مقالات

خانه » فرهنگی » قواعد وصف سلحشوری مبارزان راه حق – شماره ۷۵ و ۷۶

قواعد وصف سلحشوری مبارزان راه حق – شماره ۷۵ و ۷۶

دفاع مقدس 90.6.22

دفاع مقدس را چگونه باید روایت کرد؟
«تقدیم به سید مرتضی آوینی»
شاید این جمله‌ی کوتاه مهمترین بخش سریال مستند بازسازی آخرین روزهای زمستان باشد.
مستندی که در قالب پرتره به تصویر و بازسازی بخشی از زندگی شهید غلامحسین افشردی یا همان حسن باقری معروف پرداخته است.
آخرین روزهای زمستان هر چند دیر اما به نظر می‌رسد در نوع خود کار بدیعی است و توانسته از پس موضوع خود برآید. البته اگر موضوع مد نظر ما صرفا وقایعنگاری بوده و قصد پرداختن به ماهیت اتفاقات را نداشته باشیم.
این که چگونه جوانی در سومین دهه عمر خود به چنان بلوغ و کارکشتگی می‌رسد که یکی از نوابغ بزرگ دفاع مقدس لقب می‌گیرد و یا اینکه چگونه همه تمایلات و خواستههای خود را در پس اراده عظیم و نگاه توحیدی، فدای ایستادگی درمقابل دشمنان یک ملت می‌کند موضوعاتی است که می‌توان در یک ارجاع سطحی به فیلم از آنها سوال کرد و دنبال پاسخ بود.
هرچند به نظر می‌رسد سازندگان محترم فیلم چنین نظری را نداشتهاند.
در بازشناسی دقیق‌تر مستند مذکور بهتر است سوالاتی را در باب اغراض تصویر آن از خود، به عنوان مخاطب و طبعا از سازندگان محترم اثر پرسید تا در مقام و مقال پاسخ به نتایج جدیتری در خصوص ماهیت اثر مذکور پی ببریم.
اینکه آیا قهرمانان دفاع مقدس را می‌توان بر اساس عادت مالوف و قاعده جاری در مستندهای ساخته شده در خصوص جنگمردان اقصی نقاط عالم به تصویر کشید؟
و اینکه با این کار آیا به حیات این بزرگواران نزدیک شدهایم و مهمتر از آن آیا در این صورت الگوی درستی را به جوانانمان ارائه کردهایم؟
آیا ساختاری فارغ از نگاه فیزیکال به جنگ را هم می‌توان در ساحت سینمای مستند یا داستانی جنگی متصور بود؟
اساسا سینما دارای قابلیتی فراتر از وضعیت موجودش در تصویرگری آثار جنگی می‌تواند باشد؟
آیا مجموعه «روایت فتحِ» سید شهیدان اهل قلم نمی‌تواند مدلی آرمانی در تحقق ظرفیتهای نوین مدیوم تصویر در بیان ماهیت روح متعالی مبارزان راه حق باشد؟
جایگاه این مدل ویژه در اثر مورد بحث ما کجاست؟
آیا این جایگاه را می‌خواهیم با حضور صداپیشگی برادر شهید آوینی تصویر نماییم؟
و آیا این کار فروکاستن ماهیت در حوزه صورت رنگ شده نیست؟
اگر انسانی را به تصویر کشیدیم که در تمام لحظات زندگی جنگی خود به سان یک شطرنج باز ماهر صرفا به دنبال مغلوب کردن دشمن است و تمام مساعی خود را تنها و تنها  در این مسیر به کار می‌گیرد  به روایتگری دفاع مقدس و مردان آن سرزمین رویایی و کارخانهی انسان سازی (به قول عارف بزرگ قرن، امام خمینی) نزدیک شدهایم؟
آیا نبوغ حسن باقری و حسن باقریها در طول هشت سال دفاع مقدس همین قدرت تحلیل تاکتیکی آنها بوده که مثلا باعث حیرت افسران کارکشته ارتش شده بود؟
جایگاه سلوک باقری در این بیوگرافی تصویری کجاست؟
آیا این سلوک یک امر جنبی و عارضی از حیات طیبه این انسانهای طراز عصر ما بوده که به صورت عارضی پرداخت شود؟
اگر اینگونه است تعابیر عجیب امام رحمتاللهعلیه و متعاقب ایشان مقام عظمای ولایت در خصوص این انسانهای طراز چه معنایی میتواند پیدا کند؟
آیا امام به وجه مبازر رزمندگان رشک می‌برد که در مقام توصیف به جایگاه آنها غبطه می‌خورد؟
راه صد سالهای که به زعم امام یک شبه توسط این جوانان طی شده اساسا کدام راه است و قرار است به کجا بینجامد؟
این جاده که از دل زمستان وجود انسان می‌گذرد در کدام سرزمین به بهار می‌انجامد؟
آیا بهار پیروزی برای یک انسان  موحد همان موطن و قرارگاهی است که یک انسان بیقید و غالب در مبارزه به آن راه می‌یابد؟
آیا نباید انتظار داشت در وصف قواعد سلحشوری مبارزان راه حق تجدید نظر جدی صورت پذیرد؟
و آیا این تجدید نظر الزامی نیست، اگر این کار را نکنیم ممکن است به حسب موضوع، اشتراکی با سنت رایج در عالم برقرار کند اما از حیث معنایی یقینا به آنچه که وصف حال یک رزمنده مسلمان است نزدیک نشدهایم.
