مقالات

خانه » سیاسی » جامعه‌شناسی شیعیان افغانستان – شماره ۷۴

جامعه‌شناسی شیعیان افغانستان – شماره ۷۴

Afghan_home-school_0

واکاوی جایگاه اقوام، روحانیت و احزاب سیاسی در بافت شیعیان افغانستان

اشاره: در این مقاله درصدد هستیم با رویکرد و زاویه دید جامعه‌شناختی با اتکای بیشتر به جامعه‌شناسی سیاسی به بازنمایی شاکله هویت شیعیان افغانستان در ساختار اجتماعی-سیاسی ناهمگون و ناموزون افغانستان بپردازیم. این مطلب در پایگاه دیدبان نیز منتشر شده است.
۱- افغانستان کشوری با اقوام، زبان‌ها و مذاهب مختلف است. در این واحدِ سیاسی، قبایل و ریش‌سفیدان نقش برجسته و حضور قدرتمندی را ایفا می‌کنند. این ویژگی‌های اجتماعی، افغانستان را به کشوری با ساختار موزاییکی و چندپارگی اجتماعی و آینده‌ای مبهم تبدیل کرده است‌ که هر یک از گروه‌های قومی و مذهبی در تکاپو برای افزایش وزن و جایگاه سیاسی و اجتماعی خود هستند. این درهم‌آمیختگی و نابسامانی مذهبی و قومی و الگوهای رفتاری ناهمسوی آنان و سطح سیاست‌ورزی سنتی (قبیله‌ای) موید نارسایی شکل‌گیری دولت-ملت در این واحد جغرافیایی شده است.
۲- شیعیان اثنیعشری اقلیت مذهبی در افغانستان محسوب میشوند که برآورد جمعیتی آنان بین ۱۵ تا ۳۰ درصد کل جمعیت افغانستان است. این پراکندگی آماری ماحصل ترس از ابراز هویت شیعی در فضای افراطی گروههای وهابی و فقدان مراکز آمارگیری در این کشور است.
واحد مذهبی شیعیان افغانستان از اقوام هزاره، سادات و قزلباش و… تشکیل شده است. که وزن مذهبی و اجتماعی هر کدام از این اقوام در بافت شیعیان متفاوت است.
در منظر اقوام و مذاهب افغانستان میان قوم هزاره و مذهب شیعه تلفیق واژگانی عمیقی وجود دارد و شیعه بودن در فهم مشترک آنان جزء قوم هزاره بودن معنا مییابد و همچنین هزارهها در راس هرم جمعیتی در بدنه شیعیان قرار میگیرند.
قوم سادات از فرزندان و نوادگان ائمه علیهم‌السلام هستند. برخی از پژوهشگران پیشینه‌ی حضور قوم سادات در گستره‌ی جغرافیای افغانستان را سقوط دولت شیعی سربداران در خراسان بزرگ می‌دانند. بعد از هزاره‌ها، آنان در جایگاه دوم جمعیتی قرار می‌گیرند. اقوام دیگر شیعه، سادات را به دلیل انتساب به ائمه علیهم‌السلام با نگاهی قدسی و احترام‌آمیز می‌نگرند و در فهم مذهبی شیعیان افغانستان، سادات دارای قدرتی فرابشری هستند. قوم سادات ازدواج را امری درون قومی تعریف می‌کنند و به همین خاطر از ازدواج با دیگر اقوام شیعه خودداری می‌کنند. آنان خواهان تمایز هویتی با هزاره‌ها و قزلباش‌ها می‌باشند. این رویه رفتاری گاهی زمینه ساز اختلافاتی در جامعه شیعیان افغانستان شده است.
پیشینه‌ی قزلباش‌ها به لشکرکشی نادرشاه افشار به افغانستان برمیگردد و آنان ریشهای ایرانی دارند. شهرنشینی، سطح بالای تحصیلات و انتساب خود به ایران، قزلباش‌ها را به گونهای از اقوام شیعه متمایز می‌کند. این ویژگی‌ها در آناتومی جامعه شیعیان افغانستان به نحوی– با اغماض- نمایان‌گر طبقه متوسط است.
۳- کشورهای ایران، پاکستان و عراق مراکز فراملی در تکوین اندیشهورزی مذهبی و سیاسی جامعه شیعیان افغانستان هستند.
ایران جامعه آرمانی شیعیان افغانستان است. حضور طلبه‌ها و علم‌آموزان دانشگاهی افغان در مشهد، قم و تهران و آشنایی آنان با فضای سیاسی حاکم، به سیاسی شدن جامعه شیعیان افغانستان انجامید. آنان با مواجهه با نظریه‌پردازی آرمان‌شهری با نظام سیاسی مبتنی بر فقه سیاسی شیعی به سامان‌یابی احزاب و گروه‌های جهادی پرداختند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جمعیت شیعیان افغانستان از فاز کنش محدود و منفعلانه به کنش‌گرانی فعال در عرصه سیاسی تبدیل شدند. آنان که قبل از انقلاب اسلامی، در فضای یارگیری فراملی، اقوام و مذاهب در جنگ قدرت، بی‌پناه بودند، در آن مقطع پشتوانه‌ای مستحکم یافته بودند. جمهوری اسلامی ایران برای پیشبرد اهداف شیعیان، وحدت در میان گروه‌ها و احزاب شیعی را در دستور کار قرار داد. اما برخی از رفتارهای خودسرانه از سوی نهضت آزادی‌بخش-مهدی هاشمی- این امر را به تاخیر می‌انداخت.
