مقالات

خانه » اسلایدر, اندیشه ای, حیات88, دسته‌بندی نشده, علیرضا جان نثاری،Ar.jannesary@gmail.com » هفت مساله کشاورزی که مغفول مانده است

هفت مساله کشاورزی که مغفول مانده است

کشاورزي

اهمیت بخش کشاورزی برای هر کشور حداقل از دو بعد می تواند مدنظر قرار گیرد:

نخست، به عنوان پایه و اساس تأمین غذا؛

سپس به مثابه یک مزیت اقتصادی در نظام اقتصاد جهانی.

از آن جا که نیاز به غذا، اساسی ترین نیاز زیستی انسان است، تأمین امنیت غذایی یکی از مهم­ترین مؤلفه­های امنیت ملی هر کشور محسوب می­شود. کشوری که برای تأمین حداقل های غذایی مورد نیاز جامعه خود نیازمند خرید از دیگر کشورها باشد، آسیب پذیری زیادی در تعاملات بین المللی و تأمین امنیت ملی خود دارد. از این رو حتی کشورهایی که خود در اقتصاد جهانی، سردمدار و جریان­ساز تقسیم­کار بین­المللی و تجارت آزاد بوده اند، هرگز در تأمین حداقل­های غذایی جامعه خود به بازارهای جهانی اعتماد و اکتفا نمی­کنند و با اتخاذ انواع سیاست­های حمایتی و محدودیت­های تجاری، با تمام توان و به صورت آشکار، از بخش کشاورزی و صنایع غذایی خود حمایت می­کنند.
اهمیت بعدی حوزه کشاورزی، نگاه به آن به مثابه یکی از بخش­های اقتصادی است. به این معنی که کشورهایی که از نظر موقعیت اقلیمی و دیگر منابع اقتصادی، دارای مزیت نسبی در تولید محصولات کشاورزی هستند، می­توانند از بخش کشاورزی به عنوان یک نقطه اتکا برای توسعه اقتصادی بهره گیرند. بدین ترتیب واضح است که بخش کشاورزی برای ایران، هم از نظر تأمین امنیت غذایی (در محصولات استراتژیکی هم چون گندم، گوشت و دانه های روغنی) و هم به مثابه یک حوزه مزیت­دار در اقتصاد جهانی (در محصولاتی همچون پسته، زعفران و خرما)، دارای اهمیتی ویژه است.لذا توجه بیش از پیش پژوهشگران و سیاستگذاران به حل مسائل، مشکلات و معضلات حوزه کشاورزی ضروری به نظر می رسد.

در ادامه به بخشی از این مسائل و مشکلات، که از طریق مصاحبه با خبرگان این حوزه شناسایی شده اند، اشاره می­شود. پس از آن معلوم خواهد شد که برطرف نشدن این مسائل، جمهوری اسلامی ایران را با خطرات جبران ناپذیری در آینده مواجه خواهد کرد و و امنیت ملی کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

