مقالات

خانه » باء بسم الله » حیات «دشمن» دارد! – شماره ۷۳

حیات «دشمن» دارد! – شماره ۷۳

73-B

–  چه کار داری؟ چرا بی‌خود برای خودت دشمن درست می‌کنی؟
–  فلانی آدم خیلی خوبی بود؛ سرش تو کار خودش بود. به کار کسی کاری نداشت…
–        و…
امثال این جملات را بارها و بارها شنیده‌ایم، آن هم در مواردی که انتخاب ما بین حق و باطل و حرام و حلال بوده است! مثلا اگر در اداره‌ای که کار می‌کنیم یکی از همکاران با سوء استفاده از اختیاراتش، در بیت المال تصرف شخصی بکند و به او تذکر بدهیم که برادر جان این کار حرام است، نکن! اگر این همکار خطاکار، رئیس بالادستی‌مان باشد در درون خودمان هم می‌گوییم بی‌خیال! سرت به کار خودت باشه… ولی اگر بر فرض پا بر نفس بگذاریم و به آن همکار و همکاران تذکر بدهیم، افراد دلسوزی پیدا می‌شوند که می‌گویند فلانی، کسی را در قبر دیگری نمی‌گذارند. تو خودت به فکر خودت باش و دست از تذکر دادن بردار! چرا برای خودت دشمن درست می‌کنی؟
همین ادبیات در عرصه سیاسی هم بازتولید می‌شود. وقتی دعوا بین حق و باطل و طاغوت و ولایت حق باشد بازهم عده‌ای دلسوز(!) پیدا می‌شوند و نصیحت می‌کنند که بی‌خیال… سرتان به کار خودتان باشد! حتما امثال این جمله را بارها شنیده‌اید که جمهوری اسلامی چه کار دارد که این‌قدر برای خودش دشمن می‌سازد؟ به ما چه ربطی دارد که بین فلسطین و اسرائیل چه می‌گذرد؟ به ما چه ربطی دارد که امریکای جهان‌خوار با جهان چه می‌کند؟ کلاه خودمان را سفت بگیریم و اینقدر برای خودمان دشمن نسازیم!
این ادبیات برای ما بسیار ناراحت کننده و تهوع‌آور است. ما از این ادبیات «ببعی پرور!» نفرت داریم. این ادبیات ریشه در نفسانیت و دنیاطلبی و رفاه‌طلبی دارد. آن هم دنیاطلبی به سبک ببعی! ببعی به همان علفزار خود فکر می‌کند و آنقدر مشغول شکم‌چرانی است که حتی سرش را بالا نمی‌آورد تا آسمان را ببیند. خنده‌دارتر آن است که اگر ما یک گله هزار تایی ببعی داشته باشیم و یک گرگ – فقط یک گرگ- به این گله حمله کند، هیچ کدام از این هزار ببعی برای دفاع از خود هیچ اقدامی نمی‌کند و برای خودش دشمن نمی‌سازد!!!
باور کنید زندگی دنیاطلبان حتی از زندگی ببعی‌ها هم خنده‌دارتر و البته تهوع‌آورتر است. ببعی‌ها وقتی از چراگاهشان برمی‌گردند همه گله با هم فریاد زنان به سوی روستا باز می‌گردند که تا توانستیم خوردیم و شکممان را پر کردیم… اگر هم گرسنه بمانند کل گله با هم در همان طویله‌ای که هستند فریاد می‌زنند: بع بع! یعنی ما گرسنه‌ایم و هیچ کس برای گشودن در زحمتی به خود نمی‌دهد! آن‌ها می‌ترسند چوپان از دستشان ناراحت بشود و به همین دلیل حتی اگر از گرسنگی هم بمیرند، برای خود دشمن درست نمی‌کنند!
اما بزرگمردان تاریخ همیشه برای خود دشمن درست می‌کنند و در راه حضرت حق جل و علا از پیدا شدن دشمنان جدید هراسی ندارند. ما تمام تاریخ را عرصه درگیری حق و باطل می‌بینیم و هر باطلی را دشمن خود می‌دانیم و از مبارزه با باطل دست برنخواهیم داشت: «تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم». البته همان دنیاطلبان و عافیت‌طلبان تصور می‌کنند این ادبیاتِ «دشمن تراش» و «تندرو» ریشه در ادبیات خمینی کبیر دارد اما نمی‌دانند که آن نایب الامام این ادبیات را اهل بیت معصومین آموخته است.
فکر می‌کنید اگر بانوی عالمین به پشت درب خانه نمی‌رفت تا از امام خود دفاع کند و سرش به کار خودش بود، کسی کاری به کار ایشان داشت؟ اگر حضرت ایشان به مسجد نمی‌رفت و با غاصبین حق امامت برخورد نمی‌کرد و برای خودش دشمن نمی‌ساخت، کسی به ایشان در کوچه جسارت می‌کرد؟ هر چند قلم به لرزش افتاده و چشمان اشک‌بار هستند اما اجازه بدهید ادامه بدهم… ایشان می توانستند به کار کسی کار نداشته باشند و برای خودشان دشمن درست نکنند. آن‌گاه در کوچه‌های مدینه همگان به ایشان احترام می‌گذاشتند و با لقب «بنت رسول الله»  و «بنت خیرالنبیین» خطابشان می‌کردند. منزلشان محل رفت و آمد انصار و مهاجرینی می‌شد که برای عرض ادب و تسلیت به محضرشان مشرف شده بودند. مسجدالنبی محل تشکیل کلاس‌های قرآن ایشان برای زنان مدینه می‌شد و… اما متاسفانه حضرت ایشان سرشان به کار خودشان نبود و برای خود دشمن درست کردند و شد آن‌چه نباید می‌شد.
حضرت امیرالمومنین و یعسوب الدین نیز آن‌قدر برای خود دشمن درست کردند که کسی در مدینه حتی جواب سلامشان را نمی‌داد و این سیاست اشتباه(!) را حتی در زمان حکومتشان نیز ادامه دادند تا آن‌جا که سه جنگ بزرگ داخلی علیه‌شان شکل گرفت. این خاندان هیچ‌کدام سرشان در کار خودشان نبوده و دائما برای خود دشمن می‌تراشیده‌اند!
شیعه‌ی مرتضی علی نامرد است اگر در مسیر دفاع از دین و ولایت کمتر از مولایش فحش بخورد و دشمن داشته باشد. اصلا این‌که آدم خوبی باشیم و سرمان به کار خودمان باشد و به کار کسی کار نداشته باشیم در ذهن ما نمی‌گنجد. اگر دشمنان دین خدا با ما دشمنی نکنند یعنی یک جای کارمان می‌لنگد. اگر مطالب «حیات» دشمنیِ دشمنان را برنینگیزد، یعنی حیات «زهر» نداشته و به «درد» نمی‌خورد…
برای حیات دعا کنید: خدایا ما را نور چشم ولی الله و خار چشم دشمنان او قرار بده.

نظر بگذارید