مقالات

خانه » فرهنگی » روضه به مثابه رسانه – شماره ۷۴

روضه به مثابه رسانه – شماره ۷۴

02

بررسی پیام‌های قیام عاشورا به عنوان یک رسانه:

سخنم از آن‌جا آغاز می‌شود که دل نمی‌خواهد به خود بقبولاند که عاشورا به روز دهم محرم و کربلا به مکانی معین در عراق خلاصه می‌شود. نجوای دل بر حذرم می‌دارد که کلیشه‌های زاید و البته رایج در مجالس روضه اباعبدالله علیه‌السلام را تعبیری از قیام شعورانگیز آقایمان بدانم. با خود می‌خوانم و مرور می‌کنم که چرا شهید بزرگوار مطهری می‌فرمودند: «نهضت‏حسینى، نهضتى متشابه است‏۱» و به پاسخ می‌رسم که ایشان از استاد خویش در المیزان یاد گرفته‌اند که تشابه به مثابه بطن و معنای طویل داشتن است. حال قرار است چگونه این عرصه طویل و بی‌کران را ببینیم با من و توست!
به عاشورا می‌روم و صفحات تاریخ را ورق می‌زنم. شش خطبه در یک روز! نه در یک روز که در چند ساعت! و این انتهای حیرتم نیست و می‌خوانم که کار به جایی می‌رسد که از صدهزار نیروی اموی تعداد انگشتان یک دست هم توفیق هدایت نمی‌یابند! آیا می‌شود ادعا کرد کلام حضرت نافذ نبوده است؟ آیا می‌توان گفت حضرت احتمال داده‌اند اندک سپاهیانی از خیل گمراهان دچار تحول و از یاران وی گردند؟ آیا می‌توان برداشت کرد که حضرت در انتخاب روش موفق نبوده‌اند؟ اگر چنین گمان برده باشم که بسیار حقیرم و جاهل.
حسین بن علی علیه‌السلام شب قبل، چنان استوار و مقتدر با یارانش به نماز ایستاده است که حتی سر سوزنی دغدغه نیرو ندارد و در کلامش هرچه به یادآوری فضیلت و جایگاهش می‌پردازد ناشی از غصه‌ای است که بر هلاکت این جماعت دارد. بارها می‌گوید «آیا به من ننوشتید که میوه‌ها رسیده و باغ‌ها سبز شده و به سوی لشگری که برای تو آماده شده، بیا؟۲» و با خود کلنجار می‌روم که آیا این جمله در رسوایی مکر و فریب امویان کافی نیست!؟ پس چرا قفل‌هایی که بر دل بسیاری از اهالی کوفه نشسته است باز نمی‌شود؟
حضرت علیه‌السلام در یک مضمون جذاب دیگر تلاش می‌کند تا از طریق پیش‌گویی آینده آنان را از خطر پیش رو مطلع کند. فریاد برمی‌آورد: «به خدا سوگند! پس از این جنگ به شما مهلت داده نمی‌شود که سوار بر مرکب مراد خویش گردید مگر همان اندازه که سوارکار بر اسب خود سوار است تا این که آسیاب حوادث شما را بچرخاند و مانند مدار سنگ آسیاب مضطربتان گرداند۳٫» اما هنوز هم کسی نیست که سر برآورد که ای نوه پیامبر! ای پسر علی! به خدا تو را می‌شناسیم و بر تو ایمان می‌آوریم.
اشتیاق، مرا با خود به ادامه تاریخ می‌برد. ساعتی که نوبت به حضور کوچکترین سرباز کربلا علی اصغر حسین علیهماالسلام می‌رسد. شش ماهه‌ای که سفیدی گلویش را تیرگی چشمان تنگ امویان برنمی‌تابد. اگرچه غلغله‌ای راه می‌اندازد. سپاه دیگر خطبه‌های حضرت را نمی‌شنود؛ بلکه به شدت تحت تاثیر صحنه‌ای است که در حال روی دادن است. اکنون نوای حضرت در گوش سپاه می‌پیچد که: «آیا دلی هست که از خدا بترسد و بر این کودک توجه نماید؟»