۱) کاهش منابع آبی

آمریکایی ها در دهه ۴۰ شمسی، وقتی دولت در حال تأسیس وزارت آب و برق بود، برآورد کرده بودند که آب­های تجدیدپذیر ایران ۱۳۲ میلیارد متر مکعب است. میزان آب تجدید پذیر هم برابر است با آب­های ورودی، شامل بارش و آب­هایی که از خارج وارد می شود، منهای خروجی و منهای تبخیر. ما در سایه ۱۳۲میلیارد متر مکعب، شاید بیش از ۳۵ سال خوابیده بودیم. اخیراً، برآوردهای دقیق نشان می­دهد میزان دقیق آب­های تجدیدپذیر به زیر ۹۰ میلیارد متر مکعب رسیده است و بدتر از آن این است که به علت آمارهای غلط یا برخورد غیرعلمی و غیر اقتصادی با بخش کشاورزی و قبول نداشتن توسعه پایدار، برداشت از آب­های زیر زمینی به بیش از ۵۵ میلیارد متر مکعب در سال رسیده است. درحالی که تجدید پذیری آب­های زیرزمینی که زمانی صحبت از ۴۵ میلیارد متر مکعب بود، الآن به ۳۳ میلیارد متر مکعب در سال رسیده است؛ یعنی الان ما حداقل سالانه ۲۲ میلیارد مترمکعب از آب­های زیرزمینی اضافه برداشت می­کنیم. این اضافه برداشت از چیست؟ از آب های استاتیک است. آب­های استاتیک آب­هایی هستند که محصولِ صدها هزار سالِ طبیعت در زیر زمین اند. که جمع کلش نزدیک به ۵۰۰ میلیارد متر مکعب است. حدود ۲۰۰ میلیارد از این ۵۰۰ میلیارد مترمکعب، آب­های شیرین و لب شور[۱] هستند، باقی مانده اش شور اند. از این ۲۰۰ میلیارد مترمکعب آبهای شیرین و لب شور ما بیش از ۱۳۰ میلیارد برداشت کردیم که حق دست زدن به آن را نداشتیم؛ یعنی هم آب­ها را داریم تمام می کنیم و هم آب­ها را داریم شور می کنیم. بارش­های کشور، متوسط ۵ سال اخیر به حدود ۲۰۰ میلی متر رسیده است؛ یعنی نه تنها آب آبی[۲] مان کم شده است، آب سبز[۳]مان هم کم شده است. روان آب­های کشور، در همین سه سال اخیر بیش از ۶۰ درصد کاهش پیدا کرده است. در حالی که بارش­های ما در سه سال اخیر، چیزی در حدود حداکثر ۱۰ـ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده است. سدهای ما تقریباً اکثرشان خالی است. سد کرخه که بزرگترین سد کشور است، ۷٫۳ میلیارد متر مکعب ظرفیتش است که باید حدود ۶ میلیارد متر مکعب آب ذخیره کند، الآن کمتر از ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب دارد. سدهای دیگر هم کم و بیش همین اند؛ یعنی سفره­های زیرزمینی خالی شده است، آب­های جاری کم شده است، کیفیت آب­ها بدتر شده است، شور شده است. اگر ما همین وضع را بخواهیم برای مثلاً ۱۰ سال آینده ادامه بدهیم، سه چهارم کشور دیگر آب برای کشاورزی نخواهد داشت.شما الآن بروید حوزه استان کرمان، خود کرمانی ها به این نتیجه رسیده اند برای اینکه باغات پسته­شان را نجات دهند، ۹۲ هزار هکتار از باغ­ها را کف بر کنند و باقی مانده را نجات دهند.

خیلی از دشت های کشور نشست کرده است و این بدین معناست که دیگر محل ذخیره ای برای آب جدید وجود نخواهد داشت. چاهی برای ذخیره کردن نیست؛ عین کویر. جنوب تهران نشست کرده است. خیلی از دشت­های کشور نشست کرده است. شما الآن بروید منطقه کرمان و بخشی از فارس و یزد، می­بینید خیلی جاها دیوارها روی هواست. علتش تخلیه منابع آب­های زیر زمینی است که هیچ وقت دیگر این دشت قابل احیا نخواهد بود. این­ها چیزهایی است که نسل های بعد را گرفتارخواهد کرد. مسئله آب اگر در کشور سروسامان پیدا نکند، همه تمدن کشور در معرض خطر است. حالا ممکن است آب خوردن داشته باشند، از دریا شیرین کنند، ولی از نظر ژئوپولوتیکی خطر بزرگی برای کشور است که همه این مناطق تخلیه خواهند شد. (مصاحبه با آقای دکتر کلانتری؛ وزیر سابق کشاورزی و مشاور معاون اول رئیس جمهور در امور آب، کشاورزی و محیط زیست) ما کشوری هستیم که سفره های آب زیرزمینی ما در میلیون ها سال غنی شده است ولی الان خالی شده است و ۱۰ میلیارد متر مکعب بیلان منفی داریم. (دکتر شمس الله شریعت نژاد؛ عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی(
در زمان انقلاب بیلان ما تقریباً مثبت بود. استفاده از آب­های زیرزمینی، و توان تجدیدپذیری، بالانس بود، حتی کمی هم به سمت مثبت. تا سال ۱۳۶۸ ما جمعاً ۲ میلیارد متر مکعب از آب های زیر زمینی اضافه برداشت کردیم؛ یعنی سالی ۲۰۰میلیون متر مکعب در آب­های زیرزمینی کشور تجاوز کردیم. از ۶۸ تا ۷۶  به ۱۱میلیارد متر مکعب رسید. از ۷۶تا ۸۵ـ ۸۴  به ۳۳ میلیارد متر مکعب رسید. جمعاً از ۵۸ تا ۸۴ شد ۴۵ میلیارد متر مکعب. از ۸۴ تا ۹۲ شد ۷۵ میلیارد متر مکعب. (مصاحبه با آقای دکتر کلانتری؛ وزیر سابق کشاورزی و مشاور معاون اول رئیس جمهور در امور آب، کشاورزی و محیط زیست)

