مقالات

خانه » فرهنگی » یک آیه، یک روایت، یک اسوه – شماره ۷۳

یک آیه، یک روایت، یک اسوه – شماره ۷۳

73-9

آیه تشکیلاتی:
یک سوره کاملا تشکیلاتی
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ(۱)إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲)إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرْ(۳)»
شاید برایتان سؤال شده باشد که چرا در بسیاری از مجالس و کلاس‌ها و حلقه‌هایی که شکل می‌گیرد، ابتدای جلسه سوره عصر به صورت دسته جمعی خوانده می‌شود؟ در نگاه ساده و اولیه احتمالا فرقی بین این سوره با بقیه نبینید و بگویید که به خاطر متبرک شدن جلسه است که این کار را انجام می‌دهند و یا بگویید که چون این سوره کوچک است. اما سؤال بعد مطرح می‌شود که چرا از بین سوره‌های کوچک این سوره انتخاب شده است؟
نقل می‌کنند که مجالسی و حلقاتی هم که پیامبر و اصحابشان دور هم جمع می‌شدند، این سوره را با هم می‌خواندند. این هم به نظرتان اتفاقی است؟ یعنی همین طور فقط به نیت تبرک سوره عصر خوانده شود یا یک چیزی عمیق‌تر در این سوره وجود دارد که این سوره خوانده می‌شود؟
با این سؤال می‌خواهیم محتوای موجود در این سوره را نگاهی بیندازیم. ابتدای سوره سوگند به عصر می‌خورد که برداشت‌های متفاوتی از این عصر شده است که در جای خود صحبت بسیار دارد و الان جای تعمق روی آن نیست. در ادامه حرف بسیار سنگینی می‌زند که: «آهای شما انسان‌ها همگی‌تان در خسران هستید!» به تعبیر قواعد عربی هم که می‌گوید این «ال» انسان هم دلالت بر جنس انسان دارد به این معنا که همه انسان‌ها در خسران هستند.
خسران هم به تعبیر علامه طباطبایی ذیل این سوره به معنای «نقص در اصل سرمایه است» یعنی یک سرمایه‌ای به انسان داده شده است و او این سرمایه را از دست می‌دهد. به عبارت دیگر خسران به این معنا نیست که شما به چیزی دست نیافته‌اید، بلکه به این معناست که شما چیزی که داشته‌اید را هم از دست داده‌اید. پس آیه می‌گوید که ای انسان‌ها، همگی شما سرمایه‌ای دارید که آن را از دست می‌دهید و خسران زده‌اید.
از این جمله عده‌ای استثنا شده‌اند. اولین چیزی که مورد توجه است این است که در جمله بعد از حرف «الا» می‌توانست اسم موصول مفرد بیاورد ولی این کار را نکرد. یعنی چون «انسان» مفرد بود می‌توانست بگوید «الا الذی امن» ولی این را جمع به کار برده است و گفته «الا الذین امنوا». پس در خود این نکته‌ای است که اگر این ایمان فردی هم باشد باز فرد جزء افراد خسران‌زده محسوب می‌شود.
پس به تعبیری این ایمان جمعی خودش یکی از فاکتورهای اصلی برای رهایی از خسران‌زده‌ها است. در ادامه با حفظ همین ضمیرِ جمع، اسم موصول «الذین» چهار ویژگی را مطرح می‌کند که اگر انسان داشته باشد از خسران زده ها نیست. نکته قابل تامل این‌جاست که نه فقط یک ویژگی یا دو ویژگی بلکه چهار ویژگی باهم باید وجود داشته باشد. این شرط رهایی از خسران است. چرا که شما در جاهای دیگر می‌بینید که دو ویژگی اولی آمده است. ولی عبارات قبل آن به این صراحت تعبیر عامی نشده است که همگی خسران‌زده‌اند مگر… در نتیجه این‌جا می‌توان فهمید که آن‌هایی هم که فقط دو ویژگی اول یعنی ایمان و عمل صالح را هم دارند باز مقداری خسران زده‌اند پس لازمه این‌که انسان کامل از خسران بیرون بیاید این است که چهار ویژگی را باهم داشته باشد. آن ویژگی‌ها عبارتند از:
– ایمان
– عمل صالح
– تواصی به حق
– تواصی به صبر
ایمان و عمل صالح به دلیل این‌که در جاهای دیگر هم مطرح شده است در این‌جا بحث نمی‌شود. شاهد مثال اصلی در اینجا بحث «تواصی» است. تواصی در قواعد عربی بر وزن «تفاعل» است. که این باب به معنای ارتباطی دوطرفه است. یعنی این تواصی یک‌طرفه نیست. بلکه یک نوع نصیحت دوطرفه است. یعنی من شما را نصیحت می‌کنم و شما هم من را. حالا از این مطلق بودن تواصی می‌توان برداشت کرد که سلسه مراتب مدیریتی در تشکیلات هم نمی‌تواند این تواصی را بپوشاند. یعنی زیردست می‌تواند مدیر را تواصی کند و بالعکس. این است که این عده‌ای که به این تواصی مشغول هستند خود را از خسران بیرون کشیده‌اند.
البته این که تواصی به حق و تواصی به صبر خودش چیست؟ فعلا جای بحث نیست. فقط این قدر مطرح می‌توان کرد که این حق و صبر ارتباط مستقیمی با جمع دارد چرا که موضوعی است که عده‌ای خودشان را به این تواصی دو طرفه می‌کنند. که صبر هم جای بحث مفصلی دارد که در ادامه بحث‌ها خواهد آمد.