آیا بهترین شیوه این سیاق را نمی‌توان از فرمایش حضرت امیر علیهالسلام در نهج البلاغه مستفاد کرد که در وصف یاران خود با ادبیاتی متفاوت به میدان می‌آید و به جای پیروی از سنت رایج و توصیف ستبری سینهها و استواری بازوان در مقام وصف سلحشوری عمار و ذوالشهادتین و ابن تیهان و دیگر یارانش  اشاره به حاجات اندک آنها و اجساد و کالبدهای نحیفشان می‌کند و در فرازی از خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه می‌فرماید:
«دریغا از برادرانم که قرآن را خواندند، و در حفظ آن کوشیدند. واجب را بر پا کردند، پس از آنکه در آن اندیشیدند. سنّت را زنده کردند و بدعت را میراندند. به جهاد خوانده شدند و پذیرفتند. به پیشواى خود اعتماد کردند و در پى او رفتند.»
با این حساب باید از دست اندرکاران آخرین روزهای زمستان مشخصا سوال کرد اساسا امام خمینی و باور امام در کجای زندگی شهید باقری قرار می‌گیرد و این باور در اثر شما چگونه متبلور شده است؟
اگر نبود شهید آوینی و زبان حق گوی او در آثار مستند سینمای دفاع مقدس چه بسا امروز نگارنده به خود این جسارت را نمی‌داد در خصوص اثری با این قرار فرمی‌خاص سخن بگوید اما با طلوع سید شهیدان اهل قلم طرازی متعالی در اختیار ماست که می‌تواند وجه المقایسه بسیاری از آثار دفاع مقدس قرار گیرد که سخن گفتن در این مقال مجالی مستوفا می‌طلبد که از حوصله این بحث و میزان و طراز سواد نگارنده به طور قطع خارج است.
اما اشاره به همین نکته اندک به نظر مکفی است که العاقل یکفی بالاشاره؛ آوینی در حوزه خلق اثر، خود را نه در مقام خالق که در مقام و مقال راوی می‌انگاشت، به همین سبب نام مجموعه خود را روایت فتح گذاشت. او به طریق تهجّد و تقید روز افزون به ساحت معرفت دینی دریافته بود که در چنین مقام و مقالی هنرمند یا بهتر بگوییم سازنده اثر حائز جایگاه منشأیّت نیست بلکه در این حوزه، او موضعیت دارد و صرفا بازنماینده حقیقت از طریق ستاندن غبار چهره واقعیت است.
آوینی می‌دانست و به نیکی دریافته بود که وظیفهاش صرفا تبیین حق است و در این مسیر خود را از مصدر قضاوت مبرا می‌کرد و آنچه در سنت جاری حق تعالی باعث معرفتافزایی می‌شد را به نحوی برای مخاطبانش بازگو می‌نمود. به همین دلیل است که شاید نتوان از میان مجموعه آثار او رد یک فرد مشخص را زد که مثلا تیپ قهرمان رمبویی سینمای آوینی باشد.
اما آنچه بیش و پیش از همه در مجموعه آثار و گفتار سید مرتضی وجود دارد و خود را به مخاطب نشان می‌دهد باور آوینی به ولایت است که نمودش را در ولایت فقیه می‌داند و بی هیچ تکلفی در غالب آثارش به آن اشاره کرده و هر اتفاقی را زمینه می‌داند برای طرح همین معنا.
با این حساب باید گفت بهتر است ما به جای تقدیم فیزیکال و نمایشی آثارمان به سید شهیدان اهل قلم، در حوزه خلق اثر رفتاری را مرتکب شویم که خود مبین چنین فعل مقدسی باشد و مطمح آثارمان همانی باشد که شهید آوینی با همان امکانات حداقلی قصد رسیدن به آن را داشت… .
سوتیتر:
آیا قهرمانان دفاع مقدس را می‌توان بر اساس عادت مالوف و قاعده جاری در مستندهای ساخته شده در
خصوص جنگمردان اقصی نقاط عالم به تصویر کشید؟
با این حساب باید از دست اندرکاران آخرین روزهای زمستان مشخصا سوال کرد اساسا امام خمینی و باور امامدر کجای زندگی شهید باقری قرار می‌گیرد و این باور در اثر شما چگونه متبلور شده است؟
آوینی در حوزه خلق اثر، خود را نه در مقام خالق که در مقام و مقال راوی می‌انگاشت، به همین سبب نام مجموعه خود را روایت فتح گذاشت
آنچه بیش و پیش از همه در مجموعه آثار و گفتار سید مرتضی وجود دارد و خود را به مخاطب نشان می‌دهد باور آوینی به ولایت است که نمودش را در ولایت فقیه می‌داند و بی هیچ تکلفی در غالب آثارش به آن اشاره کرده و هر اتفاقی را زمینه می‌داند برای طرح همین معنا

سید محمد حسینی

نظر بگذارید