مقالات

خانه » فرهنگی » «انقلاب فرهنگی» برای «فرهنگ انقلابی» – شماره ۷۵ و ۷۶

«انقلاب فرهنگی» برای «فرهنگ انقلابی» – شماره ۷۵ و ۷۶

734995_223168884487198_700231166_n

نقدی بر وضع کنونی «شورای عالی انقلاب فرهنگی»

  ۱- «طاغوتی که دشمن انسان و انسانیت است و نابودکننده‌ی ارزش‌ها و منحرف‌کننده برنامه‌های دین و انقلاب است، و پیامبران از جانب خداوند متعال مأمور مبارزه با او و از میان بردن او بوده‌اند، سه طاغوت است، نه یکی: «و لقد ارسلنا موسی بایاتنا و سلطان مبین. الی فرعون و هامان و قارون…»۲ از این گونه آیات قرآن کریم به خوبی روشن می‌شود که یک نظام طاغوتی، یک مثلث است (ضلع سیاسی «فرعون»، ضلع اقتصادی «قارون» و ضلع فرهنگی «هامان») که تا آن از میان نرود، ملتی نجات نمی‌یابد.

طاغوت سیاسی، موجب فساد جامعه و تباهی روابط اجتماعی و تزلزل بنیادهای اصیل زندگی است. طاغوت اقتصادی، عامل شیوع استثمار و تحقیر انسانیت و پایمال شدن حقوق انسانی و حیات دینی افراد است، به ویژه طبقات فاقد تامین. طاغوت فرهنگی و فکری، مبلغ و توجیه‌گر آن دو طاغوت است، و مروج ناآگاهی و تفکر ارتجاعی است، و باعث از میان‌رفتن فکر آزاد و عقیده حق و ترک پاسداری ارزش‌ها و فضایل.
بنابراین یک نهضت دینی کامل و منطبق با قرآن، آن است که با این هر سه جریان (طاغوت)- به صورتی راستین و جدی- مبارزه نماید. پس هنگامی که طاغوت سیاسی و طاغوت اقتصادی ساقط گشتند و طاغوت فرهنگی حذف شد، یک نظام طاغوتی ساقط شده است و یک ملت در آستانه نجات قرار گرفته است.»۳
استاد محمد رضا حکیمی همچنین معتقد است که در انقلاب اسلامی ما تنها طاغوت سیاسی سرنگون شد، لذا وجود دو طاغوت دیگر یعنی طاغوت اقتصادی و فرهنگی به خودی خود مانع دست‌یابی به آرمان‌های انقلاب شدند، بلکه موجبات فساد در نظام سیاسی را نیز فراهم کردند.
۲- از اولین گام‌هایی که پس از انقلاب اسلامی در جهت حذف طاغوت فرهنگی برداشته شد، حرکت «انقلاب فرهنگی» بود. انقلاب فرهنگی می‌خواست ویران کند تا دوباره بسازد. طاغوت فرهنگی را سرنگون کند تا «فرهنگ انقلابی» را جایگزین نماید. لذاست که انقلاب فرهنگی (همانند همه‌ی انقلاب‌ها) یک لبه سلبی دارد و یک لبه ایجابی. از یک سو نفی توامان التقاط و تحجر از عرصه اجتماع (التقاط مارکسیستی و سرمایه‌داری و… و تحجر علمی و دینی و…) را پیگیری می‌کند و از سوی دیگر تلاش در جهت تبیین و استقرار فرهنگ اسلام انقلابی، که همان اسلام ناب محمدی است.
۳-یکی از موثرترین نهادها بر فضای فکری و فرهنگی جامعه، دانشگاه است. تغییرات و تحول در این نهاد موجب تحول در دیگر دستگاه‌های فرهنگی و در عرصه اجتماعی-سیاسی خواهد شد. از سوی دیگر پس از پیروزی انقلاب، دانشگاه‌ها تبدیل به پایگاه اصلی نیروهای معارض و معاند انقلاب شده بود. (تا جایی که در دانشگاه انبار سلاح یافت شد.) همچنین فضای عمومی دانشگاه و اساتید آن فاصله بسیار عمیقی با مبانی انقلاب داشت. این‌ها همه سبب شد که حرکت انقلاب فرهنگی، از دانشگاه‌ها آغاز شود ولی قرار نبود و نیست که در آن متوقف گردد.
