مقالات

خانه » اقتصادی » چالش‌های موجود در روند تبیین اقتصاد مقاومتی – شماره ۷۳

چالش‌های موجود در روند تبیین اقتصاد مقاومتی – شماره ۷۳

73-28

اقتصاد کشور ما همواره در معرض شوک‌های مهمی قرار گرفته است و این شوک‌ها تاثیرات زیادی بر متغیرهای کلان اقتصادی داشته‌اند. برخی از این شوک‌ها به صورت ناخواسته و برخی دیگر در نتیجه سیاست‌گذاری‌ها به وقوع پیوسته‌اند و طبیعی است که هر کدام از آن‌ها تاثیرات متفاوتی بر بخش‌های مختلف اقتصادی داشته‌اند. از منظر اقتصادی برخی از مهم‌ترین شوک‌هایی که کشور ما به آن مواجه بوده است عبارتند از: انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، شوک‌های نفتی بعد و قبل از انقلاب، تحریم‌های اقتصادی در مراحل مختلف، افزایش جمعیت، هدفمندی یارانه‌ها و برخی از سیاست‌گذاری‌های جزئی که در بلند مدت تاثیراتی شبیه به شوک اقتصادی داشته‌اند.
نگاهی به وقایع تاریخی ایران نشان می‌دهد که بعد از انقلاب اسلامی ایران، شوک‌های اقتصادی ماهیت و رنگ و بوی دیگری به خود گرفته‌اند و در بسیاری از موارد، نشات گرفته از مسایل سیاسی و اعتقادی بوده‌اند. طبیعی است که اقتصاددانان و مسئولان اقتصادی کشور ملزمند که در مواجهه با این شوک‌ها، نه تنها بهترین راه‌کارها و سیاست‌ها را پیشنهاد دهند و آن‌ها را به عرصه اجرا بیاورند، بلکه همچون یک استراتژیست قهار، فرسنگ‌ها دورتر را ببینند و برای تمامی سناریو‌های محتمل راه‌کاری بیاندیشند. اقتصاد پویا و متعالی، یکی از ویژگی‌هایش آینده‌نگری، ترسیم سناریوهای محتمل و داشتن راه‌کار برای هر یک از آن‌هاست.
بعد از انقلاب اسلامی بخشی از مهم‌ترین شوک‌‌های اقتصادی را تحریم‌های اقتصادی شکل می‌دهند. هر چند توصیه‌های سیاستی دلالت بر آن دارند که اقتصاد باید از شوک‌های موثر به دور باشد، اما زمانی که این شوک‌ها ناخواسته باشند و یا این‌که در نتیجه‌ی موضع‌گیری‌های به حق و مبتنی بر اصول اعتقادی تحمیل گردند، چه باید کرد؟ طبیعی است که افراد ضعیف‌الایمان و بی اعتقاد به امدادهای الهی، راه‌کار کوتاه آمدن از اصول و تن دادن به خواسته‌های نابه‌حق را پیشنهاد دهند. اما «تجربه‌ى سه دهه ایستادگىِ موفقیت‌آمیز در برابر زورگویى‌ها و فشارهاى همه‌جانبه‌ى آمریکا و متحدانش، جمهورى اسلامى را به این باور قطعى رسانده است که مقاومت یک ملت متحد و داراى عزم راسخ،  قادر است بر همه‌ى خصومت‌ها و عنادها فائق آید و راه افتخارآمیز به سوى هدفهاى بلند خود را بگشاید۱».
اقتصاد کشورما تاکنون مسیری را طی می‌کرده و دارای اهداف، استراتژی‌ها و برنامه‌های خاصی بوده است. این اهداف، استراتژی‌ها و برنامه‌ها مخصوص یک دوره خاص بوده است، اما امروز شرایط تغییر کرده و با مساله‌ی جدیدی مواجه شده‌ایم و آن تحریم‌های نفتی و مالی است که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان این نوع تحریم‌ها به منزله اعلام جنگ و آخرین مرحله از تحریم‌هاست. وقتی شرایط تغییر می‌کند، لازم است اهداف و استراتژی‌ها مورد بازنگری قرار گیرد. در شرایطی که تحریم‌ها از هر جهت به دنبال آسیب رساندن به اقتصاد کشور هستند، همه این بازنگری‌ها و در نتیجه ترسیم اهداف جدید، استراتژی‌ها نو و سیاست‌گذاری‌های عرصه‌ی عمل، در یک واژه خلاصه می‌شود و آن اقتصاد مقاومتی است.
مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر مفهوم اقتصاد مقاومتی،  برخی از حدود و صغور این موضوع را تبیین کرده‌اند و در دیدار با دانشجویان تاکید کردند که «شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ بسیار خوب، با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین کنید؛ حدودش را مشخص کنید؛ یعنى آن اقتصادى که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنى‌ها و خصومت‌هاى شدید می‌تواند تضمین‌کننده‌ى رشد و شکوفایى یک کشور باشد». بر همین اساس مقالات زیادی نوشته شده، همایش‌های زیادی برگزار گردید و پروژه‌های متعددی به انجام رسیده است. طبیعتا همه این‌ها دارای محسنات زیادی بوده است، اما نباید از آسیب‌شناسی این روند و مشکلات موجود در آن‌ها غافل بود. نگارنده در این‌جا به برخی از مشکلات روند تبیین اقتصاد مقاومتی اشاره‌ دارد و البته این نوشتار را مشمول برخی از همین ایرادات دانسته، ولی گفتن ایرادات را ضروری می‌داند:
۱- همان‌گویی و تکرار
بخش زیادی از پژوهش‌هایی که در زمینه اقتصاد مقاومتی شکل گرفته است، صرفا به همان‌گویی و تکرار مطالبی است که رهبر معظم انقلاب آن‌ها را مطرح کرده‌اند. این آسیب در اهل علم به وفور به چشم می‌آید و در نتیجه‌ مسئولان کشور نیز به همین همان‌گویی‌ها روی آورده‌اند. در حالی که این وظیفه اهل علم است که تفکرات نو و جدید را در ذهن مسئولان کشور جاری و ساری سازند. برخی از واژگان کلیدی که معمولا مورد همان‌گویی‌ها قرار می‌گیرد عبارت است از حمایت از تولید ملی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، مدیریت مصرف، حمایت از کار و سرمایه ایرانی. این‌ها بارها در بیانات مقام معظم رهبری اشاره شده است و ایشان از اهل علم، تبیین حدود و صغور این موارد را مطالبه کردند، اما هنوز بسیاری از اهل علم و در نتیجه مسئولان به همان‌گویی‌ها و حرف‌های کلی اکتفا می‌کنند.

