مقالات

خانه » فرهنگی » پای منبر – شماره ۷۴

پای منبر – شماره ۷۴

eru9upw4

فرازهایی از سخنرانی استاد شهید مطهری:

حافظه‌ی تاریخ فراموش نخواهد کرد منبرهایی که در دسترس‌ترین و سریع‌ترین رسانه برای خبررسانی بودند، رسانه‌ای خبری که در جان خبرهایش، انسان‌سازی و تربیت نسل‌ها هم دیده می‌شد. شانی که بر فراز آن نشستن، کار خطیبی توانمند و آگاه به زمانه بود و بُرش آن در میان توده مردم و نقش آن در جریان‌آفرینی تاریخ ما غیر قابل انکار است.
منبر یک رسانه است، یک رسانه جاودانه با قدمتی به بلندای اسلام، بلندگویی که رسالتش را همیشه به خوبی انجام داده است و هنوز هم ظرفیت‌هایی برای گسترش دارد و حرف‌هایی نگفته برای گفتن. این مشکل از نگاه ماست که با پدیده‌ها عادت می‌کند و آن‌ها را خیلی زود فراموش می‌کند. انسان همیشه محتاج شنیدن است. شنیدن بی‌پرده و رودرو. شنیدن چهره‌به‌چهره و اثر گرفتن در محیطی با محوریت منبر.  منبر رسانه‌ای است که حتی در عصر رسانه‌های نوین هم باید حفظ شود.
در این بخش به یاد این تاریخ پر افتخار هر بار برشی از منبر عالمی مجاهد را دوباره مستمع خواهیم بود، سخنانی که هنوز تازه است چرا که فطرت‌ها را مخاطب قرار می‌دهد و فطرت را رنگ کهنگی نخواهد گرفت، باشد که هم برای مستمعین این نسل گشایشی باشد و هم برای اهل منبر امروز انگیزشی.

