مقالات

خانه » فرهنگی » فردگرایی، سبک زندگی حاکم بر فرهنگ ایرانی – شماره ۷۳

فردگرایی، سبک زندگی حاکم بر فرهنگ ایرانی – شماره ۷۳

73-8

درآمدی بر مسأله فرهنگ «فردگرایی» در جامعه ایرانی

فرهنگ فردگرایی در عرصه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی سبب مشکلات بسیاری برای جامعه و نظام ما شده است. نمود و نشانه این مسأله را می‌توان در کارتشکیلاتی در موسسات فرهنگی و سازمان‌های دولتی، احزاب و تشکل‌ها و حتی تعارضات امنیتی که ناشی از عدم انسجام اجتماعی می‌باشد، دید. به بیانی دیگر در مؤسسات فرهنگی با پدیده تک‌روی درون یک تشکیلات و پدیده جزیره‌ای کار کردن بین تشکیلات‌ها مواجه هستیم. در ورزش‌های گروهی ناموفق عمل می‌کنیم ولی در ورزش‌های فردی در سطح جهان مطرح هستیم. همکاری بین سازمان‌های دولتی کمتر دیده می‌شود و سازمان‌های دولتی از مشکل ناهماهنگی بین بخش‌های خودشان و نیز با سازمان‌های دیگر رنج می‌برند. این‌ها همه حاکی از وجود یک مسأله در فرهنگ ایرانی می‌باشد مسأله‌ای به نام «فرد گرایی». حال مختصری به این مسأله می‌پردازیم:
۱- تبارشناسی فردگرایی:
با نگاهی اجمالی به تاریخ درمی‌یابیم که در زمان ائمه مخصوصاً امام هادی علیه‌السلام تشکیلات شبکه‌ای شیعه در مناطق مختلف ایران نظیر سجستان (سیستان)، شهرری، خوزستان، قم، کاشان و… وجود داشته است و این‌ها به صورت مخفی با هم در ارتباط بوده‌اند. پس تشکیلات شیعه در جامعه ایرانی در قرون اولیه هجری وجود داشته است. از طرفی سیستم دیوان‌سالاری از حکومت‌های ایرانی قبل از اسلام به غرب صادر شده است. از این گزاره‌ها می‌توان نتیجه گرفت که در گذشته فرهنگ کار تشکیلاتی بین ایرانی‌ها وجود داشته است. امّا طی قرون ۷ الی ۱۰ هجری، فرهنگ ایرانی به سوی تصوّف و عرفان فردی تمایل پیدا کرد. البته ناگفته نماند که آغاز قرن ۷ با حمله مغول شروع شد که تخریب تمدّن در این دوره می‌تواند در گرایش جامعه ایرانی به سوی فردگرایی مؤثر بوده باشد. امّا سوال این است که حالا ۵ قرن از آن موقع گذشته است، چرا همچنان گرفتار مسأله فردگرایی هستیم؟ علّت این امر شاید یک عامل و نیروی خارجی باشد.
۲-تحلیل فردگرایی در سطح اجتماعی:
این مسأله همچنان که در ابتدای نوشته آمده بود سبب مشکلات فراوانی در اقتصاد، ورزش، سیاست و امنیت گشته است و بازده کاری سازمان‌های ایرانی را کاهش داده است. یکی از علل عقب‌ماندگی امروزه ایران به واسطه فردگرایی و نداشتن روحیه کار تشکیلاتی می‌باشد. البته ناگفته نماند که در فرهنگ ایرانی برخی اقوام نظیر اصفهانی‌ها، یزدی‌ها و مازندرانی‌ها دارای روحیه کار جمعی هستند که ریشه‌ی آن را باید در مردم‌شناسی این شهرها جستجو کرد.
۳- آینده‌نگری:
پدیده‌ها از سطح فرد شروع شده پس از مدّتی اگر برایش چاره‌ای اندیشیده نشود به سطح اجتماع رفته پس از آن اگر رفع نگردد به سطح سیاست و اقتصاد می‌رود و بازهم اگر رفع نگردد به سطح امنیت رفته و امنیت یعنی مهم‌ترین بعد زندگی انسانی را مختل می‌کند و سبب تعارضات امنیتی می‌گردد. فردگرایی نیز اگر در سطح فرد و در تربیت افراد فکری برایش اندیشیده نشود به سطح اجتماع رفته انسجام اجتماعی جامعه ایرانی را کاهش داده و پس از آن به سطح سیاست رفته، حاکمیت ملّی جامعه را خدشه دار کرده و دست آخر اگر در این مرحله حل نشود، سبب بروز مشکلات امنیّتی می‌گردد. همچنان که داشتن روحیه کار تشکیلاتی سبب افزایش ضریب امنیّتی کشور در زمان جنگ شد. لشکرهای ۸ نجف اشرف و سپاه ۱۴ امام حسین و تیپ ۱۸ غدیر که به ترتیب از شهرهای نجف آباد، اصفهان و یزد می‌باشند مو فق‌ترین و هماهنگ‌ترین یگان‌ها در زمان جنگ محسوب می‌شدند.
بنابراین پیشنهاد می‌گردد برای حلّ فردگرایی در جامعه ایرانی از سطح فرد شروع کرد. به تعبیری دیگر خانواده به عنوان اولین نهاد تربیت‌کننده فرد، باید فرزند را به سمت کار تیمی هدایت کند. نهاد تعلیم و تربیت و رسانه‌های گروهی نیز سایر متولیان تربیت فرد می‌باشند
امّا باید اصولی در فرد نهادینه شود تا بستر مناسبی در وجود وی برای پذیرش کار تشکیلاتی شکل بگیرد:
اصل برابری و عدالت / اصل محبّت و برادری / اصل ایثار، فداکاری و شهادت طلبی / اصل داشتن روحیه جهادی / اصل اعتماد و حسن ظن به افراد اجتماع / اصل جود و بخشش / اصل نظم / اصل توکّل و … .

نظر بگذارید