مقالات

خانه » سیاسی » پرسه در حوالی فرهنگ – شماره ۷۴

پرسه در حوالی فرهنگ – شماره ۷۴

interview

گفتگو با سید آقا موسوی نژاد، روزنامه‌نگار افغانستانی
مصاحبه از برادر افغان، آقای حسینی

اشاره: آقای سید آقا موسوی نژاد معاون مدیرمسئول روزنامه «انصاف» افغانستان و فارغ التحصیل رشته فلسفه و حقوق جزا و جرم‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد هستند، که در این گفتگو به سوالات ما درباره فرهنگ و رسانه‌های افغانستان پاسخ می‌گویند

حیات: ابتدا اگر اجازه بدهید از روزنامه انصاف شروع کنیم و بعد به مسائل کلان فرهنگ و رسانه‌ای افغانستان بپردازیم؛ لطفا روزنامهی انصاف را معرفی و عرصه فعالیت این روزنامه را بیان کنید؟
روزنامه انصاف از سال ۱۳۸۰-۱۳۹۰ هفتهنامه بود. از اوایل ۱۳۹۱ روزنامه شد. «انصاف» از معدود روزنامه‌های اصول‌گرای افغانستان است که مشی رسانه‌ای آن بر دفاع از دین و ارزش‌های دینی، آموزه‌های مکتب اهل بیت علیهم‌السلام و گسترش اخوت اسلامی و مبارزه با استعمار استوار است.

حیات: در افغانستان ضریب نفوذ رسانه‌های مکتوب (روزنامه و هفتهنامه و…) بیشتر است یا رسانه‌های مجازی؟
پس از پایان دوره‌ی طالبان، رسانه‌های دیداری و شنیداری، رشد قابل توجه کمی و نه لزوما کیفی یافت؛ اما با این وجود رسانه‌های مکتوب و الکترونیک، چه روزنامه و یا سایت‌ها مخاطبان خاص خود را داشته و دارند. اگر چه داوری قطعی در این زمینه دشوار است اما می‌توان گفت؛‌ تبادل یا تقابل فکری، جهتدهی قشر نخبه و باسواد و تاثیرگذاری اصلاحی بر دولتمردان کشور، در رسانه‌های مکتوب، بیشتر است.
زیرا وزارت اطلاعات و فرهنگ تلاش می‌
کند تا دیدگاه‌ها و نقطه نظرات کارشناسانهی مطروحه در این طیف از رسانه‌ها را در اختیار مراجع تصمیمساز قرار دهد و تاکید بر توجه به آن‌ها نماید تا مبنای عمل در حوزه‌های مختلف قرار گیرد، از اینرو،‌ می‌توان رسانه‌های مکتوب را دارای تاثیرگذاری موثرتری با توجه به طیف مخاطب خاص آن دانست. اما چنان‌که می‌دانیم فضای مجازی نیز جایگاه خود را دارد و با آن‌که بخشی از جامعه دسترسی به آن ندارد یا اغلب، گشت و گذار درآن، جنبه سرگرمی دارد اما با این وجود، می‌توان سایت‌ها و به خصوص شبکه‌های اجتماعی را پس از رسانه‌های دیداری و شنیداری در رتبه دوم قرار داد. البته سطح تاثیرگذاری آنها بیشتر احساسی و مقطعی است و به لحاظ گستره مخاطب نیز طیف گستردهتری از عوام و خواص را در بر می‌گیرد.

حیات: تعدادی از رسانه‌های خصوصی افغانستان در راستای تهاجم فرهنگی غرب در حال برنامهسازی هستند. شما اثرگذاری این رسانهها را در بدنه اجتماعی افغانستان چگونه می‌بینید؟ و راهکار مقابله با آن رسانه‌ها چیست؟
متاسفانه نقش مخرب و قدرت تاثیرگذاری آن‌ها غیر قابل انکار است و با توجه به سنخ برنامه‌هایی که به منظور تهاجم و تغییر فرهنگی مردم افغانستان تدارک می‌بینند، هزینه‌های اقتصادی و تبعات اخلاقی و رفتاری و نیز تغییر نگرشی به سمت فرهنگ بیگانه را تحمیل میکنند و به بار می‌آورند. ناهنجاری‌هایی که از طریق این نوع رسانه‌ها ایجاد می‌گردد، قابل توجه است.
اما این‌که با چه راهکارهایی می‌
توان، مقابله موثر کرد، نیازمند یک استراتژی هوشمند و بلندمدت است. باید رسانه‌های ارزشگرا سیاست منسجمی را در قبال آن اتخاذ کنند و ساخت برنامه‌های جذاب را در دستور کار قرار دهند. اما راهکار مشخص و جزئیتری که به نظر میرسد که ‌تاثیرگذار باشد، اقدامات متعددی را می‌توان پیشنهاد کرد، از جمله:
۱- رسانه‌های ارزشی، به صورت غیرمستقیم، الگوهای مثبت را برای نسل جوان امروز معرفی کنند.
۲- تلاش کنند تا به صورت مستند، تبعات زیانبار فرهنگ غربی را که رسانه‌های غربی کشور یا کانال‌های ماهوارهای ترویج می‌کنند، به اطلاع نسل جوان و خانواده‌ها برسانند و به این منظور از هر روشی سود ببرند تا یک خود بازدارندگی برای خانواده‌ها و قشر جوان به وجود بیاید.
۳- حرکت بنیادیتر، تعقیب گفتمان انتقادی- تحلیلی مبانی ارزشی و فرهنگی غرب و عرضه مستدل نگاه دینی و نشان دادن تناسب آن با فطرت و مصالح دنیایی و دینی است. یعنی تلاش تئوریک برای معرفی دیدگاه دین و نشان دادن نقایص و پیامدهای ناشی از فرهنگ سکولار یا لیبرالیسمِ لجامگسیختهی جنسی برای خانواده‌ها و‌ پیامدهای آن برای سرنوشت و آینده نسل امروز و فردا.
۴- تاسیس مرکز سیاست‌گذاری ائمه جمعه و جماعات؛ بایستی تریبون‌های سنتی یعنی مساجد و نمازهای جمعه را به یاری طلبید و از این ظرفیت قدرتمند و همچنان تاثیرگذار برای دفاع از فرهنگ اسلامی و مبارزه با فرهنگ غربی و پیش‌گیری از پیامد مخرب اجتماعی، رفتاری و… استفاده حداکثری نمود. این نهاد باید هم موضوعات مهم و مناسبتی روز و هم محتوای آن را در اختیار ائمه قرار دهد تا هم انسجام موضوعی و هماهنگ داشته باشیم و هم تحلیل‌های عمیق‌تر و ارائه استدلال‌های قوی‌تر با اشراف و احاطه علمی بهتر موضوعات طرح و تبیین گردد.

