مقالات

خانه » باء بسم الله, حیات88, مسعود حسنلو » انقلاب مردمی، صدور مردمی

انقلاب مردمی، صدور مردمی

حیات 88

قسمت عمده‌ای از نهضت حضرت امام رحمه‌الله ارائه‌ مدل جدیدی از ارتباط امت اسلامی و رهبر بود. مدلی که در آن فرد فرد امت تکلیف تشکیل حکومت اسلامی را بر روی شانه‌هایشان احساس می‌کردند. رهبر قرار بود جهتِ حرکتِ این سیل مردمی را مدیریت کند. این قطره‌ها بودند که هویت و اصالت داشتند و به موج اصالت می‌دادند. اصلاً تئوری جدیدی که در کنار قدرت‌های شرق و غرب ظهور کرده بود، همین مدل جدید ارتباطی بود. بازتعریف ارتباط مبتنی بر اسلام در عصر ارتباطات.

انقلاب این‌گونه شکل گرفت و رشد یافت. مردم صاحب انقلاب بودند. نهادهای مردمی شکل گرفتند، ساختارهای مردمی رشد یافتند؛ جنگ شد، مردمی اداره شد. حتی دولت هم با مردم هویت پیدا می‌کرد. مردمی که رشد انقلاب را رشد خود می‌دانستند. باید رشد می‌کردند تا انقلاب رشد کند.

همه‌چیز با کم‌وزیادش خوب پیش می‌رفت تا اینکه پای یک غول بی شاخ و دم به اسم دولت وسط آمد. دولتی که به مصداق اَتَّم جمهوری اسلامی و انقلاب تفسیر شده بود؛ یعنی متصدی همه‌ آرمان‌های انقلاب. اصلاً قرار نبود دولت همه‌ انقلاب ما باشد، دولت قرار بود ابزاری باشد برای هدایت بهتر در این مسیر، وسیله‌ای بود برای رشد مردم، برای به بهشت هدایت کردن آن‌ها.

کم‌کم خیلی‌ها احساس کردند تکلیف از دوششان برداشته‌شده. دولت سنگرهای کلیدی مدیریت انقلاب را فتح می‌کرد و مردم از صاحب انقلاب به کارمند انقلاب تبدیل شدند. البته کارمند انقلاب بودن بد نیست، ارزش هم هست، ولی صاحب انقلاب بودن چیز دیگری است. دولت کم‌کم خود را صاحب انقلاب می‌کرد و مردم را از خودش دور می‌کرد. خانه‌های مسؤولین به سمت شمال شهر کوچ کرد و مردم در همان جنوب شهر باقی ماندند. فاصله که زیاد شد خیلی‌ها هم دغدغه‌های انقلابی‌شان را فراموش کردند. ۹۸ درصد انقلابی حالا فقط حضورش را در اعلام مطالبه از یارانه‌ها نمایش می‌دهد. کمتر خبری از بارهایی که قرار بود به‌واسطه‌ همین مردم برداشته شود و راه‌هایی که به قدم همین پا پیموده شود به گوش می‌رسد و مردم را به حضور در راه‌پیمایی‌ها منحصر کرده‌ایم…

حکایت صدور انقلاب هم حکایت همین تکلیف‌هایی است که قرار بود به دوش مردم باشد و حالا نیست. اصلاً برایمان تعجب‌آور است که بخواهیم از ساختن تمدن نوین اسلامی و صدور انقلاب به‌وسیله مردم صحبت کنیم. تعجب دارد از این صحبت کنیم که کسی حتی بدون حمایت هیچ نهاد دولتی، ساک خودش را ببندد و به دیار دیگری برود و برای اندیشه‌ انقلاب تبلیغ کند. برایمان عجیب است از صدور انقلاب،  صحبت کنیم و از تمدن سازی تعریف کنیم. خیلی چیزها که اول انقلاب بدیهی بود، برای ما عجیب شده است.

این شماره‌ی حیات، با محور قراردادن مسأله صدور انقلاب، تلنگری است به ما و همه‌ مردمی که سنگینی این تکلیف را خیلی وقت است به روی دوشمان احساس نمی‌کنیم.

نظر بگذارید