مقالات

خانه » دسته‌بندی نشده, شهرستان ادب, فرهنگی » شعری از سجاد سامانی شاعر انقلاب اسلامی

شعری از سجاد سامانی شاعر انقلاب اسلامی

سجاد سامانی

سجاد سامانی

استعداد سجاد سامانی را می­شد از همان سال ۹۰ که جلوی رهبر انقلاب شعر خواند شناخت. شاعری با غزل­های دلنشین که در شعر، زبان خودش را دارد و حرفی می­زند که بدان معتقد است. “ایما” نخستین و فعلا تنها کتابی است که از او چاپ شده.

 

(1)

به رغم سیلی امواج ، صخره­وار بایست­!

در این مقابله چون کوه استوار بایست­!

خلاف گوشه­نشینان و عافیت­طلبان

تو در میانه میدان کارزار بایست!

نه مثل قایق فرسوده­ای کناره بگیر

نه مثل طفل هراسیده­ای کنار بایست!

در این زمانه بدنام ناجوانمردی

به­نامِ نامیِ مردان روزگار بایست!

بس است این که به آه و به ناله در همه عمر

به انتظار “نشستی”، به انتظار “بایست”!

 

 

(2)

به رسم صبر، باید مرد آهش را نگه دارد

اگر مرد است، بغض گاه­گاهش را نگه دارد

پریشان است گیسویی در این باد و پریشان­تر

مسلمانی که می­خواهد نگاهش را نگه دارد

عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار

که این دیوانه تنها تکیه­گاهش را نگه دارد

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم

خدا دل­بستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم­هایش تیرباران کرد، تسلیمم

بگویید آن کمان ابرو، سپاهش را نگه دارد

 

نظر بگذارید