مقالات

خانه » اندیشه ای » ساختارها چه تاثیری بر سبک زندگی ما دارد؟ – شماره ۷۵ و ۷۶

ساختارها چه تاثیری بر سبک زندگی ما دارد؟ – شماره ۷۵ و ۷۶

Dr.Emami-SabkeZendegi

تحلیل ساختاری مسأله‌ی سبک زندگی

دکتر سید مجید امامی
دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
پیش‌نوشت: متن پیش رو دومین گزارش از سلسه جلسات سبک زندگی است که هر هفته توسط واحد جهاد علمی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) برگزار می‌گردد. در این جلسات، استاد سید مجید امامی دانش‌آموخته‌ی مقطع دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، به بررسی ابعاد مسأله‌ی سبک زندگی می‌پردازند.

 
متن تمدن‌سازی و جوهر یک تمدن سبک زندگی آن است وگرنه تمدن‌ها تفاوتی نسبت به یکدیگر ندارند؛ تفکیک «سطح عاملیتی» از «سطح ساختاری» در این بحث بسیار مهم است:
«سطح عاملیتی» یا کنش‌گری این است که ما در زندگی خود انتخاب‌ها، تقلیدها، الگوگیری‌ها و تصمیم‌گیری‌هایی انجام می‌دهیم و کسی هم نمی‌تواند منکر این بشود. «سطح ساختاری» این است که روابط اجتماعی، مناسبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و محیط عمل کنش‌گران اقتضائات رفتاری و اقتضائات عینی دارد.
در تحلیل عاملیتی سبک زندگی ما با مفهوم اخلاق و اخلاق زندگی خیلی نزدیک می‌شویم؛ همان چیزی که حضرت آقا در بحث اخلاق فرموده‌اند. ایشان فرمودند که اخلاق عمومی ما مشکل دارد و ما انقلاب کردیم ولی انقلاب در اخلاق عمومی ما اتفاق نیفتاده است. مثلا در دروغ‌گویی یا وفاداری، امانت‌داری، وفای به عهد و خیلی چیزهای دیگر اتفاق نیفتاده است. پس مسأله‌ی اخلاق در چارچوب و هندسه‌ی مفهومی رهبر معظم انقلاب و در ضمن، جایگاه و نسبت اخلاق با دکترین سبک زندگی مشخص شد. حال وارد آن می‌شویم و بحث می‌کنیم.
به تعبیر زیبایی که آیت الله جوادی آملی به کار بردند؛ ما نیازمند یک «مفاتیح الحیات» در کنار مفاتیح الجنان هستیم. مقدمه‌ی ۱۶صفحه‌ای آیت الله جوادی آملی برکتاب مفاتیح الحیات دقیقا این است که می‌گوید چرا ما نمی‌توانیم همه‌ی عرصه‌ی زندگی را با دین هدایت کنیم و باورهای مردم را ما شکل بدهیم؟ یک دلیل مهمش این است که ما نتوانستیم تولید گزاره و «statement» بکنیم. پس باید تولید گزاره بکنیم و بخشی از این مسأله این‌جا بحث توسعه نظام معرفتی توسط حوزه‌های علمیه است و این‌که ما بتوانیم ترویج درستی از باورهای اصیل دینی و اخلاق عمومی داشته باشیم.
این‌ها مقدمه‌ی این است که وارد این سطح ساختاری بحث سبک زندگی بشویم و چند مثال بزنیم. با ادبیات هژمونی و با توجه به مفهوم مصرف و بازتولید و مفهوم ایدئولوژی و مفاهیمی که از ادبیات انتقادی در جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی به دست ما رسیده است می‌خواهیم بدانیم سبک زندگی چه هست؟ باید واقعا رویکرد انتقادی داشته باشیم تا سبک زندگی را بفهمیم. آن بُعد ساختاری بسیار بعد جالب توجهی است و آن بعد ساختاری یعنی مناسبات و مرجّحاتی که انتخاب‌های روزمره‌ی ما را شکل می‌دهند.
شما درجامعه اولین کاری که انجام می‌دهید وقتی می‌خواهید در جامعه تصرف کنید، نظام‌سازی می‌کنید. هم سیستم‌ها و هم خرده سیستم‌ها و خرده نظام‌ها را تشکیل می دهید. چرا؟ برای این که این نظام‌ها هستند کهچرخ جامعه را می‌چرخانند و در واقع این سیستم‌ها در درون خودشان از نهادهای اجتماعی موجود جامعه که مخلوق جامعه هستند بهره می‌گیرند تا به جامعه‌پذیری کمک کنند. نهادهای اجتماعی جامعه‌پذیری انجام می‌دهند.
