مقالات

خانه » اندیشه ای » بازی در زمین غول‌های رسانه‌ای – شماره ۷۳

بازی در زمین غول‌های رسانه‌ای – شماره ۷۳

73-16

نقدی بر نظام و ساختار رسانه‌های انقلاب:

۱- داستان از اینجا شروع می شود:
«هزاران هزار کاغذ حاوی اطلاعات بی هیچ طبقه‌بندی و نظمی در اتاق پراکنده شده‌اند، هر لحظه از در و پنجره‌ها کاغذی جدید به درون اتاق پرتاب می‌شود و آشفته بازارِ شلوغی را به هم ریخته‌تر و آشفته‌تر می‌کند.
در «اتاق شلوغ» و به‌هم‌ریخته، به دنبال استفاده از کاغذ‌ها هستی، فرصت هر گونه تمرکز و فکر کردن با پرتاب کاغذ‌ها و اطلاعات به درون اتاق گرفته می‌شود ، انبوهی از اطلاعات همچون توپ جنگی به سمتت پرتاب می‌شود و رشته افکارت را به هم می‌ریزد و هر آن‌گاه که به فکر مرتب کردن کاغذ‌ها می‌افتی تمرکزت را به هم می‌زند.»
۲- در نظام و ساختار رسانه‌ای کنونی ارتباطات میان مردم، روز به روز گسترده‌تر شده است و هر چه این ارتباط گسترده‌تر می‌شود، حجم بیشتری از اطلاعات در اختیار مردم قرار می‌گیرد. در عصر «انفجار اطلاعات» هر فردی با انبوهی از اطلاعات، خبر‌ها و دریافت‌ها رو به روست که در مغزش جای می‌گیرد، هر لحظه خبر و اطلاعاتی جدید مخابره می‌شود و اجازه لحظه‌ای تمرکز برای فکر کردن را از انسان می‌گیرد. حجم انبوهی از اطلاعات، بدون هیچ گونه طبقه‌بندی در ذهن جای می‌گیرد، و «اتاقِ شلوغِ» ذهن را به‌هم‌ریخته‌تر و آشفته‌تر می‌کند.
قضیه زمانی جالب‌تر خواهد بود که در عصر حاضر منافع هر کسی با اطلاعات و رسانه پیوند خورده و هر کسی در پی آن است که منافعش را از طریق جهت‌دهی و مهندسی اطلاعات بر شما تحمیل کند و از این طریق به مهندسی ذهن انسان‌ها بپردازد؛ و جالب‌تر آن‌که برای مهندسی ذهن آموزش‌های فراوان و پیچیده دیده‌اند.
شوربختانه کاغذ‌ها و اطلاعات آشفته و در هم ریخته و غیر منظم، پر از اطلاعات راست و دروغ و تحریف شده و آمیخته با اغراق است.
حال این شما و این «اتاق شلوغ» و بی نظم فکر شما، کاغذ‌ها و اطلاعات غیر قابل اعتماد … و ذهن و تفکری آشفته و ترور شده با بمباران اطلاعاتی! حالا وقت تصمیم‌گیری است!!
۳- ساختار رسانه‌ای و خبری کنونی به صورتی طراحی شده است که با قرار گرفتن در ساختار و چارچوب آن؛ ذهن لحظه‌ای اجازه درنگ و تفکر را نمی‌یابد.
انبوه اطلاعات مرتب نشده و ادامه بمباران اطلاعاتی چنان مغز را گرفتار و مسخ دریافت اطلاعات جدید می‌کند که اجازه هر گونه تحلیل و تامل را از ذهن می‌گیرد و ذهن را تسلیم رسانه می‌گرداند. ساختار رسانه‌ای کنونی «تفکر جزءنگر» را به شدت تحمیل می‌کند.
«به متن آوردن حاشیه» ، «به حاشیه بردن متن»، «تعمیم نا به جا»، «قاعده کردن استثناءها»، «از درون تهی کردن مفاهیم والا» و…، همگی هنرمندی تفکر جزءنگر است، و از همین طریق است که به آسانی می‌توان قابل دفاع‌ترین اندیشه‌ها را محکوم نمود و برعکس غیر قابل دفاع‌ترین اندیشه‌ها را به اثبات رساند.
۴- نیل پستمن در کتاب تکنوپلی می گوید: «آمریکایی‌ها پر رسانه‌ترین و در عین حال کم‌اطلاع‌ترین مردم دنیا هستند.»
سخنی که به شدت قصد به چالش برانگیختن رسانه‌ها را دارد و بر این عقیده است که مساوی گرفتن «رسانه بیشتر» با «اطلاع بیشتر» معادله‌ای اشتباه است و چه بسیار رسانه هایی که تنها نتیجه‌شان تبدیل کردن انسان‌های دارای «جهل بسیط» به انسان‌های دارای «جهل مرکب» است. انسان‌هایی که «نمی‌دانند» اما از فرط بمباران اطلاعات فکر می‌کنند می‌دانند.
۵- رشد تکنولوژی موجب تسریع در روند رشد رسانه‌ها شده است. شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک یکی از آخرین و پرطرفدارترین این رسانه‌ها هستند. که ابزاری برای تبلیغ تفکر جزءنگر می‌باشند و عمیقا بر تفکر «جزءنگر» در مقابل «تفکر کل‌نگر» دامن می‌زنند.
در فیس‌بوک ممکن است صد‌ها پست در عرض دقایقی از جلوی چشمان کاربر عبور کنند و بدون اندکی تامل و تفکر، ساختارِ ذهنی و گرایشی افراد را شکل دهد؛ در این نوع رسانه‌ها اطلاعات بر اساس نگاه سطحی و بسیار کم‌عمق و باز با همان شرایط بمباران اطلاعاتی از جلوی چشم می‌گذرند. ذات شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک به گونه ای طراحی شده است که ابزاری در جهت انتقال تفکر «جزءنگر» باشد.
۶- عجیب‌تر و قابل توجه‌تر از همه این است که در راه تقلید از نظام‌ها و ساختار‌های غرب ما نیز نظام رسانه‌ای‌مان را بر مبنای جزءنگری بنا کرده‌ایم و از صدا و سیما تا سایت‌های خبری انقلابی بر مبنای همین «تفکر جزءنگر» به دفاع از اندیشه‌های اسلامی و آرمان‌های انقلاب می‌پردازند.
حال آن‌که باید دانست که در بازی در زمین «تفکر جزءنگر» ما در زمین غول‌های رسانه‌ای بازی کرده‌ایم و در نهایت هم بازنده خواهیم بود و سیر حرکت ما باید به سمت رسانه ای بر مبنای یک تفکر «عمیق»، «کل‌نگر» و «گفتمان‌محور» باشد.

نظر بگذارید