شیوه­های آنان و با عمل و اقدامات مداوم امکان­پذیر نیست. به عنوان مثال، ایجاد وحدت در «سپهر شیعی» در مراسم آئینی «راهپیمایی اربعین» بدون در نظر گرفتن مختصات عراقی ها با همه اخلاقیات و رفتارهای آنان، نه تنها منجر به «تعدیل فرهنگی در جهت وحدت سازی» نمی­شود، بلکه در جهت «تفرقه­سازی و دورسازی شیعیان» از همدیگر می­گردد.

(۵)                  «چهره­سازی مناسب برای پیشگامان تحول فرهنگی» در جوامع مختلف. چهره­سازی، اسوه­سازی، شخصیت­سازی و بالاخره قهرمان­سازی، در جوامع مختلف که توانسته اند با عمل، ابتکار و اندیشه خود فرهنگ معرفی شده را تقویت و تثبیت کنند، یکی از روش­های مهم بومی­سازی روش­های فرهنگ سازی در جوامع گوناگون است.

 

حیات: نقش نهاد «آسیب­شناسی و پیش­گیری» در این فرآیند تعریف شده به چه نحو است؟ چگونه می­توان از آسیب­های احتمالی قبل از ایجاد جلوگیری کرد؟

آسیب­شناسی تحولات فرهنگی در جهت تحقق اهداف تبلیغی و پیش­گیری از آسیب­های بالفعل و بالقوه­ای که ایجاد شده یا می­شوند، یکی از موارد بسیار مهم در «انتقال فرهنگی» و «فرهنگ­سازی جوامع مختلف» است.

موضوع آسیب­شناسی و پیش­گیری در این­جا نباید به یک نهاد خاص واگذار شود یا توقع شود که یک نهاد مسؤولیت این کار را دارا باشد. در بحث صدور یا معرفی یا تبلیغ انقلاب اسلامی، هیچ­کس و یا هیچ نهادی بدور از مسؤولیت نیست. در حقیقت، معرفی و شناساندن انقلاب به جوامع مختلف چه اسلامی و چه غیراسلامی یک وظیفه شرعی و ملی است و بر همه آحاد مردم جاری است. بدیهی است در این زمینه، درجات و سطوحی را می­توان برای هر یک از افراد و سازمان­ها و نهادها تعریف کرد که بر اساس آن تحقق این مسؤولیت و وظیفه صورت می­گیرد. بر این اساس، می­توان به نوعی از «طراحی آسیب­شناسی» و «سیاست پیشگیری» دست یافت که اصول آن را می­توان در محورهای ذیل دانست:

(۱)                  آسیب­شناسی نیازمند فهم دقیق از جریان فرهنگی است که در حال شکل­گیری است. بدون فهم این جریان فرهنگی، آسیب­شناسی فرهنگی امکان پذیر نیست.

(۲)                  آسیب­شناسی فرهنگی، محصول شناخت مشترک «عاملان فرهنگ معرفی شده» و «عاملان فرهنگ تثبیت شده» می­باشد. به عبارت دیگر، در اینجا یک سویه نگری در آسیب شناسی فرهنگی به معنای فهم دقیق آسیب های نمی­تواند باشد. آسیب­شناسی یک امر پیچیده­ای است که نیازمند یک شناخت عمیق است.

در حوزه پیشگیری از آسیب ها نیز می­توان به برخی از محورهای مهم اشاره نمود.

(۱)                  بکارگیری افراد و سازمان­های مهم جامعه هدف برای طراحی و برنامه­ریزی تبلیغات فرهنگی.

(۲)                  امکان­سنجی اقدامات مورد نظر قبل از هر گونه اقدام.

(۳)                  مطالعه شیوه­های مقاومت یا عدم پذیرش فرهنگ معرفی شده توسط جامعه هدف برای جلوگیری از تکرار روش­های بکار گرفته شده بدون تأثیر.

(۴)                  طراحی سطح­مند سیاست­ها و برنامه­ها برای اقشار و گروه­های سنی، علمی، و حرفه­ای گوناگون.

(۵)                  پیش­گیری از آسیب­های تبلیغات فرهنگی، به شدت با مبلغان، شیوه­های تبلیغی، محتوای تبلیغاتی و رسانه­های واسطه­ای مرتبط است. به عبارت دیگر، مطالعه پیشینی برای کشف آسیب­ها نسبت به آنچه که درباره فرهنگ در حال معرفی صورت می­گیرد، بیش از مطالعات پسینی در مورد تأثیرات فرهنگ معرفی شده مهم و ضروری است. بر اساس این دیدگاه، می­توان آسیب­شناسی پیشینی انجام تبلیغات را قبل از آسیب­شناسی پسینی تأثیر تبلیغات انجام داد.

(۶)                  سنجش مداوم تأثیر تغییرات فرهنگی بر اقدامات عملی با مطالعات پانل­های طولی.

