مقالات

خانه » حیات88, فرهنگی » حجاز در اسارت دو طائفه!

حجاز در اسارت دو طائفه!

حجاز در اسارت دو طایفه

 

شرح واقعیات سرزمین حجاز از قطیف تا ریاض!

 

اشاره: طلبه شیعی از دیار شرق عربستان که قطیف را به قصد تحصیل علوم دینی به مقصد قم ترک کرده است و سالهاست که در ایران مشغول تحصیل علوم حوزوی است. او شناخت و تجربیات بسیاری از سرزمین حجاز دارد

از قطیف تا قم
در عربستان حدود ۲ میلیون شیعه وجود دارد. تشیّع در عربستان سابقه کهنی دارد. برای همین در آن­جا علمای قدیمی و اصیلی از قدیم­الایام حضور داشته­اند. تقریباً از دوران خود حضرت امیرالمومنین علیه السلام کسانی بودند که یا از بیعت خودداری کردند و یا به زور بیعت کردند. سفر طلاب و علما به نجف و قم هم سابقه قدیمی دارد. لذا برای ما سفر برای کسب علم، امر خاصی نبود. برای قدیمی­ها سخت­تر بود. ما از کودکی تحت تأثیر سخنان علما بوده­ایم. ما تقریبا نسل سوم طلبه­هایی هستیم که به ایران می­آییم. آن­هایی که اول انقلاب آمدند، بسیار شجاع بودند؛ چرا که از سمت دولت از سفر ممنوع شده بودند. در نسل دوم نیز سفر ممنوع بود، اما فضای جنگ آرام شده بود و فضای تنش­زای بین ایران و عربستان کم­تر شده بود. اما همچنان سفر به ایران ممنوع بود. ما زمانی آمدیم که راه­ها باز شد. هرچند اگر بسته هم می­بود، ما می­آمدیم. بعد از بازگشایی مرزها، رفت­وآمد بیشتر شد. قبل از بازگشایی شاید سالی ۵ نفر می­آمدند. اما بعد از باز شدن سال اول ۲۰ نفر آمدند. در سال دوم نیز ۲۰ نفر آمدند. در سال­های بعد کمتر شدند و هر سال حدود ۱۰ نفری می­آیند . لذا در قم حدود ۳۰۰ نفر از طلاب حجاز وجود دارند. من در سال ۱۴۲۳قمری یعنی ۱۳ سال پیش به ایران آمدم. ما از علمای سابق الگو گرفتیم و هجرت کردیم به قم. فضای دوران کودکی ما با فضای دینی عجین بود. مراسمات و عزاداری­ها و جشن­ها که هرچند ممنوع بود، اما دولت سابق سخت گیری نمی­کرد و هرچند که متوجه می­شدند، اما چشم­پوشی می­کردند؛ چون می­دانستند که امر خطرناکی نیست. برای همین وقتی به این­جا آمدیم، پختگی نسبی داشتیم و با فضای حوزه آشنایی داشتیم.

سیطره ولایت فقیه در حجاز

در بین شیعیان بیشتر از همه مقلّد آقای خامنه ای هستند و بعد از آن مقلّد آقای سیستانی. نمایندگان مراجع در عربستان باهم هستند، اما هر کسی گروه خاص خود را دارد. در مسائل سیاسی بعضاً اختلاف­هایی ایجاد می­شود. دو نفر از نمایندگان آقا بسیار معروف هستند. در احساء، سید عبدالله موسوی و شیخ عبدالکریم الحبیل که هر دو مبارز بودند و مدتی در زندان بسر برده اند. شیخ نمر رحمت الله علیه بیشتر در عوانیه فعال بودند.

عربستان از زبان حجاز

نکته دیگر درباره عربستان است. عربستان یک کشور کاملاً بسته است. اکثر جهان تا حدود هفت سال پیش اطلاعی از اوضاع داخلی عربستان نداشتند. تمام رسانه­ها در اختیار دولت بود؛ مستند و فیلم­برداری و… ممنوع بود. تا چند سال پیش با آمدن شبکه­های اجتماعی، مردم جهان فهمیدند که شیعیان در عربستان هم زندگی می­کنند! خیلی از ایرانیانی که می­آمدند به مدینه، زمانی که می­خواستند بروند به حرم، می­دیدند که عده­ای به زیرزمین می­روند و نماز می­خوانند. برایشان سوال شد و متوجه شدند که عده ای از شیعیان عربستان در آن­جا عبادت می­کنند. بعد از آن کم­کم در مزرعه شیخ عمری حسینیه ای ساخته اند و مردم متوجه شدند که شیعیان در عربستان حضور دارند و سال به سال جمعیت در مزرعه بیشتر می­شود. شخصیت­های سیاسی هم در آن­جا حضور پیدا می­کنند. مثلاً آیت الله هاشمی رفسنجانی به آن­جا آمده­اند. علاوه بر آن مردم به تدریج متوجه شدند که شیعیان در مناطق دیگر عربستان هم زندگی می­کنند. ۹۵ درصد مردم قطیف شیعه هستند. در احساء که از نظر وسعت بزرگترین استان عربستان است، مرکز آن یعنی شهر حفوف اکثراً شیعه هستند. بن عبدالله که آمد، رسانه­ها گسترش یافت و صحبت از احساء و شیعیان بیشتر شد. حتی لبنانی­ها هم نمی­دانستند که در عربستان شیعه وجود دارد. رسانه­ها بسیار کمک کردند که مظلومیت شیعیان به گوش جهانیان برسد.