روایت تشکیلاتی:
حد تبعیت در تشکیلات
نهج‌البلاغه، حکمت ۱۶۵: «لَا طَاعَهَ لِمَخلُوقٍ فِی مَعصِیَهِ الخَالِقِ»
در تشکیلات، تا کی باید هر چه که به ما امر می‌شود را گوش داده و اطاعت کنیم؟ حد دارد! حد آن هم مستقیم است. در تشکیلات اسلامی، این طور نیست که همه ذیل سلسله مراتب‌شان تعریف شوند؛ نه! همه‌ی افراد تشکیلات، یک ربط و تشخیص مستقیم هم از حق و باطل دارند. صرف این که امر، امر فلان کس است و روش، روش گروهی از بزرگان و علمایی به مانند علمای بنی اسرائیل- که قرآن از آنها یاد می‌کند- اطاعت از آن امر و طریقت بر آن روش، بر صراط حق نیست.
امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمود: «لَا طَاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فِی مَعصِیَۀِ الخَالِقِ». یعنی شما یک ربط سیستماتیک با ولایت دارید و در ضمن یک ربط و تشخیص مستقیم هم با خداوند متعال دارید. این طور نیست که هرچه از سوی رئیس و رهبر تشکیلات دستور شده، ما ملزم به عمل بدان باشیم؛ چرا که اگر به معصیت الهی منجر شود، لازم الطّاعه نیست. همان طور که رابطه پدری و فرزندی هم در چنین مواردی باطل می‌شود.

اسوه تشکیلاتی:
شهید دکتر مصطفی چمران/ اثرگذاری روی نیروها
کم‌کم همه بچه‌ها شده بودند مثل خود دکتر؛ لباس پوشیدنشان، سلاح دست گرفتنشان، حرف زدنشان. بعضی‌ها هم ریششان را کوتاه نمی‌کردند تا بیش‌تر شبیه دکتر بشوند. بعدا که پخش شدیم جاهای مختلف، بچه‌ها را از روی همین چیزها می‌شد پیدا کرد. یا مثلا از این که وقتی روی خاکریز راه می‌روند نه دولا می‌شوند، نه سرشان را می‌دزدند. ته نگاهشان را هم بگیری، یک جایی آن دوردست‌ها گم می‌شود.

نظر بگذارید