 

حیات: مجری اصلی سیستم بومی طراحی شده برای جامعه مد نظر چه گروه­ها و نهادهای اجتماعی و سیاسی هستند؟

قبلاً هم به این مسأله اشاره شد که فرهنگ­سازی و تبلیغ انقلاب اسلامی وظیفه همه افراد و سازمان­هایی است که به آن ایمان داشته، یا حداقل از نظر مسؤولیتی به آنها واگذار شده است. البته در اینجا برخی افراد و سازمان­ها از دیگر افراد و نهادها وظیفه سنگین­تری دارند. بنابراین، همه افراد علاقمند برای نشر فکر انقلاب باید در این زمینه حضور فعال داشته باشند. البته این حضور به معنای این نیست که تنها مردم مسلمان ایران و یا سازمان­ها و نهادهای دولتی و غیردولتی ایران در این زمینه نقش اساسی دارند، بلکه تأکید من در این است که این یک وظیفه جهانی است که همه مسلمانان و سازمان­هایی که به نحوی مدعی این هستند که انقلاب اسلامی را بخوبی درک کرده­اند و بر اساس آن عمل می­کنند، عهده دار می­باشند. بنابراین، علیرغم اینکه برخی سازمان­ها قطعاً از سازمان­های دیگر به دلیل ارتباط فرهنگی یا وظیفه فرهنگی مسؤولیت بیشتری دارند، اما به معنای ساقط شدن این مسئولیت از دیگر نهادها یا افراد نیست.

 

حیات: مخاطب پیام انقلاب چه گروهی باید باشد؟ نخبگان یا عوام؟ فرصت­ها و تهدیدهای هر یک را توضیح دهید.

پیام انقلاب نه گروه سنی، نه مرز کشوری، نه قشر خاص و نه مخاطب خاص دارد اگر چه برای همه این افراد باید برنامه ریزی محتوایی انجام داد. «انقلاب اسلامی، انقلاب بدون مرز» است. انقلاب اسلامی را نمی­توان و نباید در مرزهای خاصی محدود نمود. همانگونه که اسلام برای همه انسان­ها تا پایان جهان می­باشد، انقلاب اسلامی که برخاسته از اسلام ناب است، برای همه دوران­ها، همه انسان­ها و همه جوامع است. چنانچه امروز و در شرایط کنونی نتوان این انقلاب را در همه جهان پیاده کرد، روزی فرا می­رسد که با ظهور امام منتظر (عج) این امر محقق خواهد شد. بنابراین، باید به این مسأله بخوبی توجه نمود و بر اساس نوعی از شناخت اجتماعی و فرهنگی نسبت به جوامع مختلف در فرهنگ­سازی و پیام­رسانی اقدام نمود. بدیهی است که در اینجا، و به دلیل تعارض­های موجود در سیاست­ها و برنامه­های فرهنگی دیگران، از جمله غرب، باید با هوشمندی و زیرکی و شناخت کامل سیاست­ها و برنامه­ها را طراحی و به اجرا گذاشت. پیام انقلاب در همه سطوح قابل ارائه است. هم برای مردم بطور عام، هم برای خواص و نخبگان و هم برای سیاست­مداران و دولتمردان. در حقیقت، پیام انقلاب این توانایی را دارد که برای همه اقشار مختلف اجتماعی در سطح جهانی معناسازی مناسبی از انقلاب را ارائه دهد که جذابیت کافی داشته باشد.

در رابطه با فرصت­ها و تهدیدها می­توان به «وجود امکانات ارتباطی جهانی»، «امکان­سازی انتقال فوری پیام­ها»، «بکارگیری تضادهای فرهنگی به مثابه عاملی برای حذف و تغییر»، «تشنگی جهانی برای عدالت و برابری»، «تغییر جهت گیری انسان از خود به خدا» به عنوان برخی از فرصت­های مهم و «عدم شناخت جامعه هدف»، «عدم درک درونی از فرهنگ مقابل»، «نشناختن مراحل تأثیرگذاری و شیوه های اقناع و متقاعدسازی عقلانی»، «نامناسب بودن سیاست­های اجرایی و برنامه­های عملیاتی تبلیغ»، «نداشتن آموزش­های کافی و لازم برای تبلیغ» به عنوان برخی از تهدیدها نام برد.

 

حیات: چگونه جوامع نخبگانی جامعه مخاطب می­توانند پیام انقلاب را عمومی­سازی کنند و آن را در لایه­های عمیق جامعه بسط دهند؟

اصولاً هر تغییر فرهنگی و اجتماعی را می­توان با شیوه­های مختلف انجام داد. شناخت برخی از شیوه­های غرب برای تهاجم فرهنگی می­تواند مسأله را روشن­تر کند که چگونه ما در پیام­رسانی انقلاب باید عمل کنیم.

دیپلماسی تهاجم فرهنگی غرب بر علیه انقلاب اسلامی معمولاً از فرایند ذیل پیروی می­کند که در شکل زیر نشان داده شده است:

تحریک اولین قدم در این زمینه است. تحریک فکری، تحریک عملی، تحریک سیاسی، تحریک اجتماعی و غیره می تواند در اینجا آغازگر یک تحول باشد.

مرحله دوم در این تهاجم، ایجاد درگیری درونی و تشتیت در فکر و عمل است. نوعی از گسیختگی برای حذف یک فکر و اقدام و جایگزین فکر و عمل جدید به جای قبلی.