به عنوان مثال اگر مدرسه نباشد که یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی است، هیچ وقت جامعه‌پذیری رخ نمی‌دهد. البته مدرسه هم جامعه‌پذیری علمی انجام می‌دهد و هم جامعه‌پذیری دینی و حتی جامعه‌پذیری جنسی هم انجام می‌دهد. مثلا می‌گوید تو زن هستی. رسانه جامعه‌پذیری جنسی انجام می‌دهد و می‌گوید زن یعنی علاقه‌مندی به کارِ خانه و همیشه تمیز نگه‌داشتن خانه. کاراکتر جارو، کاراکتر وسائل اسباب بازی مربوط به آشپزخانه که همیشه همراه یک دختر است. در واقع اسباب بازی هم جامعه‌پذیری جنسی انجام می‌دهد [البته اسباب بازی نهاد اجتماعی نیست]. وقتی که چیزهای خاصی را به عنوان معنای زنانگی به دختران ما یاد می‌دهند و البته آن‌جایی هم که عروسک باربی آوازه گری و خود نمایشگری و فریبندگی را همواره با یک دختر عجین می‌داند آن هم درحال انجام جامعه‌پذیری جنسی بر اساس فرهنگ آمریکایی است.
گفتیم که نظام‌های اجتماعی روح حاکم بر نهادهایی خواهند شد که مأموریت جامعه‌پذیری را دارند. باید بگوییم چه چیزی باعث می‌شود که سبک زندگی این‌گونه بشود؟ به عنوان مثال در نظام آموزش عالی و حتی نظام آموزش ابتدایی و سطح، اولین سوال که غایت و کارکرد این نظام هست این است: «که می‌خواهید چه کاره بشوید؟» اشتغال، غایت تحصیل است و این به این معنا نیست که تحصیل علم و تحصیل معرفت فقط این غایت را می‌تواند داشته باشد اما این نظام آموزشی که ما داریم این معنا را القا می‌کند.
ما می‌گوییم اصل تفاوت و متغیر جنسیت، کم کم در ساختار اجتماعی ما کمرنگ می‌شود. آن موقع نگویید چرا دخترها می‌گویند بگذارید ما پوششمان مانند پسران باشد؟ تفاوت کمرنگ شده است و حتی تبدیل به یک ضدارزش شده است که چه کسی گفته است که ما با پسران تفاوت داریم؟ تفاوتی که ارزش بود تبدیل به یک ضد ارزش شده است و چه کسی این کار را کرده است؟ ساختار. ساختار بسیار مهم است.
ساختار آموزش عالی ما غایتش فقط اشتغال است وبه تعبیر کلاسیک، یکی از کارکردهای نظام آموزش عالی در ایران در فرایند جامعه‌پذیری این بوده است که اصل تفاوت و متغیر جنسیتی را کمرنگ کرده است. چرا؟ چون به همگان این‌گونه القا کرده است که باید تحصیل کنید و سپس به دنبال اشتغال باشید. در این فرآیند و این سیری که برای همه‌ی محصلین اعم از دختر و پسر قرار می‌گیرد، به معنای عدم تشابه تداعی می‌شود. که همه می‌خواهند اشتغال پیدا کنند و آن متغیر و اصل کمرنگ است. بعدا شما با انتخاب‌های غیر جنسیتی در عرصه‌ی پوشش یا در عرصه‌ی مصرف محصولات فرهنگی یا درعرصه‌ی سبک مراودات و روابط و معاشرت‌ها مواجه می‌شوید که این بسیار مهم است و بعد می‌پرسید که چرا دختران انتخاب‌هایی این گونه دارند؟ چرا دختران می‌خواهند شبیه به پسران باشند؟ پسران نیز پوشش دخترانه دارند.
امروز در ایران، زنِ شهری یک تعارض ارزشی جدی دارد که ما به آن می‌گوییم الگوی مادری و الگوی پدری. در این الگوها الگوی مادرانه همواره زن را دعوت می‌کند به فرهنگ زنانه و زندگی زنانه و ارزش‌های زنانه. نظام آموزش عالی به مثابه یک خرده نظام، برسبک زندگی تأثیر می‌گذارد. مناسبات تولیدی نیز برسبک زندگی تأثیر می‌گذارد. نظام سرمایه‌داری نیز همچنین. ما امروز نیاز داریم بدانیم که اقتصاد نفتی چه تأثیری روی سبک زندگی می‌گذارد؟ ما امروز نیاز داریم که بدانیم واردات بی رویه کالاهای مصرفی چه تأثیری روی سبک زندگی می‌گذارد؟