**********************
واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسئولیم. به خدا قسم مسئولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‏اى که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانى که دل حسین بن على را خون کرده، این قضیه است. اگر مى‏خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر مى‏خواهیم به عزادارى حسین بن على ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن على امروز بود و خودش مى‏گفت براى من عزادارى کنید، مى‏گفت چه شعارى بدهید؟ آیا مى‏گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من» یا مى‏گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع»؟! چیزهایى که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این‏جور شعارهاى پست کثیف ذلّت‏آور تن ندادم و یک کلمه از این حرف‌ها را نگفتم.
اگر حسین بن على بود مى‏گفت: اگر مى‏خواهى براى من عزادارى کنى، براى من سینه و زنجیر بزنى، شعار امروز۱ تو باید فلسطین باشد. شمرِ امروز موشه دایان۲ است. شمرِ هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمرِ امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان مى‏خورد. مرتّب دروغ در مغز ما کردند که این یک مسأله داخلى است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزى اگر مربوط به این‌هاست و مذهبى نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب براى این‌ها پول مى‏فرستند؟
ما چه جوابى در مقابل اسلام و پیغمبر خدا داریم؟ آیا چند روز پیش در روزنامه نخواندید که در سال گذشته یهودیان سایر نقاط دنیا، نه یهودیانى که فعلًا شناسنامه اسرائیلى دارند، پانصد میلیون دلار براى این‌ها فرستادند که با این پول‌ها فانتوم بخرند و بر سر مسلمانان بمب بریزند؟! شنیده‏ام یهودیان ایران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سى و شش میلیون دلار پول از یهودیان ایران خودمان براى آن‌ها به عنوان کمک رفت.
و من آن یهودی‌ها را به عنوان این‌که یهودى هستند ملامت نمى‏کنم، ما خودمان را باید ملامت کنیم. او به هم‌کیشش کمک کرده است؛ با کمال افتخار پول مى‏فرستد، رسیدش هم از موشه‌دایان مى‏آید و آن را در بازار هم نشان مى‏دهد، مى‏گوید بیا رسیدش را ببین. مگر همین دو سه شب پیش ننوشتند (من بریده‏اش را از «اطلاعات» دارم) که الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزى یک میلیون دلار به اسرائیل کمک مى‏کنند؟! آنوقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است؟
به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه على بن ابیطالب بخوانیم. اصلًا من باید بگویم بعد از این، داستانى را که ما از على بن ابیطالب نقل مى‏کنیم، حرام است که دیگر در منابر نقل کنیم که روزى على بن ابیطالب شنید دشمن‏ به کشور اسلامى حمله کرده است: «وَ هذا أخوغامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْانْبارَ». بعد فرمود: شنیده‏ام زینت یک زن مسلمان را یا زنى که در حمایت مسلمانان است گرفته‏اند؛ شنیده‏ام دشمنْ سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته یا اسیر کرده است، متعرّض زنان آن‌ها شده است، زیورها را از گوش و دست زن‌ها جدا کرده است. بعد همین على بن ابیطالب- که ما اظهار تشیع او را مى‏کنیم و نسبت به او حساسیت‌هاى بى‏معنى و دروغین نشان مى‏دهیم- گفت: «فَلَوْ انَّ امْرَأً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوماً بَلْ کانَ بِهِ عِنْدى جَدیراً» ۳
اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست.
آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالى به آن‌ها بکنیم؟ آیا این‌ها مسلمان نیستند، عزیزان ندارند؟ آیا این‌ها براى حق مشروع بشرى قیام نمى‏کنند؟ کیست که امروز منکر شود که فلسطینی‌هاى آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مکه بعضى از این‌ها را دیدم، یک جوان‌هایى! فقط مى‏گفتند: «دِماءُ الشُّهَداء» ما امیدمان فقط به خون شهدایمان است. افرادى در میان آن‌ها هستند که واللَّه براى لباسشان محتاجند و برهنه مى‏جنگند.
اگر هفتصد میلیون جمعیت مسلمان دنیا، هر فرد روزى یک ریال بدهد، در سال نزدیک به سیصد میلیارد دلار مى‏شود. اگر فقط مردم ایران- که بیست و پنج میلیون نفر هستیم و نود و هشت درصد ما مسلمان است- هر فرد روزى یک ریال به فلسطینی‌ها کمک کند، در سال حدود نود میلیون تومان مى‏شود. اگر یک عُشر مسلمانان هم هرکس روزى یک ریال کمک کند، در سال نه میلیون تومان مى‏شود.
«فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدینَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ»۴
«الَّذینَ امَنوا وَ هاجَروا وَ جاهَدوا فى سَبیلِ اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ» ۵
به وسیله مال که مى‏توانیم کمک کنیم. واللَّهِ این انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولین سؤالى که بعد از مردن از ما مى‏کنند همین است که در زمینه همبستگى اسلامى چه کردید؟ پیغمبر فرمود: «مَنْ سَمِعَ مُسْلِماً یُنادى یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»۶
هرکس بشنود صداى مسلمانى را که فریاد مى‏کند: «یا لَلْمُسْلِمینَ» مسلمانان به فریاد من برسید، و او را کمک نکند، دیگر مسلمان‏ نیست، من او را مسلمان نمى‏دانم. چه مانعى دارد که ما براى این‌ها حساب باز کنیم؟ چه مانعى دارد که مقدار کمى از درآمد خودمان را اختصاص به این‌ها بدهیم؟ چرا یهودیان دنیا حتى یهودیان ایران کمک بکنند و ملت‌هاى دیگر آن‌ها را تحسین کنند، بارک اللَّه بگویند، ملتِ بیدار بگویند، ولى ما نکنیم؟ مردم بیدار آن مردمى هستند که فرصت‌شناس باشند، دردشناس باشند، حقایق شناس باشند.
من وظیفه خودم را عمل کردم. وظیفه من فقط گفتن بود و خدا مى‏داند جز تحت فشار وجدان و وظیفه خودم چیز دیگرى نبود. این کمک مالى را وظیفه شما مى‏دانم، و وظیفه خودم و هر خطیب و واعظى مى‏دانم که این را بگوید؛ من بر هر خطیب و واعظى واجب مى‏دانم که چنین حرفى را بزند. مراجع تقلید بزرگى مثل آیت اللَّه حکیم و دیگران رسماً فتوا داده‏اند که کسى که در آن‌جا کشته مى‏شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست.
پس بیاییم به خودمان ارزش بدهیم، به کار و فکر خودمان ارزش بدهیم، به کتاب‌هاى خودمان ارزش بدهیم، به پول‌هاى خودمان ارزش بدهیم، خودمان را در میان ملل دنیا آبرومند کنیم. علت این‌که دولت‌هاى بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمى‏اندیشند، این است که معتقدند مسلمان غیرت ندارد. آمریکا را فقط همین یکى جرى کرده است؛ مى‏گوید مسلمان جماعت غیرت ندارد، همبستگى و همدردى ندارد. مى‏گوید یهودى که براى پول مى‏میرد، جز پول چیزى را نمى‏شناسد، خدایش پول است، زندگى‏اش پول است، حیات و مماتش پول است، به یک چنین مسأله حساسى که مى‏رسد روزى یک میلیون دلار به همکیشانش کمک مى‏کند ولى هفتصد میلیون مسلمان دنیا کوچک‌ترین کمکى به همکیش خود نمى‏کنند!۷
(مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۱۷، صص ۲۹۱-۲۹۴)

نظر بگذارید