خیل سپاهیان درشت‌اندام و خشمگین که از آلات جنگی آکنده‌اند در برابر عظمت قنداقه‌ای سفید، خود را می‌بازند. سکوت سنگینی دهان ها را پر می‌کند. همهمه‌ها جای هلهله‌ها را می‌گیرد و نگاه‌های پر کینه به خود می‌آیند. قلب‌ها عطش جنگ را می‌بازند و عقل‌ها صاحبان شان را نادم می‌سازند. رسانه‌ای که حضرت اباعبدالله علیه‌السلام به فراخور موقعیت جایگزین خطابه کرده است، همه چیز را تا مرز تحول پیش می‌برد تا زمانی‌که باز هم تیرگی نگاه‌های سرد انسانی روی تاریخ را سیاه می‌سازد و نوای رسای صاحب رسانه رسانای کربلا به آسمان می‌رود که: «خدایا خودت بین ما و این قوم، داوری کن، آن ها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند، ولی به کشتن ما اقدام می‏کنند.»
تاریخ نوشته است و عقل گواهی داده و دل شهود کرده است که امروز یک تاکتیک زنده در انتقال شور عاشورا با سابقه‌ای چندین هزارساله که تعبیر به روضه می‌شود، تأثیری بسیار بیشتر از چیزی دارد که در ادبیات ما «نوشتار و گفتار» نامیده می‌شود. چنان‌که وجود مبارک اباعبدالله الحسین علیه‌السلام هم این سرتیترها را در مفاهیم بی‌کران عاشورا که تولید شده اما نیاز به کشف دارد، به بیانی سهل و شگرف ارائه نموده است. به عبارت دقیق‌تر این نوع رسانه‌پردازی که عاشورا نقش بی‌بدیلی را در آن به عهده دارد، سیره و روشی است برای درس‌آموزی عینی. برای احترام به ساحت رسانه. برای ایجاد مکث در فضای عقل و عشق. مجالس روضه، رسانه‌هایی پویا و پویابخش به حساب می‌آیند که قدر و منزلتشان هم‌چنان فهمیده نشده است.
چیزی که امروز تحت عنوان تعزیه، مرثیه و سینه زنی در اختیار ماست، خروجی‌ای بسیار فراتر از این دارد که ما در این سال‌ها داشته‌ایم. مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که ما خود را مدعیان فهم عاشورا و مدرّسان مکتب عاشورا می‌دانیم در حالی که هنوز در نیافته‌ایم که عاشورا نیز رسانه است! آن هم نه یک رسانه عادی که رسانه ای فخیم و جذاب. شهادت حسین علیه‌السلام، جانبازی یاران و عزیزان، عظمت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و مظلومیت اطفال هنوز برای ما قابلیت جمع بستن با رسانه را ندارد و نگاه ما به این حقایق بی نظیر در سطح نگاه همان روشنفکری است که در حیرت همراهی اهل بیت ارباب در یک جنگ اختلاف سلیقه‌ای باقی مانده است.
چه کسی می‌تواند ادعا کند که توانسته است از مکتب علی اصغر سلام‌الله‌علیه در عبرت‌گیری از عاشورا، مِدیای محتوایی ـ عاطفی ارائه دهد؟ چه کسی فکر می‌کند تلاش او در القای مفاهیم انتزاعی از کربلا موفق و ثمربخش بوده است؟ عظمت عاشورا نشان می‌دهد که هنوز چنین چیزی رخ نداده است و برایش دغدغه‌ای نگذاشته‌ایم. آن هم عاشورایی که مولتی مدیای اسلام را به اوج برده و فیلمنامه‌هایی بزرگ از آزادگی و امید و وفا ارائه داده است.
در این نگاه است که آنتونیو بارا، پژوهشگر مسیحی لب به اعتراف می‌گشاید که: «اگر حسین از آنِ ما بود، عَلم و بیرق او را و یادبودش را در هر نقطه از زمین برپا می‌کردیم و تمام مردمان را به مسیحیت دعوت می‌کردیم.» او هُرم نفس عاشوراییان را در روضه‌ها یا همان تریبون‌های القای «حزن هشیارانه» احساس کرده و با بصیرت به زنده بودن فرهنگ عاشورا و تکرار ماوقع زمین کربلا، هویت آیینش را با عشق به حسین علیه‌السلام همسان می‌بیند. باید صدای رسانه اربابمان را به گوشه گوشه عالم برسانیم، شاید لیاقت بنای شش‌گوشه‌ای در دل‌ها را عطایمان کنند …

نظر بگذارید