۲- ارائه راهکارهای کلی و ناکارآمد
مهم‌ترین بخش از وظایف اهل علم و مسئولین، تبیین مولفه‌های اقتصاد مقاومتی و ارائه راه‌کارهای عملیاتی برای مواجهه با مشکلات و البته پیشرفت سریع‌تر است. اما نگاهی بر راه‌کارهای ارائه شده چه در محافل علمی و چه در محافل سیاسی و حتی در سطوح بالای قوای سه گانه، حاکی از کلی بودن راه‌کارها و نیز همان‌گویی مجدد آن‌هاست. هر چند این مطالبی که به عنوان راه‌کار ارائه می‌شود، مورد نیاز هستند و راه را برای ما ترسیم می‌کنند، اما آن‌قدر کلی هستند که نمی‌توانند به عنوان راه‌کار اجرایی قلمداد شوند. برخی از این شبه راه‌کارها که در اکثر مقالات علمی، نطق مسئولین و قوانین مصوب مطرح می‌شوند عبارتند از:
۱٫ باید برای اصلاح الگوی مصرف سیاست‌گذاری نماییم.
۲٫ باید از طریق «کاهش واردات» و «افزایش صادرات غیرنفتی» اتکا به درآمدهای نفتی را کاهش دهیم.
۳٫ باید از تولید ملی، کار و سرمایه‌ی ایرانی حمایت کنیم.
۴٫ برای مردمی کردن اقنصاد توجه به اصل ۴۴ قانون اساسی ضروری است
۵٫ دولت باید برنامه‌هایی را اجرا کند که منجر به افزایش بهره‌وری در تولید شود
۶٫ دولت باید با حمایت از کارگران راه‌کارهایی را برای کاهش بیکاری ارائه نماید
۷٫  فعال‌سازی سیستم‌های حمایتی پولی و مالی و بیمه‌ای بخش تولید برای تحرک در اقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای غیرنفتی باید صورت گیرد
۸٫ تداوم سیاست‌های مربوط به خودکفایی باید مورد توجه قرار گیرد
۹٫ در شرایط فعلی تورم، فشار زیادی بر مردم ایجاد کرده است، دولت باید با اتخاذ استراتژی‌های مناسب تورم را به حداقل برساند.
۱۰٫ تبدیل «تهدیدها» به «فرصت‌ها» و ایجاد پدافند غیرعامل برای ضربه زدن به دشمن
۱۱٫ شکل‌گیری روحیه «جهاد اقتصادی»، «تولید ملی» و «حمیت ایرانی» نیز ضروری است.
سوال نگارنده این است که بعد از تاکیدات مقام معظم رهبری، چه کسی از این مواردی که اشاره شد خبر ندارد و نسبت به آن‌ها جهل دارد؟ چه کسی نمی‌داند که اولویت امروز کشور ما توجه به تولید و مدیریت مصرف است؟ چه کسی نمی‌داند که اصل اساسی کشور ما کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، کاهش بیکاری و تورم است؟ حتی مردم عادی نیز این‌ها را می‌دانند و این مسایل به مطالبه عمومی تبدیل شده است. پس چرا باید در مقالات علمی، و راه‌کارهایی که توسط مسئولین و محققان ارائه می‌شود، صرفا این موارد مطرح شود؟ چرا اهل علم به تبیین جزئی موارد فوق نمی‌پردازند؟ این‌ها مسایل مهمی است که در ادبیات اقتصاد مقاومتی جایشان خالی است. البته منکر تلاش بی‌وقفه مسئولین در خط مقدم مبارزه با تحریم‌ها نیستیم و این تلاش‌ها را قابل تقدیر می‌دانیم. اما به نظر می‌توان بسیار بهتر عمل کرد.