دو لبه یک قیچی

دو دشمن سرسخت در عربستان برای شیعیان وجود دارد. یکی آل سعود است و دیگری وهابیت. حدوداً هشتاد سال بیشتر وهابیت از دولت سعودی درخواست کرد که آزاد باشند و تنها تفکر آن­ها ترویج شوند. دولت سعودی هم قبول کرد تا حکومتش حفظ شود. در غیر این صورت یعنی عدم حمایت سیاسی دولت، فکر وهابی از بین می رفت؛ چرا که بنیانش ضعیف است. می­گویند که فکر وهابیت از زمان ابن تیمه بوده است؛ اما در واقع او مربوط به ۸۰۰ سال پیش است و تا همین چند سال پیش خبری از آن تفکرات نبود.

در عربستان تبلیغ هر تفکری بجز وهابیت ممنوع است و برای همین است که دیگر مذاهب ناراحت هستند. وهابیت می­گوید که ما حنبلی هستیم. در صورتی که واقعاً اینگونه نیست. اگر مسند حنبل را باز کنیم، در آن بسیار مناقب اهل بیت گفته شده است. تا اینکه عبدالوهاب آمد و معلوم نبود که واقعاً تفکرش این­گونه بود یا دست نشانده انگلیس بوده. با حمایت انگلیس قراردادی بین آل سعود و وهابیت شکل گرفت و با حمایت انگلیس این قرارداد محکم­تر شد. فکر وهابی بدون قدرت نمی­تواند زنده بماند. برای همین فکر وهابیت در عربستان منتشر شد، اما هنوز به دیگر کشورها نرسیده بود. دولت دوم که آمد و حمایتش را از وهابیت برداشت، وهابیت از بین رفت. چرا که اصلاً منطق ندارند و تنها با سیاست می­مانند. در دولت اخیر آل سعود، ملک فحد به کمک انگلستان که دولتش را تشکیل داد، ترسی نداشتند که بگویند با انگلستان هم پیمانیم. دولت جدید در کنار وهابیت قرار گرفت؛ چرا که می­دانست بدون وهابیت قدرت را از دست خواهد داد؛ زیرا جهان عوض شده بود. کشورها یکی پس از دیگری در حال سقوط نظام سلطنتی و پادشاهی بودند . انقلاب به ایران رسیده بود و همه می­دانستد که کشورهای نظام پادشاهی باید به مشروطه تبدیل شود. در فرانسه که انقلاب شد، دیگر کشورها به این سمت رفتند. برخی موفق شدند و برخی شکست خوردند. انقلاب­هایی که موفق می­شدند، خاندان سلطنت را به بدترین شکل مجازات می­کردند و انتقام می­گرفتند. در ایران زمان قاجار به دلیل ارتباط زیاد با اروپا داستان مشروطه مطرح شد. دولت اخیر عربستان هم فهمید که بدون وهابیت نمیتواند سرپا بماند. وهابیت چون با شعارهای اسلامی می­آید، مردم جزیره­العرب  نمی­فهمند که این­ها دروغ می­گویند. دولت همین الان هم می­داند که چاره­ای جز حمایت از وهابیت ندارد. وهابیت شعار توحید می­دهد.

