مقالات

خانه » فرهنگی » به جای سرمقاله! – شماره ۷۴

به جای سرمقاله! – شماره ۷۴

IMG_6759

بررسی نقش رسانه‌های سنتی در میان سایر رسانه‌های امروزی:

۱- نزد امیرمومنان، علی علیه‌السلام آمد و از ایشان خواهش کرد که پارسایان را به وی بشناساند.
حضرت علیه‌السلام بعد از استنکاف اولیه، در خطبه‌ای به تفصیل به معرفی«متقین» پرداخت. تمام شدن خطبه همان و جان دادن «همام» همان!
(اگر نهج البلاغه را ورق بزنید، با این دست از خطبه‌های تاثیرگذار بیشتر آشنا خواهید شد، از جمله خطبه قاصعه!)
۲- ظهر عاشورا؛ اباعبدالله در حال خطبه خواندن. آشوبی در جان «حر» پیدا شد و بالاخره او نیز به جمع عاشورائیان پیوست.
۳- فتح مکه توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم؛ بخشش همه‌ی آن‌ها که روزگاری بر وی جفا نموده بودند، به جز یک دسته: شاعران! دستور داده شد که شاعرانی که ضد جبهه اسلام شعر سروده‌اند، گردن زده شوند (به عنوان بوق‌های تبلیغاتی و ابزار رسانه‌ای دشمن.)
در عصر مدرنیته و حضور تلویزیون در همه‌جا و گسترش سینما و فراگیری بی حد و حصر اینترنت، آیا ابزارهای سنتی مثل «منبر» می‌تواند مورد اعتنا قرار بگیرد؟ آیا ابزارهای سنتی نظیر روضه و مداحی و تعزیه و… در این میدان هنوز صاحب جایگاه هستند و شایسته‌ی رقابت با رسانه‌های مدرن؟
(اگر رسانه را محملی برای انتقال معانی و مفاهیم بینگاریم، با طیف وسیع و متنوعی از ابزارهایی روبرو خواهیم شد که شأن رسانه‌ای دارند، بی آن که شاید حتی خود ملتفت به رسانه‌ای بودن آن‌ها بوده باشیم.)
«اگر یکی از آثار رسانه را قدرت تأثیرگذاری بر مخاطب» بدانیم، هنوز هم این رسانه‌های سنتی هستند که یکه‌تاز این میدان خواهند بود. هرچند منکر تأثیرات رسانه‌های مدرن نیستیم، اما سؤال می‌کنیم که به عنوان مثال نمایش سریال یوسف پیامبر علیه‌السلام تا چه حد بر میزان عفت عمومی جامعه افزوده است؟ یا کسی را سراغ داریم که در پی دیدن یک فیلم اذعان کند که تحولی شگرف در زندگی و احوال وی رخ داده؟
اما سالانه در همین منابر سطح شهر بسیارند کسانی که دچار انقلابی روحی شده‌اند و گاه مسیر زندگی خود را تغییر داده‌اند، و این صورت نمی‌گیرد جز از راه تأثیرات رودررو شدن با مخاطب.
«من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هست اما هیچ‌کدام از این‌ها منبر نیست. منبر یعنی روبرو، نفس به نفس حرف زدن. این یک تاثیر مشخص و ممتازی دارد که از هیچ کدام از شیوه‌های دیگر، این تاثیر وجود ندارد. این را باید نگه داشت. چیز با‌ارزشی است؛ منتها بایستی آن را هنرمندانه ادا کرد تا بتواند اثر ببخشد.» (بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با روحانیون در آستانه محرم، ۵/۱۱/۸۴)
در این مجال مختصر و مقال کم‌گنجایش، ما برآنیم که از زاویه‌ای نو به بسیاری از مسائل این عرصه بنگریم و به واکاوی و بازشناخت این امور دست یازیم. این بار می‌خواهیم از دیدگاه «رسانه‌ای بودن»، محرم و مسجد و تکیه و روضه و منبر و مداح و سیاه‌پوشی و اشعار مراثی و نمادها را مورد توجه قرار دهیم و حتی در پی آنیم که ببینیم در میان این همه life style گوناگون می‌توان از سبک زندگی حسینی سخن گفت؟ آیا می‌شود به هیأت به چشم یک رسانه نگریست؟ و اگر این‌گونه است شاخص‌های یک هیأت انقلابی (به معنای واقعی کلمه) چیست؟ آیا مداح در شکل‌دهی افکار و قضاوت‌ها و رفتارهای مخطبانش تاثیر دارد؟ و به تعبیر بهتر اگر روزگاری دعبل و کمیت و… جریان‌سازهای جامعه‌ی شیعی بودند و اشعار و مدایح و مراثی ایشان خود حکم شمشیر آخته را در برابر جور و ستم داشت، آیا شاعران و مداحان امروز هم توانایی چنین امری را دارند؟ و هزاران پرسش دیگر از این دست.
و این «مختصر نوشت» همه‌ی آن چیزی است که توانسته‌ایم، نه تمام آن‌چه که خواسته‌ایم!

نظر بگذارید