۳- بی‌توجه بودن به حل مسایل اساسی کشور
مشکل اصلی جریان علمی کشور در اقتصاد مقاومتی این است که صرفا در فضای کلی‌گویی و خارج از مساله‌محوری سیر می‌شود. تحریم‌های اقتصادی مسایل بسیار مهمی را برای ما به همراه آورده است و لازم است که به صورت جزئی روی آن مسایل کار کنیم. در حوزه کشاورزی، ‌در حوزه صنعت، در حوزه انرژی، در حوزه مسایل بانکی و مالی. همان‌طوری که قبلا هم اشاره شد شرایط جدید مستلزم بازنگری در استراتژی‌ها و برنامه‌ها است. باید به مسایل جزئی زیادی پرداخته شود و اهل علم باید متوجه آن‌ها باشند. نمونه‌ای از این مسایل که می‌تواند موضوع پایان‌نامه‌ها و مقالات علمی باشد به شرح زیر هستند:
۱٫ در شرایط تحریم، سیاست‌گذاری نرخ ارز چگونه باید باشد؟ ارز  با چه قیمتی عرضه شود تا ضمن حمایت از صادرات و تولید ملی، اثرات تورمی حداقل شود؟
۲٫ در شرایط اقتصاد مقاومتی، سیاست پولی و مالی دولت چگونه باید باشد؟
۳٫ در شرایط جدید تحریم‌ها، بودجه سال آینده ایران چگونه باید معین شود؟ آیا می‌توان از فرصت حاضر برای کاهش دائمی وابستگی به درآمدهای نفتی استفاده کرد؟
۴٫ مسئولان نظام مالیاتی چطور می‌توانند با سیاست‌های مالیاتی اثر فشار‌های اقتصادی را کاهش دهند؟
۵٫ با توجه به شرایط تحریم، آیا لازم است در سیاست‌گذاری‌های بخشی تجدید نظر شود؟ تا چه حد و با چه راه‌کارهایی؟ تمرکز بر کدام بخش‌ها بیشتر شود؟
۶٫ آیا شرایط جدید تحریم اقتضای آن دارد که در برخی از محصولات کشاورزی بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم؟
۷٫ از فرصت تحریم چگونه برای کاهش وابستگی به درآمد نفتی استفاده نماییم؟
۸٫ در ۵ سال آینده چه مشکلاتی ممکن است برای کشور ایجاد شود، چه تحریم‌های جدیدی می‌تواند اعمال شود و ما چه راه‌کاری برای هر حیطه‌ای باید داشته باشیم؟
۹٫ آیا ساختار صندوق توسعه ملی بعد از تحریم‌های مالی و نفتی، ساختار مناسبی  است و می‌تواند در چند سال آینده و در صورت گسترش تحریم‌ها به تولید ملی کمک نماید؟
۱۰٫ نرخ علی الحساب سود بانکی برای دوره تحریم چه مقدار باید تعیین شود؟
۱۱٫ از لحاظ عملیات روانی و مدیریت تاثیرات تحریم در اذهان عمومی چگونه باید رفتار کرد؟ آیا وقت آن نرسیده است که مردم را برای دشواری‌های بیشتر درآینده آگاه نماییم و واقعیت‌ها را بیش از پیش اطلاع رسانی کنیم و بگوییم چرا باید این دشواری ها را تحمل کنیم؟
ده‌ها و شاید صدها موضوع جزئی دیگر وجود دارد که در شرایط اقتصاد مقاومتی باید تبیین شوند. حتی برخی از موضوعاتی که مطرح شود باید به صورت جزئی‌تر مطرح گردند. ضروری است که بدانیم در هر حیطه‌ای چه استراتژی‌هایی را باید به اجرا درآوریم. طبیعی است که اگر اهل علم در دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها بر اساس روش‌های علمی معتبر و منطبق بر واقعیت‌های جامعه راه‌کارهایی ارائه کنند، مسئولان نیز از آن‌ها استقبال خواهند کرد. البته نکته‌ای که باید اشاره شود این است که شرایط تحریم تا حدی شفافیت را از بین می‌برد و این امر کار را برای اهل علم دشوار می‌کند. مسئولین می‌توانند با تخصصی کردن دانشگاه‌ها و واگذاری موضوعات مختلف به دانشگاه‌های مختلف اطلاعات مورد نیاز آن‌ها را در اختیارشان قرار دهند و اجازه دهند که اساتید و محققان در ارائه راه‌کارها سهیم باشند.

پی‌نوشت:
۱- بیانات مقام معظم رهبری دردیدار با کارگزاران نظام، سوم مرداد ۱۳۹۱

نظر بگذارید