مقالات

خانه » پرونده ی ویژه, دسته‌بندی نشده » بازی «برد-برد» با قاتل چاقوکش شهر – شماره ۷۴

بازی «برد-برد» با قاتل چاقوکش شهر – شماره ۷۴

2

نگاهی متفاوت و عمیق‌تر به مذاکرات هسته‌ای

۱- نسبت ما با آمریکا و کشورهای غربی در مذاکرات هسته‌ای چیست؟ «خریدار و فروشنده» یا «عابر و زورگیر»؟
در بسیاری از روابط ما با کشورهای جهان، حتی اتحادیه‌ی اروپا و امریکا، جنس روابط، خرید و فروش است. یعنی مثلا به آن‌ها نفت می‌فروشیم و پولش را دریافت می‌کنیم. و یا شرکت‌های اروپایی و امریکایی در پروژه‌های نفتی و گازی و … ما کار می‌کنند و درآمد کسب می‌کنند. خوب واضح است که در این نوع روابط که سود به دو طرف می‌رسد باید جوری معامله کرد که به اصطلاح، بازی برد- برد باشد. یعنی فروشنده، قیمت مناسب تعیین کند و خریدار پول مناسب بدهد تا معامله برقرار شود. این جور روابط را می‌توان «مذاکره» نامید.
اما اگر اندکی دقیق و به دور از هیاهوهای رسانه‌ای غرب و البته فضای رسانه‌ای فعلی کشور به مسأله‌ی هسته‌ای ایران بنگریم، در می‌یابیم که فعالیت هسته‌ای ایران هیچ ربطی به امریکا و غرب ندارد، که بخواهد در قبال پیشرفت‌هایی که می‌کند امتیازاتی به آن‌ها بدهد، و این مذاکرات تنها نوعی زورگیری است. اما زورگیری با ظاهری متمدنانه. آن‌ها می‌گویند از برنامه‌ی هسته‌ای ایران نگرانند و به همین خاطر ایران را تحریم کرده‌اند. یعنی «چماق» خود را به نشانه‌ی تهدید بالا برده و ضرباتی را هم به ما وارد کرده‌اند.
جمهوری اسلامی ایران در چارچوب قوانین بین‌المللی، در راستای رسیدن به دانش و تکنولوژی‌های مختلف از جمله تکنولوژی هسته‌ای حرکت می‌کند. اما مستکبرین عالم می‌گویند که شما نباید به این دانش دست پیدا کنید و باید فعالیت‌هایتان را به حداقل برسانید. زیرا ما نگرانیم و احتمال می‌دهیم که شما به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای باشید. (این ادعا از طرف دولت‌هایی مطرح می‌شود که خودشان چندین هزار کلاهک هسته‌ای، آماده‌ی شلیک به کشورهای جهان دارند. و قبلا هم در دو شهر ژاپن از آن استفاده کرده‌اند و ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را به قتل رسانده‌اند!)
در این طرف، خیلی‌ها بدون توجه به این قضیه، می‌گویند که مذاکره یک معامله است و ما باید امتیاز بدهیم تا امتیاز بگیریم. به مستکبرین عالم حق می‌دهند که ظلم کنند. و اگر کسی بخواهد که به بخشی از حقوقش برسد باید به آن‌ها امتیاز بدهد. متاسفانه این مطلب هنوز برای بسیاری از مردم و حتی مسئولین کشور ما جا نیفتاده است که نسبت ما با آمریکا، نسبت خریدار و فروشنده نیست. بلکه رابطه‌ی عابر و سارق است. حتی کسی که ۱۶ سال وزیر خارجه کشورمان بوده است هم این مذاکرات را به خرید و فروش تشبیه می‌کند و می‌گوید باید امتیازاتی بدهیم تا امتیاز بگیریم.
با توجه به این توضیحات، درمیابیم که خلاصه‌ی این توافقنامه در یک جمله این است که «آمریکا در ازای صرف نظر کردن ما از بسیاری از «حقوق»مان، از بخش کوچکی از «زورگویی»هایش صرف نظر کرد.» و حقیقت ماجرا هم چیزی جز این نیست!
۲- به طور کلی مذاکره دو کاربرد دارد:
الف) رفع سوء تفاهم
ب) امتیاز دادن و گرفتن
رفع سوء تفاهم، مانند مذاکراتی که پس از علنی شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، بین ایران و آژانس انجام شد تا معلوم شود که فعالیت‌های هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است. و ایران همواره این کار را در مورد برنامه هسته‌ای خود انجام داده است.
اما امتیاز دادن و گرفتن در روابط خرید و فروش معنی دارد. و اگر کسی بخواهد به زور از ما امتیاز بگیرد، ما باید تا جایی که می‌توانیم و ارزش مقاومت دارد، بایستیم و مقاومت کنیم. نه این که به محض فشار آوردن و تهدید، کوتاه بیاییم و عقب‌نشینی کنیم!