۲)  فقدان برنامه ­ریزی مناسب در تولید محصولات کشاورزی

با تمام این خطرها و تهدیدها، هنوز که هنوز است در بسیاری از مناطق از شیوه­های سنتی آبیاری استفاده می­شود. از طرفی دیگر محصولاتی در کشور کشت می­شود که بعضاً نیاز فراوانی به آب دارند و جالب آن جاست که گاهی حدّ تولید این محصولات به اندازه ای است که به صادرکننده این محصولات در جهان تبدیل شده ایم! این مسئله بدین معناست که با این که کشور کم آبی هستیم، ولی عملاً داریم همین میزان محدود آبمان را نیز به قیمت ناچیزی به کشورهای دیگر، که گاهی کشورهای پرآبی هستند، صادر می کنیم! لذا به شدت نیاز به تدوین الگوی کشت صحیح و متناسب با ظرفیت های کشور احساس می شود.

باز از طرفی دیگر شاهد آن هستیم که محصولاتی با همین منابع آبی محدود در داخل تولید می شوند ولی به دلیل عدم برنامه­ریزی صحیح و تخمین دقیق میزان واقعی کشور به آن محصول، هزاران تن از آن در انبارها از بین می­روند. سال­هاست که نظاره­گر مسئله «سیب زمینی و پیاز» در کشور هستیم، ولی هنوز که هنوز است اقدامی جدّی، حداقل برای این دو محصول، صورت نمی­گیرد

۳) وابستگی در تولید کالاهای اساسی

دو سال پیش کالاهای اساسی کشاورزی که در کشور تولید شد، پاسخگوی ۳۳ میلیون نفر بود. برای ۴۴ میلیون نفر محصول وارد شد؛ یعنی خودکفایی کالاهای اساسی ما رسید به زیر ۵۰% و الآن شرایط نسبت به دو سال قبل عوض نشده است.(مصاحبه با آقای دکتر عیسی کلانتری؛ وزیر سابق کشاورزی و مشاور معاون اول رئیس جمهور در امور آب، کشاورزی و محیط زیست)کشور ما در اقلام اساسی وابسته است. به کشورهایی هم وابسته است که با ما دشمنی دارند. این در حالی است که ما در کشورهای منطقه ظرفیت خوبی برای تجارت داریم. برای یک سری وارداتِ ما که از غرب صورت می­گیرد، جایگزین منطقه ای داریم. ما درصد بالایی از واردات جوجه یک روزه مرغ را از انگلستان انجام می­دهیم. (مصاحبه با جناب آقای حسن حیدری؛ مدیر مرکز تحقیقات راهبردی غذا و کشاورزی دانشگاه تهران و عضو گروه سیاستگذاری کشاورزی ایتان)

انحصارهای در این حوزه را باید بشکنیم. در این بخش در دو قسمت انحصار وجود دارد: ‌یکی در خرید جوجه یک روزه که ۸۵ درصد آن را شرکت زربال از انگلیس وارد می­کنیم، لذا مرغ الان در کشور ما گران­تر از فرانسه است؛ چرا که رقابت وجود ندارد. انحصار بعدی هم در قسمت خوراک طیور است.