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران، امضای میثاق وحدت میان گروه‌های شیعی در ۲۴ مرداد ۱۳۶۸ بود، که به تشکیل حزب وحدت اسلامی انجامید. مبادلات فرهنگی و مذهبی جامعه شیعی ایران و افغانستان به تعمیق فهم دینی و افزایش سطح اندیشه‌ورزی دینی جامعه افغان به واسطه حضور طلاب و علم‌آموزان در حوزه علمیه مشهد و قم است. علاوه بر بازتاب‌های مثبت، این مبادله فرهنگی و دینی اثرات منفی نیز داشته است که می‌توان به کاهش منزلت دینی و اجتماعی قوم سادات اشاره کرد.
سادات در نگاه جامعه شیعی افغان دارای قدرت ماورایی و فرابشری بودند که با حضور افغان‌ها در ایران و مشاهده رویکرد مردم ایران به سادات که رفتار احترام آمیز و تکریم‌گرانه است ولی فاقد قدرت فرابشری، آنان به بازتعریف رابطه مرید و مرادی حاکم میان اقوام شیعه و سادات برآمدند.
حضور تعداد کثیری از شیعیان قوم هزاره در کویته و پیشاور و دیگر مناطق پاکستان شرایط پیوند فکری با جامعه شیعیان افغانستان را مهیا ساخته است. پاکستان تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نقش اساسی در شکل‌دهی گروه‌های شیعی ایفا می‌کرد و مهم‌ترین منظومه فکری و گفتمان حاکم در میان گروه‌های شیعی، برتریِ دال قوم‌گرایی (هزاره‌گرایی) بر شاخصه‌های تفکر حکومت دینی بود و همچنین گروه‌های شیعی که با تفکر حکومت دینی جمهوری اسلامی ایران زاویه داشتند، فضای شهرهای کویته و پیشاور را بر قم ترجیح می‌دادند.
مولفه اصلی اثرگذاری عراق را باید در سطح روحانیت جست‌وجو کرد. حضور طلبه‌های افغان در حوزه علمیه کربلا و نجف قبل از تاسیس حوزه علمیه قم، آنان را با مکاتب فقهی و فکری مختلفی آشنا کرد که موید سیاسی آن در رویکرد نگاه حداکثری و یا حداقلی امتزاج دین و سیاست آنان نمایان می‌شود. پس از تاسیس حوزه علمیه قم و سپس آغاز نهضت امام خمینی رحمت‌الله‌علیه، طلبه‌های جوان افغان فضای انقلابی ایران و به خصوص قم را برای مشابه‌سازی در جامعه شیعه افغانستان مناسب‌تر از برداشت سنتی حوزه علمیه نجف می‌دیدند. بنابراین حضور طلاب افغان از دهه ۵۰ در ایران بیشتر از عراق شد.
۴- جامعه روحانیت شیعیان افغانستان: قبل از انقلاب اسلامی ایران، اکثریت جامعه روحانیت شیعی مردم را به بی‌توجهی به سیاست و انزوا در مسائل کلان کشوری دعوت می‌کردند. این نوع رفتار محتاطانه موجب سرخوردگی جوانان پرشور شیعه و اقبال و جذب آنان به گروه‌های مائویستی می‌شد. هرچند برخی از پژوهشگران، این سلوک رفتاری روحانیت را به دلیل فعالیت‌های گروه‌های تکفیری می‌دانند. و بر این باورند روحانیت به ناچار برای حفظ جامعه شیعی در قبال رفتارهای خشونت‌آمیز این گروه‌ها همواره باید استراتژی «فرار برای بقا» را در پیش می‌گرفته و بنابراین فرصتی برای چگونه پرداختن به محیط پیرامونی خود نداشته است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران روح تازهای در کالبد جامعه شیعی افغانستان دمیده شد. انقلاب اسلامی ایران پویش تاریخی برای حضور همهجانبه روحانیت شیعی افغانستان تلقی می‌شود. روحانیت شیعی پس آن راهبرد کنش فعالانه را در دستور کار قرار دادند و مردم را به مشارکت سیاسی ترغیب کردند. که اقبال بدنه اجتماعی شیعیان را در پی داشت و سپس روحانیت با همگامی مردم رهبری و مدیریت گروه‌های جهادی را برعهده گرفتند. گرایش فکری روحانیون -که در راس کادر احزاب قرار داشتند- محوریت و دامنه فعالیت آنان را مشخص می‌کرد. گرایش به نحله‌های فکری در میان روحانیون افغانستان به سه دسته تقسیم می‌شود:

