مقالات

خانه » سیاسی » برای ثبت در تاریخ – شماره ۷۴

برای ثبت در تاریخ – شماره ۷۴

8

نگاهی به تحولات سوریه و عبرت‌های آن

مقدمه
در این نوشتار نیم‌نگاهی به عملکرد حکومت‌های حافظ و بشار اسد خواهیم داشت. البته لازم به تذکر است که نویسنده جنگ در سوریه را محصول دسیسه دشمنان مردم سوریه می‌داند و تنها راه حل بحران فعلی را پیروزی میدانی ارتش قانونی کشور و مذاکره سیاسی مبتنی بر رضایت مردم می‌داند.

زمینه تاریخی
سوریه مانند سایر کشورهای عربی بعد از جنگ جهانی دوم به استقلال رسیده است. این کشور دارای ترکیب جمعیتی ناهمگونی است. اکثریت دینی در این کشور با اهل سنت است با ۷۵ % جمعیت. در رتبه بعدی شیعیان با ۱۵% هستند (مرکب از اسماعیلیان و علوی‌ها). مسیحیان نیز ۱۰% جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. در نتیجه حکومت سوریه باید حکومتی باشد که هم زمینه مشارکت همه اقوام را حفظ کند هم سهم متناسب به این گروه‌ها را بدهد. اینک به سیر شکل‌گیری ساختار سیاسی سوریه می‌پردازیم.
سوریه بعد از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۵۷ سه کودتا را شاهد بوده است. در سال ۱۹۵۷ حزب بعث با ورود به مجلس تبدیل به قدرت پیشتاز می‌شود و حکومت را در دست می‌گیرد. در سال ۱۹۶۶ «حافظ اسد» و «صلاح جدید» کودتایی را بر علیه هم‌حزبی‌های خود شکل می‌دهند و حکومت را در دست می‌گیرند. اتحاد اسد با «صالح جدید» در کوتاه‌مدت با شکست مواجه می‌شود و کودتای بی‌خونریزی حافظ اسد این اتحاد را به پایان می‌برد.
حافظ اسد با تکیه بر ارتش و ساختار حزب بعث تمام قدرت سیاسی را در دست می‌گیرد و معتمدین و بستگان خود را در ارگان‌های امنیتی منصوب می‌کند (روندی که در زمان بشار هم حفظ شد). حافظ اسد با تصویب قانون اساسی جدید حزب بعث را تبدیل به تنها حزب مشروع می‌نماید و جبهه ملی پیشرو مسئول اتحاد مردم در راه تحقق اهداف امت عرب می‌شود.
با به قدرت رسیدن حافظ اسد اخوان المسلمین نگران افول قدرت اهل سنت می‌شوند و برای مقابله با حکومت علوی حافظ اسد اقدام به فعالیت مسلحانه می‌کنند. حافظ اسد این گروه را به شدت سرکوب می‌کند و در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ بیست تا سی هزار نفر از مخالفین را منکوب می‌نماید. با توجه به ساختار طایفه‌ای سوریه این درگیری باعث شکل‌گیری طیفی از مخالفین دایمی علیه حکومت سوریه ‌شد. در سال ۲۰۰۰ قدرت سوریه به بشار اسد واگذار ‌شد. بشار اسد نماینده تنها حزب قانونی سوریه با به دست آوردن حداکثر آرا به قدرت می‌رسد. بشار اسد در ابتدای به قدرت رسیدن آزادی سیاسی بی‌سابقه‌ای را حاکم می‌کند که به بهار دمشق مشهور است. در سال ۲۰۰۱ نظام تک حزبی سوریه از سوی روشنفکران مورد اعتراض واقع می‌شود که البته جواب مطلوبی به این خواسته داده نمی‌شود و بهار دمشق به درگیری و سرکوب مخالفین می‌انجامد.
حکومت بشار اسد بدون تغییر اساسی تا سال ۲۰۱۱ ادامه پیدا می‌کند اما در این سال با مخالفت‌های جدی روبرو می‌شود. حکومت بشار این بار هم برخوردی سرکوب‌گرانه با این اعتراضات می‌کند (البته تغییرات جزیی هم ایجاد می‌شود که بی‌ثمر می‌ماند). این اعتراضات با دسیسه‌ی عربستان و قدرت‌های غربی تبدیل به یک جنگ داخلی می‌شود. این جنگ داخلی تمام امیدهای مردم سوریه را برای اصلاح ساختار سیاسی این کشور بر باد داد.

 اشتباهات فاحش
برای رسیدن به مقصود اصلی این نوشته باید به بررسی سهم اشتباهات حکومت سوریه در این بحران کنونی پرداخت. همان‌گونه که در ابتدا تذکر داده شد کشورهایی که چندین اقلیت قومی و مذهبی دارند باید برای حفظ صلح و ثبات، به همه اقوام سهم مناسبی بدهند و در قانون اساسی چهارچوبی قانونی برای فعالیت‌های این گروه‌ها فراهم کنند. به نظر می‌رسد حکومت سوریه در این بخش ضعیف ظاهر شده است؛ از سوی دیگر با توجه به فعالیت گروه‌های معاند و دست نشانده مطالبات قانونی مردم تبدیل به درگیری‌های نظامی می‌شود و معترضان به جای ورود به احزاب بعضا وارد این گروه‌ها شدند. در وهله بعدی نداشتن تجربه جنگ شهری باعث شد ارتش سوریه در روزهای آغازین درگیری‌های سال ۲۰۱۱ مرتکب اشتباهاتی شود که به درگیری‌ها دامن زد (همانند درگیری‌های زمان اسد پدر).

 فرجام سخن
در پایان باز هم لازم به ذکر است که اگرچه حکومت سوریه مسبب جنگ داخلی سوریه نیست ولی حکومت علوی اسد که از اقلیت است می‌توانست مانع رخ دادن این بحران شود یا لااقل از شدت آن بکاهد. برای جمهوری اسلامی هم این حوادث عبرت‌های بی‌شماری را در بردارد.
ایران در ابتدا باید بیاموزد که برای حمایت از دوستان خود باید چه مسیری را انتخاب کند و از چه اموری بپرهیزد. به نظر می‌رسد فشار به اسد برای اعطای برخی از آزادی‌ها حتی تشویق او به گردش قدرت می‌توانست موثر واقع شود. از سوی دیگر سوریه یک نمونه کامل از اختلافات قومی و نقش نیروهای خارجی در درگیری‌های داخلی است که می‌تواند در تصمیمات داخلی و خارجی ما را توانمند سازد. به خصوص در این روزها که تمرکز زیادی بر روی قومیت‌های کشور ما صورت گرفته است و عده‌ای سعی می‌کنند تا شکاف‌های قومی را را به ناحق در کشور ما پر‌رنگ سازند.

نظر بگذارید