وقتی می‌گوییم مقاومت، منظورمان مقاومت غیر عاقلانه نیست. بلکه باید تصمیم عاقلانه گرفت و مبتنی بر عزت و حکمت و مصلحت عمل نمود. به همین خاطر باید ببینیم که «جمهوری اسلامی ایران» که این عابر است به همراه خود چه دارد؟ باید ببینیم هزینه‌ای که در راه باج ندادن به این زورگیر می‌خواهیم بپردازیم به چیزی که در دست داریم می‌ارزد یا خیر؟
۳- آیا تصور ما از مسأله‌ی هسته‌ای درست است؟
الف) از لحاظ علمی و تکنولوژیک:
تصور رایجی که از مسأله‌ی هسته‌ای وجود دارد، حتی در سطوح کارشناسی، تصور نادرستی است. چه برسد به مردم.
«فناوری» هسته‌ای تنها محدود به «انرژی» هسته‌ای نیست. اگر مسأله را به این صورت مطرح کنیم این طور می‌شود که با این همه نفت و گازی که داریم، نیازی به انرژی وجود ندارد. پس در نقشه انرژی ما ۱۰۰۰ مگاوات برق چیز خاصی نیست که برایش این همه هزینه بدهیم!
پس کسی که به جای «فناوری هسته‌ای» می‌گوید «انرژی هسته‌ای» از ابتدا صورت مسأله را غلط طرح کرده است، پس این صورت مسأله غلط پاسخ غلطی هم به همراه خواهد داشت!
فناوری هسته‌ای جزء آن دانش‌های برتر است. پایه‌ی اقتدار یک کشور، علم است. امروزه علم پایه‌ی همه‌ی قدرت‌ها شده است. بنابراین یک کشوری که می‌خواهد دیگر ذلیل ابرقدرت‌ها نباشد و جزء کشورهای ابرقدرت باشد، نمی‌تواند از این فناوری‌ها و علوم پیشرفته چشم‌پوشی کند.
فناوری هسته‌ای در میان علوم برتر هم جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد که متاسفانه این جایگاه ویژه‌اش فهم نمی‌شود. و آن این است که فناوری هسته‌ای درهایی از دانش را به روی بشر می‌گشاید که ابعاد و آینده‌ی آن قابل تصور نیست. دانش هسته‌ای دانشی است که به انسان اجازه می‌دهد که به ذرات سازنده اتم ورود پیدا کند و دیگر هر عنصری که بخواهد را می‌تواند بسازد. اگر چه امروز در آغاز راه است. اما آینده‌ی آن، چنین است. و در آینده هر کس از این دانش بی‌بهره باشد، اصلا در رقابت کشورهای قدرتمند قرار نمی‌گیرد.
ب) از لحاظ اقتدار و عزت بین المللی
می‌توان گفت که این تقابل دیپلماتیک، مهم‌ترین و جدی‌ترین تقابل دیپلماتیک ما با کشورهای مستکبر، از حدود ۵۰۰ سال پیش تا به حال است. تا به حال این همه از کشورهای ابرقدرت جهان با هم علیه ایران همکاری و همراهی نداشته‌اند. حتی در قضیه‌ی سوریه هم نتوانستند این همراهی را به وجود بیاورند.
اگر ما در این نبرد دیپلماتیک، به مقاومت خود ادامه می‌دادیم و به نقطه‌ی برگشت‌ناپذیر می‌رسیدیم، دیگر آن‌ها ما را به عنوان یک واقعیت می‌پذیرفتند و این پیروزی باعث تغییر در توازن قوای بین المللی می‌شد. اگر مقاومت می‌کردیم، عزت اسلام و تشیع و ایران را چندین برابر می‌کردیم. اما داریم در چند قدمی پیروزی عقب‌نشینی می‌کنیم! حتی کسانی که به دنبال سربلندی ایران هم هستند باید از مقاومت دفاع کنند، زیرا عزت ایران هم در گرو همین مقاومت در برابر کشورهای زورگو است
۴- آیا استراتژی مقاومت قابل پیاده شدن است؟
اعتقاد به یک استراتژی با اجرای آن متفاوت است. دولت قبل استراتژی‌اش درست بود اما در اجرای آن موفق نبود و ملزومات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن را فراهم نکرد. و چنین شد که فشار بر مردم به حدی رسید که معیار اصلی‌شان برای انتخاب رئیس جمهور این شد که چه کسی وضعیت دولت قبل را بیشتر نفی می‌کند و کیست که بخواهد از مقاومت در این عرصه دست بکشد.
۵-نکته‌ی آخر این که اگر این توافقنامه‌ی به دست آمده را موفقیت هم بدانیم. این موفقیت مرهون و مدیون مقاومت دولت قبل است که با وجود همه‌ی سختی‌ها، راه مقاومت را در پیش گرفت و توانست توانایی هسته‌ای را به حدی برساند که امروز بتوانیم با گذشتن از بخشی از آن دستاوردها، بخش کوچکی از تحریم‌ها را از دوشمان برداریم. اگر هم موفقیتی صورت گرفته باشد، با تکیه بر ۸ سال مقاومت به دست آمده است، و الا این رویکرد جدید و این افراد، قبلا هم سابقه‌ی اداره‌ی پرونده‌ی هسته‌ای را داشته اند که همگان دیدند که کارمان به کجا کشید…
والسلام علی من اتبع الهدی

نظر بگذارید