در بحث تولید طیور، سال پیش ۱۴۱ هزار تن مرغ در انبار داشتیم. شرکت پشتیبانی مرغ هم آن را نمی­خرید. هیچ کشوری هم آن­ها را نمی­خریدند؛ چرا که قیمت بالایی داشت و از لحاظ استاندارد اروپایی هم مشکل داشت. حتی کشور عراق هم نخرید؛ چرا که هزینه تولید آن بالا بود. (دکتر شمس الله شریعت نژاد؛ عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی( مسئله دیگر این است که غربی ها استانداردهای دو گانه دارند. [استدانداردهایی برای] کالاهایی که مصرف داخلی دارند و [استانداردهایی برای] کالاهایی که مصرف خارجی دارند. مثلاً در محصولات تراریخته[۴] باید در یک منطقه خاصی آن‌ها را  امتحان کنند و بعد از این که تصویب شد، آن را تجاری کنند. ما از کسانی وارد می­کنیم که رسماً اعلام می‌کنند محصولاتشان تراریخته است.
بذرهای OP بذرهایی هستند که از محصولش، [دوباره عین] همان بذر [اولیه] گرفته می‌شود؛ ولی بذر هیبرید به سمتی می­رود که این قابلیت را ندارد. قبل از این موضوع، حدود ۸۰ درصد از بذرهای ما از نوع OP [بودند] ولی الآن به ۵۰ درصد رسیده است. [لذا این نوع از بذرها] استقلال کشاورزی [ما] را می گیرد و مجبور می شویم بذر خارجی مصرف کنیم. به علاوه که تنوع زیستی را از بین می­برد و آفات را افزایش می‌دهد. (مصاحبه با جناب آقای حسن حیدری؛ مدیر مرکز تحقیقات راهبردی غذا و کشاورزی دانشگاه تهران و عضو گروه سیاستگذاری کشاورزی ایتان)
از طرفی دیگر مسئله دیگری که در این رابطه مطرح می­شود، بحث بیوتروریسم است. امروزه دشمنان به راحتی می­توانند در با استفاده از تغییرات بیولوژیکی، در ساختار محصولات غذایی­ای که به ما می­فروشند، دخالت کرده و از این طریق بر روی سلامت نسل­های فعلی و آتی جامعه اثرات مخربی بگذارند.

۴) تأثیرپذیری بالای بخش کشاورزی

بخش کشاورزی، نسبت به سیاست اقتصادی و کلی کشور، بخش حساسی است؛ چرا که آسیب­پذیری آن بیشتر و طولانی تر است. کشور ما نیاز به واردات دارد از جمله مواد غذایی، حال اینکه به چه صورت این کار انجام شود، سریع روی بخش کشاورزی تأثیر می­گذارد. مثلاً سال ۸۳ چند برابر نیاز کشور، شکر وارد و توزیع شد و بازار اشباع شد و این همزمان شد با زمانی که چغندرکاران محصول خود را فروخته بودند و کارخانه­داران منتظر فروش محصول بودند تا پول کشاورزان را بدهند. شکر در بازار اشباع شد و روی دست کارخانه­ها ماند و نتوانستند پول کشاورز را بدهند. در نتیجه سال بعد چغندر کمتر کشت شد و کارخانه­ها ورشکست شدند. صدمه­ای که در بخش کشاورزی وارد می­شود با صنایع فرق می­کند. وقتی ماده­ای به کارخانه نمی­رسد و کار معطل می­شود، درِ کارخانه را می­بندیم و وقتی شرایط فراهم شد، دوباره کار را شروع می­کنیم. ولی چغندرکاری که به خاطر این اتفاق، کشاورزی اش را تعطیل کرده است، خیلی باید تلاش کند تا دوباره به کارش برگردد. این مربوط به چغندر است که محصولی یک ساله است. شما محصولی را فرض کنید که باغی باشد. وقتی باغ از بین رفت، اگر دوباره شرایط فراهم شد، ۱۰ سال طول می­کشد تا دوباره باغ سرپا شود. (دکتر عباسعلی زالی؛ وزیر سابق کشاورزی)