مرحله سوم، ایجاد نوعی از تسلیم در جامعه هدف است که با انواع مختلف شیوه­های اقناعی و تسخیر افکار عمومی قابل مشاهده است.

مرحله چهارم، ایجاد تغییر است. این تغییر می­تواند یک تغییر مقطعی باشد، اما هدف تهاجم یک تغییر دائمی است. این موضوع معمولاً در مرحله پنجم صورت می­گیرد.

مرحله پنجم، مرحله تثبیت است. این مرحله، را می­توان مرحله پایانی تسلط فرهنگ دیگری بر فرهنگ بومی دانست. این مرحله می­تواند برای دوره های کوتاه مدت یا طولانی مدت طراحی کرد و بر اساس موارد تثبیت شده، عملیاتی بعدی را هدایت نمود.

برای تبلیغ انقلاب اسلامی نیز باید فرایند دیگری که کاملا با فرایند تهاجم متفاوت باشد طراحی نمود. اما در هر صورت در این زمینه نیز نوعی از اقناع و متقاعدسازی باید صورت گیرد که به عنوان «ایمان سازی» مطرح شده است که باید در جوامع مختلف برای پذیرش فرهنگ انقلاب اسلامی به وجود آید.

در این زمینه می توان فرایند مورد نظر را به اختصار در شکل زیر معرفی نمود.

برای تشریح هر یک از موارد فوق به اختصار می­توان گفت که اولین مرحله «شناخت جامعه هدف» با همه آنچه که قبلاً گفته شد اهمیت بسزایی در عمومی­سازی و جهانی­سازی پیام انقلاب اسلامی دارد.

دومین مرحله، تبیین مفهومی پیام انقلاب اسلامی، در این زمینه باید گفت که این پیام شامل چه چیزی است و به دور از چه چیزی می­باشد. این مسأله در تثبت پیام انقلاب مهم است.

سومین مرحله، بازنمایی عملی اهداف انقلاب است. بدون ارائه علمی از هر پیام که در راستای اهداف آن باشد، نمی­توان به اقناع­سازی و عمومی­سازی پیام دل بست.

چهارمین مرحله، اقناع­سازی عقلانی و پذیرش فردی می­باشد که بر اساس عدم اکراه و زور و اجبار باید باشد و بر پایه عقل و منطق و پذیرش صورت گیرد.

پنجمین و آخرین مرحله، ایمان­سازی اجتماعی است. ایمان، نقش اساسی در تثبیت فرهنگ انقلاب اسلامی در سطح جهانی دارد. بدون ایمان در این زمینه نمی­توان تنها به ظواهر انقلابی بسنده کرد. ایمان به پیام انقلاب اسلامی، آغازگر تحولات فراتر در حوزه­های مختلف است.

 

حیات: چگونه می­توان سیستم طراحی شده را در طول زمان ، با مختصات جامعه هدف انطباق داد و از دچار شدن به «پیری ساختاری» جلوگیری کرد؟

«پیری ساختاری» در نتیجه تسلط «ساختارها بر فکر» است. اگر تبلیغات از ساختارهای سخت موجود رهایی یابند، نه تنها دچار «پیری یا فرسودگی» نخواهند شد، بلکه «بالندگی و حیات» را بطور همیشگی دارا خواهند بود.

در این زمینه می­توان به چند اصل مهم در جلوگیری از «پیری و فرسودگی ساختاری تبلیغ» در مورد انقلاب اسلامی اشاره نمود.

اصل اول: درک واقعی اینکه انقلاب، خود نوعی ساختارشکنی است و در یک ساختار واحد در طی زمان نمی­گنجد.

اصل دوم: اسلام یک دین پویا است که بر اساس زمان پاسخ­های مناسب را با فرایند بکارگیری اجتهاد ارائه می­دهد.

اصل سوم: تحقق انقلاب اسلامی تنها از یک روش تبعیت نمی­کند، و می­تواند در هر جامعه بر اساس مختصات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و با بکارگیری روش­های قابل فهم بومی به پیروزی انقلاب اسلامی دست یافت.

اصل چهارم: انسان­ها بر اساس فطرت درونی خود، خداپرست هستند و لذا فهم دقیق «فطرت انسانی» و چگونگی بکارگیری آن در بازگشت به هویت واقعی خدامحور انسان حائز اهمیت است.

اصل پنجم: انسان در نهایت به حکومت جهانی اسلامی خواهد پیوست. این خود بیانگر این است که هیچ­گاه نباید خسته شد، هیچ وقت نباید از دعوت و تبلیغ دست شست، هیچ زمانی نباید تصور کرد که مسئولیت اجرای اصول اسلامی متوقف شده است و به هیچ وجه نباید در این رابطه شک و تردیدی بخود راه داد که این وعده الهی بزودی محقق خواهد شد.

این اصول تنها بخشی از اصولی است که می­توان گفت نه تنها باعث «بالندگی و حیات» تبلیغات انقلاب اسلامی می­شوند، بلکه به شدت از «پیری و فرسودگی» ساختارهای آن جلوگیری می­کنند.

نظر بگذارید