۱٫ گرایش به تفکرات امام خمینی رحمت‌الله‌علیه:
گرایش به تفکرات امام خمینی رحمت‌الله‌علیه، بیشتر در میان روحانیون جوان تحصیل کرده در قم رسوخ داشت. آنان بازتعریف مجدد اصل ولایت فقیه با مختصات زمانی و مکانی را تنها راهبرد برای پیشبرد اهداف اسلامی در سطح جهان می‌دیدند. فصل مشترک آنان داشتن روحیه انقلابی، نگرش وحدت میان مذاهب اسلامی و ارتقاء سطح سیاسی و اجتماعی شیعیان بود. از جمله این گروه‌های جهادی، حزب وحدت اسلامی، حزب الله، سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی و… را می‌توان نام برد.
۲٫ گرایش به آیتالله خویی رحمت‌الله‌علیه:
روحانیونی که در نجف و کربلا تحصیل کرده بودند. پس از بازگشت به افغانستان مکتب فقهی آیت الله خویی را ترویج می‌کردند. آنان با توجه به حمله شوروی و شرایط انقلابی افغانستان پایه‌گذار احزاب مهمی شدند. از مهم‌ترین افراد حامی این گرایش می‌توان از آیت الله آصف محسنی (رهبر حرکت اسلامی) و آیت الله سید علی بهشتی (رهبری شورای اتفاق در مبارزات با شوروی) نام برد.
۳٫ گرایش به آیت الله صدر رحمت‌الله‌علیه:
این جریان فکری متاثر از تفکرات آیت الله محمد باقر صدر رحمت‌الله‌علیه است و ارتباط نزدیکی با «حزب الدّعوه» دارد. هرچند نسبت به دو گرایش قبلی از حامیان کمتری برخوردار است. روحانیون حامی این گرایشِ تفکری در سال ۱۳۵۸، حزب دعوت اسلامی را پایه‌گذاری می‌کنند و سپس در حزب وحدت اسلامی ادغام می‌شوند.
۵- چشمانداز فراروی جامعه شیعیان:
الف) پس از سقوط طالبان، شیعیان با حمایت از مردم‌سالاری و دموکراسی در افغانستان فضای فعالیت گسترده‌ای را برای خود مهیا کردند. اگرچه این دموکراسی همه‌ی اعتقادات، باورها و سنت‌های جامعه شیعیان را در بر نمی‌گیرد و آینده دموکراسی نوپای افغانی در حال حاضر روشن نیست، ولی اگر این بارقه امید نبود، در چند سال آینده در پی موج شیعه‌کشی وهابیت و طالبان باید نشان از محبان اهل بیت علیهم‌السلام را فقط در قبرستان‌ها جست‌وجو می‌کردیم.
با کاهش منابع تهدید (طالبان و وهابیت) شیعیان امکان حضور درخور توجهی در هیأت دولت و مجلس جمهوری اسلامی افغانستان یافتند. بنابراین با شرایط فعلی جامعه شیعیان باید برای تحقق دموکراسی هرچند ناقص در افغانستان پیگیر و مصرّ باشند. و پاسخ مطالبات مذهبی خود را در این قالب جست‌وجو کنند.
ب) در طی چندین دهه گذشته جامعه شیعیان افغانستان به سرعت در حال تبدیل شدن به بافت اجتماعی با سطح سواد و دانش بالا است. پس از سقوط طالبان، روحانیون طراز اول شیعی تلاش فراوانی در جهت نظام‌مندسازی دروس حوزوی در افغانستان و به خصوص کابل انجام دادند و با تاسیس مدرسه علمیه خاتم النبیین صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در غرب کابل که بزرگترین حوزه علمیه شیعیان در تاریخ افغانستان است، گامی نوین در ارتقا معارف اسلامی در این کشور برداشتند و در سالیانی نه چندان دور شاهد دستاوردهای علمی و تبلیغاتی آن خواهیم بود. همچنین با توجه به موج حضور طلاب در حوزه علمیه نجف و قم در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی، امروزه نظاره‌گر شکل‌گیری نهاد مرجعیت افغان در حوزه علمیه نجف و قم هستیم که از مهم‌ترین مراجع تقلید افغانی می‌توان به آیت الله محمد اسحاق فیاض در کشور عراق اشاره کرد.
تحصیلات دانشگاهی نیز در جامعه شیعیان به واسطه حضور در ایران با اقبال خوبی همراه بوده است و جوانان شیعه عموما در دانشگاه کابل و یا دانشگاه‌های مختلف در ایران تحصیل می‌کنند. پذیرش سکولاریسم تهدید جدی فراروی جامعه دانشگاهی شیعی است.
ج) در چند سال گذشته به دلیل حضور افغان‌ها در کشورهای دیگر و همچنین نگاه خاص دولت‌های غربی، پیدایش رسانه‌های جمعی با رشد چشمگیری همراه بوده است. و با توجه به جذابیت آن در جامعه بسته افغان، گروه‌های مذهبی و سیاسی برای ترویج نگرش و تفکراتشان اقدام به راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه و مجلات و… کرده‌اند. در اثنای موج روزافزون و قارچ‌گونه ایجاد شبکه‌های مختلف، حامیان کشورهای غربی با بودجه‌های کلان خط مشی تهاجم فرهنگی و الگودهی سبک زندگی غربی را طراحی و اجرا می‌کنند که در این میان شیعیان با رصد دقیق شبکه‌های مختلف و خلأ موجود در این حوزه، تحت اشراف روحانیون شبکه‌های شیعی مانند «تمدن»، «فردا» و «نگاه» را راه اندازی کردند که ضریب نفوذ شبکه‌های ضد دینی را در جوانان کاهش دهند و جامعه شیعیان را از فروپاشی مذهبی رهایی دهد و باید منتظر باشیم در این جدال نابرابر کدامیک پیروزی می‌شوند.