۵) نابودی خاک­های حاصلخیز

خاک کشاورزی هر میلی مترش سالیان سال زمان می خواهد تا احیا شود. الان می­بینیم که زمین­های خوب دارد برج و آپارتمان می­شود و می­رویم در حومه شهر که خاک خوبی ندارد، درخت کاری می کنیم… لذا الان هزینه توسعه شهری ما از زمین­خواری می­آید. مثل قاچاق می ماند… لذا در ده سال آینده اراضی درجه یک ما از بین می­رود. (دکتر ابراهیم پورجم؛ رئیس سابق دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس) و یا مثلاً شش میلیون هکتار جنگل های [بلوط در] زاگرس داریم که زیر آن ها شخم زده می­شود و این کار باعث فراهم شدن فرسایش خاک می­شود. این در حالی است که درخت بلوط به یک زمین سفت و محکم نیاز دارد. شرایط این منطقه هم به گونه­ای است که فقط چنین درختانی رشد می­کنند. خب ما به جای این که زیر درختان بلوط را شخم بزنیم که [هم باعث از بین رفتن درختان بلوط و هم] باعث فرسایش خاک گردد، می­توانیم زمین­های این منطقه را تبدیل به باغداری کنیم و به جای درختان بلوط، درختان میوه­دار [متناسب با زمین­های منطقه] کشت کنیم که هم بیکاری منطقه را کاهش دهد [و هم جلوی فرسایش خاک را بگیرد].  (دکتر شمس الله شریعت نژاد؛ عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی)

۶) پایین بودن بهره­وری در بخش کشاورزی

کشاورزی ما با همین امکانات و نه حتی تکنولوژی پیشرفته­تر می­تواند ۳۰۰ میلیون نفر را جواب دهد. دلیل این حرف این است که اگر تولید کشاورزان نمونه را رصد کنیم، می­ببینیم که آیا این­ها خاکشان طلاست [که توانسته اند چندین برابر متوسط کشور تولید کنند] و یا این که حتی خاکشان بدتر هم هست؛ پس چرا دارند ده برابر متوسط کشور (و نه ده برابر حداقل کشور) تولید می­کنند؟ این­ها حتی دارند از امکانات کم­تری استفاده می­کنند. [برای مثال] میانگین تولید سیب در کشور ۱۶ تن در هکتار است؛ در حالی که میزان تولید حداکثر آن ۱۴۰ تن در هکتار است. پس این آمار نشان می­دهد که ما اگر یک همت جدی بکنیم، از همین امکانات موجود می­توانیم به راحتی سه برابر بهره­برداری کنیم. (دکتر ابراهیم پورجم؛ رئیس سابق دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس)[ما می بینیم که در کشور] حمایت­های بی­چون­وچرایی از بی­کیفیت­ترین خودروهای جهان [که در داخل تولید می شود] صورت می­گیرد. برای مثال هر کسی بخواهد خودرو وارد کند، با ۱۰۰% عوارض گمرکی روبرو می شود در صورتی که در مورد محصولات کشاورزی نرخ تعرفه صفر درصد است! برای نمونه یکی از بارزترین این عدم وضع تعرفه­ها در سال ۱۳۸۴ در مورد واردات شکر صورت گرفت که تعرفه ی آن از ۱۵۰% به صفر درصد تغییر کرد و از آن سال به بعد ما تبدیل به وارد کننده ی شکر شدیم، در حالی که جزو صادرکنندگان شکر بودیم. لذا از کشاورزی که مولدترین بخش­هاست حمایت نمی­شود، در حالی که [در مقایسه با صنایع دیگر، تقریبا همه کارهای این بخش به دست ایرانی­ها صورت می­گیرد،] تحقیقاتش را ایرانی انجام می­دهد، کاشتش را ایرانی انجام می­دهد، کارگرش ایرانی است، فروشنده اش ایرانی است و… ؛ ولی با اینکه این بخش ۱۰۰% مفید است، می­بینیم که چگونه مورد بی­رحمانه­ترین قساوت­ها قرار می­گیرد. (دکتر بهزاد قره یاضی؛ رئیس پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران)

