مقالات

خانه » فرهنگی » هماره ناله و استغاثه هارون‌ها و مأمون‌ها این بوده… – شماره ۷۳

هماره ناله و استغاثه هارون‌ها و مأمون‌ها این بوده… – شماره ۷۳

73-20

هماره ناله و استغاثه هارون‌ها و مأمون‌ها این بوده است که از حلقوم متوکل بیرون می‌آید که: «وَیْحَکُمْ قَدْ أَعْیَانِی أَمْرُ ابْنِ الرِّضَا»۱. و این فریاد همیشگی ظالمان در سرتاسر عالم بوده است، از چیزی که همیشه آنان را آزار می‌داده. این چه قدرتی است که به ظاهر در زندان دشمن است و به ظاهر در خانه نشسته است و صدای ناله متوکل‌ها را بلندکرده است. و این چه اقتداری است در عین مظلومیت… .
و اکنون انقلاب اسلامی، ادامه‌دهنده راه ابن‌الرضا، چه غوغایی به راه انداخته است که صدای ناله و شیون متوکل‌های زمان را به دنبال دارد که اعلام ضعف و ناتوانی می‌کنند و استغاثه‌شان دیوار صوتی را هم شکسته است. مگر این انقلاب با خود و در خود چه دارد؟ چه فرهنگی دارد؟ مگر این انقلاب با انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب روسیه چه تفاوتی دارد؟ آیا می‌خواهد انسان را و عالم را از وادی «تیهی» که در آن گرفتار آمده برهاند؟
یادم می‌آید روزی کتابی را از میشل فوکو راجع به انقلاب اسلامی مطالعه می‌کردم. کتاب، یادداشت‌های او درباره حوادث و بررسی اوضاع و احوال ایران در سال ۵۷ بود. به نکته جالبی برخوردم. میشل فوکو می‌گوید: «هنگامی که از ایران برگشتم از من این سؤال را می‌کردند که آیا این یک انقلاب است؟ (چون در فرانسه تا لفظ انقلاب را به کار نبری حساسیتی برانگیخته نمی‌شود)، من جوابی نمی‌دادم، اما دلم می‌خواست بگویم: نه، به معنی ظاهری کلمه، انقلاب نیست، یعنی نوعی از جا برخاستن و بر پا ایستادن نیست، قیام انسان‌های دست‌خالی‌ای است که می‌خواهند بار امپراتوری‌ها را که بر پشت همه سنگینی می‌کند از میان بردارند، بار نظم جهانی را. شاید این نخستین قیام بزرگ بر ضد نظام‌های جهانی باشد، مدرن‌ترین و دیوانه‌وارترین صورت شورش.»۲
هر چه باشد مهم باشد برای کسی یا نه! مهم باشد که باید با آن همراه شد یا نه! ولی باید ایمان آورد به این واقعیت مسلم تاریخی. باید غدیر را دوباره دید که ثمره داده است، و بلکه خود غدیر است که بعد از هزار و چهارصد سال دوباره تاریخ را در نوردیده است و به یکباره سر برآورده است. اکنون دلیل شادی حسین در قتلگاه و دلیل «ما رأیت الا جمیلا» زینب و دلیل اشک‌های زین العابدین و سکوت صادق و غیبت مولا، معلوم می شود.
اشکالی ندارد بگذار هرکه، هرچه، می‌خواهد بگوید؛ مشکلات سیاسی با عالم، مشکلات اقتصادی، خوب، همه را قبول داریم اما، گذر این مرحله با صبر و شکر ممکن است.
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ اَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»۳
انقلاب اسلامی یک آیت الهی است که باید برخورد درستی با این آیت الهی داشت، همچنان‌که قرآن مردم را به تدبر در آیات الهی دعوت می‌کند تنها راه برخورد با این آیت الهی تدبر در آن است تا بتوان به روح و حقیقت این آیت رسید و خود را همراه با آن نمود.
انقلاب اسلامی یک حادثه سیاسی نیست، انقلاب اسلامی آغاز عصر فرهنگی و معنوی جدیدی در عالم و سرمنشأ تحولی فرهنگی است که در آینده بنیان همه چیز را، از اقتصاد و هنر گرفته تا سیاست و تمدن، زیر و رو خواهد کرد و طرحی نو در خواهد افکند.
انقلاب اسلامی برای عبور از این یأس می‌خواهد فکر و فرهنگی را ترویج کند بدون این‌که بخواهد همه را شیعه کند آنان را متوجه این فکر و فرهنگ بکند. همانند آن‌چه در فلسطین و حماس رخ داده است و الان در غرب در حال انجام است.
تدبر در ذات انقلاب اسلامی و آگاهی به تفاوتی ذاتی آن با هرتمدن مادی دیگر و خودآگاهی نسبت به تاریخ خود و مشخص کردن نسبت خود با انقلاب اسلامی، این نتیجه را در پی خواهد داشت که ما را متوجه افق انقلاب اسلامی، که حرکت در مسیر رسیدن به توحید در تمامی عرصه‌های زندگی بشری و رهانیدن بشر از بند هواهای نفسانی و گرفتار آمده در چنگال طاغوتیان می‌باشد می‌نماید.
و هماره ناله و استغاثه هارون‌ها و مأمون‌ها این بوده است که از حلقوم متوکل بیرون می‌آید که: «وَیْحَکُمْ قَدْ أَعْیَانِی أَمْرُ ابْنِ الرِّضَا».
پی‌نوشت:
۱- وای بر شما کار این الرضا مرا درمانده و بیچاره کرده است. الکافی، ج ۱، ص۵۰
۲- ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند. ص۶۵
۳- ابراهیم/۵

نظر بگذارید