سوتیتر:
افغانستان کشوری با اقوام، زبانها و مذاهب مختلف است. در این واحدِ سیاسی قبایل و ریشسفیدان نقش برجسته و حضوری قدرتمند را ایفا می‌کنند
پس از سقوط طالبان، روحانیون طراز اول شیعی تلاش فراوانی در جهت نظام‌مندسازی دروس حوزوی در افغانستان و به خصوص کابل انجام دادند
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران، امضای میثاق وحدت میان گروه‌های شیعی در
۲۴ مرداد ۱۳۶۸ بود، که به تشکیل حزب وحدت اسلامی انجامید
گرایش به تفکرات امام خمینی رحمت‌الله‌علیه، بیشتر در میان روحانیون جوان تحصیل کرده در قم رسوخ داشت. آنان بازتعریف مجدد اصل ولایت فقیه با مختصات زمانی و مکانی را تنها راهبرد برای پیشبرد اهداف اسلامی در سطح جهان می‌دیدند
کشورهای ایران، پاکستان و عراق مراکز فراملی در تکوین اندیشه‌ورزی مذهبی و سیاسی جامعه شیعیان افغانستان هستند
با کاهش منابع تهدید (طالبان و وهابیت) شیعیان امکان حضور درخور توجهی در هیأت دولت و مجلس جمهوری اسلامی افغانستان یافتند شیعیان اثنیعشری اقلیت مذهبی در افغانستان محسوب میشوند که برآورد جمعیتی آنان بین ۱۵ تا ۳۰ درصد کل جمعیت افغانستان است. این پراکندگی آماری ماحصل ترس از ابراز هویت شیعی در فضای افراطی گروههای وهابی و فقدان مراکز آمارگیری در این کشور است

مسعود ندافان
سال چهارم معارف اسلامی و علوم سیاسی
دبیر پرونده

نظر بگذارید