مقالات

خانه » فرهنگی » آخرین روزهای زمستان – شماره ۷۵ و ۷۶

آخرین روزهای زمستان – شماره ۷۵ و ۷۶

24954_329

«آخرین روزهای زمستان» در تلویزیون ایران اتفاق مهمی است؛ این مستند (یا به تعبیر کارگردانش درام/مستند) در شرایطی که سریال‌های تلخ با روایت‌های خانوادگی پر از سوء تفاهم قاب تلویزیون ایران را پر کرده است، و مدیران و برنامه‌سازان، نظام ستاره‌سازی رسانه ملی را بر ارزش شهرتِ «بازیگران»، «خواننده‌ها» و «ورزشکاران» سوار کرده‌اند، یک «خلاف آمدِ عادت» است. این بار نیز خارج از ساختارهای مرسوم تصمیم‌گیری کلان تلویزیون، مستندی تولید شده است که «غلامحسین افشردی» قهرمان اسطوره‌ای ۸ سال دفاع مقدس، را به ستاره ی جمعه شب‌های مردم ایران تبدیل کرده است. «آخرین روزهای زمستان»، «حسن باقری» را نه در قالب یک بسیجیِ متعلق به گذشته، که قهرمانی برای همه ی زمان‌ها و مکان‌ها روایت می‌کند. استقبال مردم، به ویژه مخاطبان نوجوان و جوان از این مستند نشان می‌دهد که الگوسازی، فارغ از شیوه‌های کهنه و پوسیده و بدون توسل به «ستاره‌های زرد» نیز قابل تحقق است و تنها کافی است مدیران تنبل رسانه‌ای، دستی به میان گنج عظیم قهرمانان دینی و ملی ایران اسلامی ببرند و ستاره‌هایی خلق کنند که با آن‌ها «راه» را می‌توان یافت.
«آخرین روزهای زمستان» از منظرهای گوناگونی قابل بررسی است. از تجربیات مدیریتی تولید، تا سبک فیلمنامه‌نویسی و روایت، بازنمایی دهه‌ی ۶۰ و سبک زندگی این دهه و موارد دیگر. از نگاهی دیگر می‌توان نوع روایت کارگردان از جنگ را نقد کرد. تمرکز بر نقش فرماندهان ستادی در مدیریت جنگ و حذف مدیریت ولایی امام خمینی رحمت‌الله‌علیه از وقایع و زندگی شخصیت‌های مرکزی مستند، از مهم‌ترین انتقاداتی است که می‌توان بر شمرد.
با تمام این احوالات «آخرین روزهای زمستان» اتفاق مهمی است. «اتفاق» می‌گوییم زیرا نوع مواجهه‌ی تلویزیون با این کار نشان داد مدیران رسانه ملی حتی قدر داشته‌های خود را نمی‌دانند. تیزرهای تبلیغی این مستند تنها در دو قسمت پایانی آن و به صورت محدود پخش شد؛  زمانی که مستند، مخاطبان ثابت خود را یافته بود. «آخرین‌ روزهای زمستان» یک «اتفاق» بود و به احتمال بسیار یک «اتفاق» خواهد ماند…

نظر بگذارید