در خارج کشور برای فشار بر کشورها ، گروه های وهابی درست کرده اند که درس می­خوانند، برایشان مسجد می­سازند و مردم را جذب می­کنند. عربستان دو راه استفاده می­کند. یا با پول کار را انجام می­دهد و یا اگر پول فایده نداشت، مردم را تحریک می­کند و بر دولت مد نظر فشار وارد می­کند تا خلاف نظر عربستان نتواند حرفی بزند. پس یا تطمیع می­کند و یا تهدید. برای همین سفارت عربستان در کشورهای اسلامی یک دولت است که کشور را اداره می کند. متفکرین را اداره می­کنند. آن­ها را دعوت می­کنند و تطمیع و تشویق می­کنند و به آن­ها پیشنهادها می­دهند و آن­ها را به خود جذب می­کنند تا فکر خودشان را منتشر کنند. قضیه تونس و الجزائر و… همین است. دولت­مردان هم می­دانند که این یک تهدید است و چون ضعیفند، چاره ای ندارند. وگرنه کشورها از عربستان راضی نیستند. با این تفاسیر، وهابیت موفق شده است تا تفکرش را منتشر کند، که شعار می­دهد که از تنجه تا جاکارتا. در اندونزی بسیارفعال هستند. در هند بسیار وهابی تربیت کردند. همچنین پاکستان و… . عربستان هم از این نیروها استفاده می­کند. اما نکته این است که این دو خاندان با هم دوست نیستند. اگر روزی عربستان می­دانست که قدرت دیگری بود که به او کمک کند، هرگز به وهابیت کمک نمی کرد؛ چرا که جهان به او فشار می آورد. فکر وهابی مربوط به این زمان نیست. عربستان هر چقدر که به وهابیت کمک می کند، تروریست و فعالیت­های تروریستی بیشتر می­شود . اما می­داند که چاره ای نیست. ملک عبدالله بسیار تلاش کرد که این­ها را کنار بگذارد اما با کمک متفکرین لائیک؛ چرا که او لائیک بود. انقلاب­های جهان عرب که رخ داد، نقشه اش شکست خورد؛ چون می­دانست که ناآرامی­ها روزی به داخل می­کشد و کشور به هم می­ریزد. متوجه شد که باید به سمت وهابیت بازگردد. پنج سال بسیار به آن­ها فشار آورد. هر روز بزرگان وهابیت می­آمدند و گلایه می­کردند که قبلاً اینگونه بودیم و حالا چیزی نداریم. تأثیرشان بسیار کم شده بود. با ظهور انقلاب­های منطقه، دوباره ملک عبدالله به آن­ها روی آورد و گفت که مردم را آرام کنید. مع الوصف این دو خاندان با هم دوست نیستند؛ چرا که این دوستی فقط برای آل سعود شرمساری بین­المللی دارد. امروز کتاب­هایی که در مدارس داعش در سوریه تدریس می­شود، کتب عربستان است. در جهان معروف است که عربستان از تروریست­ها حمایت می­کند.

وهابیت چون شعارهایشان خوب است، مردم جزیره العرب حرف­هایشان را باور می­کنند. اکثر مردم ساده اند و نمی­فهمند. وهابیت واقعاً فضای کشور را آرام می کند. نه عربستان می تواند وهابیت را رها کند و نه وهابیت بدون آل سعود می­تواند زنده بماند.

شبکه های اجتماعی، حنجره مظلومیت حجاز

الان فضا به خاطر رسانه­ها عوض شده است.کسانی پیدا شده اند که از ما حمایت و دفاع کنند. امروز عربستان اگر کاری بخواهد در برابر شیعیان انجام دهد، حساب شده عمل می­کند. قبلاً مثلاً کسی بود که با سنی مناظره داشته بود. با دسیسه­ای به او تهمت زدند که لعن خلفا را کرده است و دو نفر شاهد شهادت دادند و به راحتی او را  اعدام کردند.

عربستانی­ها در شبکه­های اجتماعی بسیار فعال هستند. در بین خیلی از کشورها حضور ایرانی­ها بسیار زیاد است. در عربستان فیلترینگ وجود ندارد. برای همین نمی­توانند جلو مردم را بگیرند. سطح تحصیلات مردم در عربستان بالاست، اما باز هم از نظر فهم سیاسی ضعیف هستند.

توحش داعش، پاشنه آشیل وهابیت

یکی از مواردی که می­تواند وهابیت را تضعیف کند، همین اسلام داعشی است که باعث روسیاهی آن­هاست . تفکر وهابی داعشی پرورش می­دهد. برای همین است که در عربستان می­شنوید که یک نفر عمویش را می­کشد. آن­ها می­گویند اگر نمی­توانی به سوریه بروی، از خانواده خودت شروع کن؛ یک نظامی را بکش. چرا که تمام دولت­ها ، بلاد کفر هستند؛ حتی عربستان. اما با عربستان کنار می آیند. بخاطر این است که با یکدیگر معامله می­کنند. مثلاً عربستان به آن­ها پول و اسحله می­دهد و در برابرش از آن­ها می­خواهد که در عربستان فعالیت اعتراضی نکنند. آن­ها هم اعلام می­کنند که در عربستان و قطر فعالیت ندارند و اولویت سوریه و عراق است.

 

نظر بگذارید