۴- محافظه‌کاران بیشتر به دنبال استفاده از لبه سلبی انقلاب فرهنگی بوده و هستند تا به استناد آن به برخورد حذفی با تفکرات و افراد التقاطی (به زعم خویش) بپردازند. اینان به دنبال حفظ سکون و سکوت فضای فرهنگی‌اند، نه به دنبال ایجاد فرهنگ آرمان‌خواه و تحول‌طلب. لذاست که نفی تحجر و مبارزه با آن را به فراموشی می‌سپارند و گویی نمی‌دانند که «اگر تحجر راه بر اجتهاد نمی‌بست، التقاط در دین راه نمی‌یافت.»۴
۵- انقلابی بودن بیش از همه در تقابل و تضاد با محافظه‌کاری است (محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است). لذاست که اگر انقلاب فرهنگی درست معنا و مطالبه گردد، محافظه‌کاران را رسوا می‌کند و راه خود را می‌گشاید.
امروز نهضت آزاد اندیشی، جنبش نرم‌افزاری، کرسی‌های مناظره و بحث و… همگی فریادهای «تفکر انقلاب فرهنگی» در عرصه ایجابی آن است که متاسفانه استفاده‌ای شعاری یافته‌اند و جدی گرفته نمی‌شوند.
۶- «تفکر انقلاب فرهنگی» می‌بایست پس از ایجاد، خود را در قالب یک ارگان و نظام نهادینه می‌نمود تا بتواند به صورت نظام‌یافته و متمرکز اهداف خود را پیگیری نماید و امری موقتی (ستادی) تلقی نگردد. بنابراین «شورای عالی انقلاب فرهنگی» پدید آمد. جفا به آرمان‌های انقلاب فرهنگی است، اگر امروز این شورا وقت خود را محدود به تشویق و تقدیر از چند مدیر و انتصاب چند رئیس دانشگاه و بحث‌های اجرایی این چنینی نماید و از مهندسی فکری و فرهنگی جامعه بر اساس اسلام ناب محمدی غفلت ورزد.
۷- امروز عرصه فکری و فرهنگی کشور دچار معضلات و تعارض‌های جدی است. دستگاه‌های فرهنگی متنوع و متعددی وجود دارند که با سیاست‌ها و راهبردهای متفاوت (و حتی متناقض) به مدد اعتبارات و پول بیت‌المال فعالیت می‌کنند و نه تنها هیچ‌گونه ارتباط و تعامل منطقی بینشان وجود ندارد، بلکه بعضا تاثیرات یکدیگر را خنثی می‌نمایند.
از همه مهم‌تر آن که این دستگاه‌ها یا وضعیت مطلوب و آرمان تعریف شده‌ای ندارند و در پی حفظ شرایط موجودند (و سرگردان هستند) و یا آن‌چه تعریف کرده‌اند با مبانی و آرمان‌های اسلام انقلابی که امام تبیینش نمود در تعارض است. به راستی کدامیک از دستگاه‌های فرهنگی ما، از سکوت مردم در قبال مرگ ۴۳ کارتن‌خواب در همسایگی‌شان (در خیابان‌های شهر) احساس خطر فرهنگی کرد؟ (و همچنین از عدم مطالبه‌گری، سکوت در مقابل رشوه و…)
۸- «انقلاب فرهنگی» حرکتی است برای استقرار «فرهنگ انقلابی». و اگر بخواهیم انقلاب اسلامی به حیات خویش ادامه دهد و به آرمان‌هایش دست یابد، راهی جز جدی گرفتن این مقوله نداریم.
امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی رسالت اجرایی‌شدن آرمان‌های انقلاب فرهنگی را بر دوش گرفته است، و این مهم حاصل نمی‌شود جز آن که شورا «مدیریت فرهنگی» را مهم‌ترین وظیفه خویش بداند و به وظایف مدیریتی خویش (برنامه‌ریزی، سازماندهی، کنترل، رهبری و…) در قبال فرهنگ انقلابی عمل نماید.
پی‌نوشت:
۱- این مقاله یکی از مقالات نشریه‌ی هفت قفل است که آن را در این‌جا بازنشر داده‌ایم.
۲- سوره‌ی مبارکه‌ی غافر، آیات ۲۳ و ۲۴
۳– قیام جاودانه، محمدرضا حکیمی، صفحه ۱۶۸
۴-
نقل به مضمون از استاد رحیم پور

نظر بگذارید