۷)بخشی از بیانات حضرت امام خمینیرحمة الله علیه و مقام معظم رهبریحفظه الله در اهمیت بخش کشاورزی:

مواظب باشید کشاورزی تحقیر نشود؛ کشاورزی بسیار حایز اهمیت و دارای عزت است… امروز کشور ما -که مورد سوء­نیت و کینه‌ورزی قلدرهای دنیاست؛ علت این کینه‌ورزی هم این است که این کشور حاضر نیست زیر بار قلدری قلدرها برود – بیش از همیشه به امنیت غذایی احتیاج دارد، تا برای نانش، برای خوراک روزمره‌اش، برای روغنش، برای گوشتش محتاج کشورهای دیگر نباشد؛ محتاج کسانی که می‌توانند در مقابل این عطیه، شرف او را مطالبه کنند، نباشد؛ امنیت غذایی برای کشور ما خیلی مهم است. مسؤولان با این نگاه، با نگاهِ «حایز اهمیت»، باید به بخش کشاورزی نگاه کنند. بخش کشاورزی یک محور اصلی در اداره‌ کشور است… شریان اصلی زندگی جامعه، در این بخش است و زندگی واقعی و ملموس جامعه -حیات اجتماعی- در این بخش، بیشتر معنا پیدا می‌کند؛ چون این‌جا مسأله‌ غذا و مسأله امنیت غذایی و مسأله‌ استقلال ناشی از امنیت غذایی و خودکفایی مطرح است. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار کشاورزان،‌‌ ۱۴/۱۰/۱۳۸۴)

اولویت­ها را رعایت کنیم، بر اساس اولویت­ها کار پیش برود. به نظر بنده یکی از اولویت­ها مسئله‌ کشاورزی است… کشاورزی را باید در درجه‌ اول اهمیت قرار داد… در مرتبه‌ اول، مسئله‌ کشاورزی است؛ که اگر توانستیم کشاورزی را با شرایطی که دارد، احیاء کنیم، هم مسئله‌ اشتغال حل می­شود، هم عوارض گوناگون بیکاری -این حاشیه‌نشینی، اعتیاد و امثال این­ها- از بین خواهد رفت یا ریشه‌های آن تضعیف خواهد شد. (بیانات رهبر انقلاب در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالی‌، ۲۵/۰۷/۱۳۹۱)

سر و سامان‌ دادن‌ به‌ مسئله‌ مهم‌ کشاورزی‌، یک‌ جهاد است‌. (دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر انقلاب، ۱۲/۱۰/۱۳۸۱)

ما که‌ می‌خواهیم‌ با ابرقدرت­ها و زورگوها و چپاولگرهای‌ دنیا سینه‌به‌سینه‌ شویم‌ و با آن­ها مقابله‌ کنیم‌، باید اساسی­ترین‌ و اصلی­ترین‌ نیاز مردم‌ و کشور، یعنی‌ امر تغذیه‌ را به‌ نقطه‌‌ اطمینان‌بخشی‌ برسانیم… (بیانات رهبر انقلاب در مراسم بیعت اصناف و روستاییان، ۱۴/۰۴/۱۳۶۸)

پی نوشت‌ها:

[۱]آبِ لب‌شور آبی است که میزان نمک در آن از آبِ شیرین بیشتر و از آب دریا کمتر باشد.
[۲]منظور از آب آبی، برداشت از آبهای زیرزمینی و سطحی است.
[۳]آب سبز آبهایی است که مصرف دیمات و مراتع و جنگل ها می شود.

[۴]گیاه تراریخته به گیاهی اطلاق می‌شود که ساختار ژنتیکی آن از طریق مهندسی ژنتیک تغییر یافته باشد. این تغییر معمولاً جهت بهبود مقاومت گیاه به برخی آفات یا بیماریهای گیاهی و برای بهبود عملکرد گیاه و بهره وری کشاورز صورت می‌گیرد.

نظر بگذارید