مقالات

خانه » اقتصادی » جهاد اقتصادی – شماره ۷۳

جهاد اقتصادی – شماره ۷۳

73-21

گفتمان انقلاب اسلامی و ایدئولوژی انقلاب اسلامی که بخش عمده­ای از آن در قانون اساسی متجلی شده است، تبدیل به فرهنگ عامه نشده است. بخشی از دغدغه­های مقام معظم رهبری حوزه­ی فرهنگ عمومی اقتصاد است. یعنی آن‌جایی که باید اقتصاد مورد نظر انقلاب اسلامی تبدیل به رفتار کوچه و بازاری شود. عمده­ی توجهات ایشان در حوزه­ی اقتصاد، تأکیدات مردمی است و به اقتصاد مردمی بسیار توجه دارند.
روی سخن ایشان در پیام­های اقتصادی می­توانست یک نامه خطاب به مجلس و دولت باشد اما ایشان به مردم خطاب می­کنند. پیام نوروزی یک جایگاه تخصصی کارشناسی ندارد که انسان بیاید در مورد سیاست‌های کلی اصل ۴۴ سخنرانی یا صحبت کند. مردم در آن لحظه درگیر این مسئله نیستند که بیایند سیاست­های کلی اقتصادی نظام را بشوند لذا این محمل توسط مقام معظم رهبری انتخاب شده است تا پایه­ی فرهنگ عمومی اقتصادی مردم را در این زمینه تکان دهد. در تمام شعارها اصلی­ترین پایه­ای که مورد نظر مقام معظم رهبری است، حوزه­ی مردمی اقتصاد است.
نباید کسی بگوید من که رشته­ام سیاسی است، حقوق است، فقه است و دانشجویان دانشکده­ی اقتصاد باید جدی بگیرند. معافیتی در کار نیست. مقام معظم رهبری یک توجه و برداشتی دارند که ریشه در ده سال پیش دارد. ایشان از ده سال پیش فهمیدند که دشمن در عرصه­ی فرهنگی، نظامی، امنیتی و سیاسی هر چه داشته رو کرده است و دیگر امیدی ندارد که به لحاظ امنیتی بتواند به ما ضربه­ی مهلکی بزند. توجهات دشمن در حوزه­های سیاسی، امنیتی، نظامی و فرهنگی ایذایی است.
در حالی که در سال ۷۱ این گونه نبود و آن موقع ایشان فرمودند شبیخون فرهنگی که ممکن بود انقلاب را یکباره ظرف چهار یا پنج سال عوض کند. فتنه­ی سال ۸۸ آخرین اثباتی بود که در حوزه­ی سیاسی دشمن نمی­تواند کاری کند. اما به لحاظ اقتصادی مقام معظم رهبری از سال هشتاد فرمودند که کید دشمن متمرکز بر حوزه­ی اقتصاد است.
در واقع پاشنه­ی آشیل انقلاب حوزه­ی اقتصاد است و دشمن هنوز به این‌جا امید بسته و امیدهایش را هم به انحاء مختلف، از عناصر داخلی و تحریم­های خارجی اجرایی کرده است. دشمن از روز اول انقلاب، تحریم اقتصادی کرده است و روز به روز هم تحریم­هایش را شدیدتر کرده است و به این تحریم­ها امید بسته است. حتی برخی وقت­ها تحریم­هایی می­کند که چه بسا بیشتر به ضرر خودش است مانند تحریم­های نفتی و انرژی. به این دلیل که دیگر هیچ راه حلی ندارد. به فرموده­ی مقام معظم رهبری تنها راه دشمن که علیه انقلاب امید بسته است اقتصاد است.
مسئله­ ی دیگر این است که اقتصاد تنها موردی است که انقلاب اسلامی می­تواند تیر خلاص را به کشورهای اسلامی بزند. زیرا ما به لحاظ فرهنگی و سیاسی پیام خود را به کشورهای مختلف رسانده­ایم و همه می­دانند مرگ بر آمریکا، استقلال، عزت و افتخار در چیست و رویکرد امام خمینی توسعه پیدا کرده است.