حیات: نفوذ کشورهای منطقه (عربستان و قطر و ترکیه و…) را در مسائل فرهنگی افغانستان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
کشورهای ترکیه و عربستان، کارهای بنیادی فکری و فرهنگی قابل توجهی را صورت داده‌اند. ترکیه از طریق تعاملات سیاسی، نهادهای علمی، فیلم‌ها، به اضافه تبلیغات نه چندان گسترده اما کیفی، تاثیرگذار است. عربستان نیز از طریق نهادهای تبلیغی، رسانهای و حتی آکادمیک، پس از غرب، بیشترین تاثیرگذاری فرهنگی را دارد. طوری که اکثر دروس رسمی دینی وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها توسط نیروهای تربیت شده‌ی کشور عربستان و با قرائت وهابی از دین، تدریس و تبلیغ می‌شود. تریبون مساجد و برخی تلویزیون‌های رسمی و خصوصی را نیز در اختیار دارد. افزون بر این، جمعیت انبوهی از مبلغان وهابی و فوق العاده سمج و سخت‌کوش را هر ساله در افغانستان سرازیر می‌سازد و تلاش می‌شود تا از این تریبون‌ها نیز حداکثر استفاده را ببرد. لذا با وجود عربستان، برای قطر به دلایلی اصلا نمی‌توان نقش فرهنگی مستقل و موثر قائل شد.

حیات: عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان را در سال ۲۰۱۴، «واقعیت» یا «فریب» می‌دانید؟
از یک سو می‌توان – با توضیحی- خروج آمریکا از افغانستان را در آن تاریخ، واقعیت انگاشت و از سوی دیگر یک فریب آشکار تلقی نمود. واقعیت از آن روست که آمریکایی‌ها به لحاظ کمی،‌ از افغانستان خارج خواهند شد و بخشی از ادوات و سربازان آن‌ها کاهش پیدا خواهد کرد اما حضور کیفی، آثار و پیامدها و تعقیب اهداف خاص فرامنطقه‌ای آن‌ها، همچنان حفظ خواهد شد. این است که می‌توان با توجه به واقعیت‌های عینی، حضور را واقعیت و خروج را فریب دانست. به ویژه آن‌که اصلی‌ترین هدف تصرف افغانستان که اخذ پایگاه دائمی و مصونیت قضایی در قالب توافقنامه امنیتی و اهدافی که از این طریق تعقیب می‌کنند، در شرف وقوع است.

حیات: نقش جمهوری اسلامی ایران در تحولات فرهنگی افغانستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران، به عنوان کشور هم‌زبان، هم فرهنگ و با پیشینه و باورهای مشترک، دارای ظرفیت‌های بالای فرهنگی است و نقش همیاری و تقویتی دارد و نمی‌توان چون دیگران نقش «مستقل»ی برای آن قائل شد. به همین دلیل ایران دارای ظرفیت‌های کلان فرهنگی، نقش تقویتی موثری داشته و از این جهت برای همه اعضای این حوزه فرهنگی، سرمایه بزرگ و حامی بزرگ به حساب می‌آید. که افغانستان نیز از آن در ساحات مختلف بهره برده و می‌برد. اما تلاش‌های فراوانی وجود دارد که با طرح و ترویج شایعات و اتهاماتی، اعضای این حوزه فرهنگی را از هم جدا و فراتر از آن، نوعی شکاف و عناد میان آن‌ها ایجاد کنند و بر بستر آن اهداف سیاسی خاص خود را دنبال نمایند. در این‌جا باید از شما و نشریه شما و این دغدغه‌های فاخرتان تشکر کرد و آن را ارج نهاد.

نظر بگذارید