اگر ندانیم فرق بین تولید ملی با تولید داخلی چیست، نمی­توانیم بفهمیم که رهبر انقلاب چرا فرمود تولید ملی و یک جای دیگر می­گویند تولید داخلی. این پیام رهبری را دوازده گونه می­توان تفسیر کرد که هیچ کدام هم منظور ایشان نیست. پس نداشتن فهم درست منجر می­شود که به رانت­خوارها کمک کنیم. حمایت از کار و سرمایه­ی ایرانی به معنی سیاست جایگزینی واردات یا توسعه­ی درون­گرایانه برای ایران نیست. آیا حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی به این است که ما مثلاً کار و سرمایه­ی خود را با هر فشار و سوبسید متمرکز کنیم در صنعت نساجی عقب مانده؟ این که اتلاف کار و سرمایه­ی ایرانی است و با سایر فرمایشات آقا همخوانی ندارد.
دشمن اتفاقاً از همین تفسیرها خوشش می­آید. ما یک سری صنایع بدون بازدهی و بدون مزیت اقتصادی را با انواع رانت­ها و یارانه­ها به ظاهر سر پا نگه داشته‌­ایم و با دو یا سه برابر قیمت جنس تولید می­کنیم. البته این مسئله در مورد کالای استراتژیک فرق می­کند. اگر در کالای غیر استراتژیک دو برابر قیمت تمام شده­­ی جهانی کالایی را تولید کنیم، مفهومش این است که دو برابر داریم کار و سرمایه را اتلاف می­کنیم. آیا در وزارت صنایع و وزارت نفت توجهی به عرصه­ی علم و تکنولوژی دارند؟
مقام معظم رهبری می­گویند نانو تکنولوژی را توسعه دهید زیرا قرار است دنیای بیست سال آینده بر این اساس اشتغالش تعیین شود. در آینده هر کاری بخواهیم بکنیم اعم از رنگ، پارچه و چیزهای دیگر نانو است. اساساً هیچ صنعتی نیست که از مسیر نانو نگذرد. پس اگر می­خواهیم نساجی مازندران را حفظ کنیم، باید اولین کارخانه­ی نساجی نانو در خاورمیانه بشود نه این‌که خود نساجی را به زور یارانه نگه داریم.
مادامی که سواد اقتصادی نداشته باشیم، این مسائل را درک نخواهیم کرد و فهم ما از پیام رهبری در حد یک آدم عامی باقی می­ماند. نخبگان باید ابتدا سواد اقتصادی خود را بالا ببرند و سپس اطرافیان خود در مدرسه و مکان­های دیگر را توجیه کنند. این یک حرکت استعمار بوده است که دانش­آموزان ما طوری بار بیایند که آن‌قدر مشتق و انتگرال بخوانند که فرصت نداشته باشند در مورد مسائل تاریخی، سیاسی و حقوقی فکر کنند.
نخبه های ما تمام فکر و خیالشان در فیزیک و شیمی و فرمول­ها خلاصه شده است و اصلاً تصور نمی­کنند که به حقوق و اقتصاد فکر کنند. فرمول­های غرب­زده­ی اقتصادی در کشور ما حاکم شده است به این دلیل که اقتصاددان­های ما خلاق نیستند و هوش پایینی دارند. یکی از موارد اتلاف منابع ما در سیستم آموزش و پرورش است. در ایران ریاضی بسیار زیاد می­خوانیم در حالی که یک دانش­آموز دبیرستانی آمریکایی اصلاً ریاضی نمی­خواند و به جای آن حقوق یا اقتصاد می­خواند. سال­ها به ما گفته­اند که انقلاب صنعتی باعث شد تا اروپا، اروپای امروزی بشود و پیشرفت کند اما هیچ کس نگفت که پس از این انقلاب صنعتی چه انقلابی در علوم انسانی در اروپا اتفاق افتاد که انقلاب صنعتی توانست رشد کند.
آیا کالای ایرانی با کیفیت کم را باید ترجیح داد به کالای خارجی با کیفیت؟ در دو سطح قابل بحث است: یک بار فرد مصرف کننده هستیم که بله آن‌جا یک مقلد هستیم از مقام معظم رهبری که فرمودند کالای ایرانی بخرید. اگر مشابه ایرانی هست، باید بخریم هر چند کیفیت جنس خارجی بهتر باشد زیرا کالای ایرانی خریدن یعنی بازار داخلی درست کردن برای کالای ایرانی تا کالای ایرانی بتواند نفس بکشد و کیفیت خود را بالا ببرد. اگر کالای ایرانی نخریم، کیفیت بالا نمی­رود.
راهبردها و راه‌کارهای ایجاد فرهنگ خرید کالای ایرانی این است که در خانواده این‌گونه بار بیائیم که به کالای ایرانی و پوشاک ایرانی ایرانی افتخار کنیم. باید ابتدا در فضای خانواده فرهنگ­سازی کنیم. مانند پیغمبر که ابتدا از خانواده­ی خود شروع کرد. اما در مواردی که یک کالای خارجی مشابه داخلی ندارد چه کار باید کرد؟ برخی از این موارد کالای تجملی است که باید کنار بگذاریم. ما همان‌طور که در تبلیغات جنگ اشتباه کردیم، در عرصه­ی تبلیغات جنگ اقتصادی هم داریم اشتباه می­کنیم. انقلاب اسلامی رسانه­ی اقتصادی ندارد. در اروپا «یورو نیوز» که به ده زبان پخش می­شود مشکلات اقتصادی را به مردم می­گوید و آن‌ها را برای تلاش بیشتر آماده می­کند. در آن‌جا به مردم می­گویند اوضاع اقتصادی خراب است و باید کار کنیم. هر قدر هم بزنید، آتش بزنید، اعتصاب کنید، بدون کار هیچ نتیجه­ای به دست نمی­آید. ما به مردم نمی­گوئیم.
انقلاب اسلامی ایران در فقرزدایی بسیار خوب عمل کرد. ما در کشورهای جهان اسلام جزء کشورهایی هستیم که اهداف بانک جهانی برای سال ۲۰۲۵ را پنج سال قبل محقق کردیم. کشور ما در حوزه­ی فقرزدایی قوی­ترین کشور دنیا بوده است. خود این نکته به عنوان اقتدار اقتصادی باید پر رنگ شود. جمهوری اسلامی ایران در رشد اقتصادی و رشد شاخص­های توسعه­ی انسانی عالی عمل کرده است. ما عضو یازده کشور در حال پیوستن به کشورهای پیشرفته هستیم. این آمارها را «گُلد مَن ساکس» می­گوید.
ما جزء یازده کشوری هستیم که در حال پیوستن به هشت کشور پیشرفته­ی صنعتی دنیا هستیم. شاخص­های مختلف مانند هدف‌گذاری بانک جهانی یک دلار و ۲۵ سنت در روز است که حداقل باید از دنیا برچیده شود. ما در کشورمان هم کسی را نداریم که یک دلار و ۲۵ سنت در روز نداشته باشد مگر این‌که خودش مشکل داشته باشد. از تمام شاخص­هایی که بانک جهانی برای دنیا هدف­گذاری کرده است ما خیلی بسیار بالاتریم. در جهان اسلام که در رتبه­ی اول قرار داریم، از ترکیه هم بالاتریم. اما به لحاظ روانی اوضاعمان خراب است.
در سی سال اخیر فقر به شدت در کشور کاهش یافته است اما به لحاظ ادراک فقر، مردم ما بالا رفتند و حس فقرشان بیشتر شده است. مردم بیشتر می­خورند، بیشتر می­پوشند و بیشتر خرج می­کنند اما حس فقر دارند. مردم در تعطیلات عید چهل درصد بیشتر سفر رفتند و کسی که این میزان سفر می­رود پول دارد که سفر می­رود. مفهومش این است که سبد مصرفی مردم بزرگ شده است. ما مشکل روان­شناسی و تبلیغات فقر داریم و مردم ما از این جهت دچار مشکل شدند. بسیاری از اوقات یک نفر می­گوید من خیلی فقیرم و دلیلش این است که نتوانسته موبایلش را عوض کند. ما تصاویر زندگی یک مکزیکی، اسپانیولی یا پرتغالی را به مردم خود نشان نمی­دهیم و مردم خبر ندارد دنیا در چه شرایطی است.

نظر بگذارید