این که انسان هوسش گسترش پیدا می‌کند و این که انسان مدرن زیادتر از انسان سنتی می‌خواهد و احساس نیاز می‌کند این مسأله فقط و فقط یک پس‌رفت اخلاقی به معنای فردی نیست بلکه ظهور یک ساختار جدید است که دعوت به مصرف می‌کند که به طور مشخص این را می‌توانید در شاپینگ سنتر shopping center یا مراکز خرید و پدیده‌ای به نام «پاساژ» مطالعه و مشاهده بکنید.
در مکتب فرانکفورت در نظریه‌ی انتقادی پدیده‌ی پاساژ را مطالعه کرده‌اند. پدیده‌ی پاساژ که به بازتولید نابرابری‌ها هم منجر می‌شود با بزک کردن بسیار فوق العاده‌ی کالاهای مصرفی و ترویج و تبرّج، بر نیاز شما به آن کالا تأثیر می‌گذارد. پاساژ تفاوت ساختاری با بازار سنتی دارد. بازار سنتی شما را به کالا دعوت نمی‌کند در حالی که پاساژ شما را به کالا دعوت می‌کند. در بازار، خریدار ابژه نیست اما در پاساژ خریدار ابژه است. بازار و پاساژ دو پدیده‌ی بزرگ زندگی هستند. پس برای مدیریت سبک زندگی، ما باید وارد ساختارهای اجتماعی و ساختارهای آموزش عالی، ساختار آموزش سطح و ابتدایی و آموزش قبل از دانشگاه بشویم. ساختاری که قدرت انتخاب عاقلانه را از انسان‌ها سلب می‌کند؛ باید انتظار انتخاب هوس‌آلود و انتخاب‌های غیر عاقلانه و انتخاب‌های زودگذر را داشته باشیم.
رکن جامعه‌سازی ساختار‌سازی است و به تعبیر دقیق‌تر هدایت کردن و پالایش کردن سیستم‌ها می‌باشد و یا سیستم‌های اجتماعی را مطابق اهداف اجتماعی قرار دادن است. ما داریم از منظر یا از سطح حاکمیتی در مورد سبک زندگی سخن می‌گوییم. حاکمیت باید بتواند در سیستم‌های اجتماعی دخل و تصرف بکند. همان‌طور که تصرف هم کرده است. یک مشکل اساسی ما این بوده است که سیستم‌های اجتماعی را نمی‌شناختیم و مشکل اساسی‌تر هم این بوده است که اساسا سیستم‌شناسان و جامعه‌شناسان تصرف اجتماعی نمی‌کرده‌اند. در حالی که کارخانه‌داران و مهندسان تصرف اجتماعی می‌کرده‌اند.
ما متذکر این حقیقت نبودیم که اگر ما به عنوان مثال به مردم کوپن دادیم که این تأثیرات را در سبک زندگی آن‌ها می‌گذارد و اگر یارانه را هم دادیم این تأثیرات را در سبک زندگی آن‌ها می‌گذارد. لذا با ارجاع به سخنان گذشته‌ی رهبر معظم انقلاب که روی مسأله‌ی پیوست فرهنگی تاکید کردند، شناخت عرصه‌ی اجتماعی بسیار مهم است. ما بدانیم که تصمیم اجتماعی -اقتصادی تبعات فرهنگی و لوازم فرهنگی دارد. به نظر من خود همین شناخت، پنجاه درصد راه را رفته باشد [فهم السوال نصف الجواب] فهم این مسأله نصف جواب است و این امر مستلزم یک جریان شناخت اجتماعی و یک جریان جامعه‌شناسی بومی است که ما این را بفهمیم.
مثلا می‌خواهیم بدانیم که چرا این پسری که وارد دانشگاه شده است زندگی‌اش به گونه‌ای شده است که ساعت ۱ شب شام می‌خورد صبحانه نمی‌خورد و ساعت ۳ بعدازظهر نهار می‌خورد وخوابش بین ۵ تا ۱۰ صبح است و بعضی از کلاس‌ها را شرکت می‌کند و حداقل روزی دو ساعت چت می‌کند و روزی بالغ بر۷ ساعت در فضای وب است و ۶۵% از آن‌ها در فیس بوک حضور دارند و صفحه دارند. می‌خواهم این‌ها را تحلیل کنید که سبک زندگی یک دانشجوی امروزه‌ی ایران چرا این‌گونه شده است. نمی‌توانید از ساختار خارج بشوید ونمی‌توانید خودش را یک تحلیل روان‌شناختی بکنید مجبورید تحلیل ساختاری هم ارائه بدهید. می‌خواستم توجه شما را به توأمان بودن این دو سطح از بحث در این جلسه جلب بکنم و این که توجه توأمان داشتن چقدر مهم است و مثال‌هایی هم زده شده است. ما نمی‌توانیم کتمان بکنیم که ساعت خواب ما در آن مؤثر است.
حضرت آقا بخش حقیقی تمدن را سبک زندگی می‌دانند. این ادامه‌ی انقلاب فرهنگی است که جمهوریاسلامی به دنبال آن است. با انقلاب فرهنگی پیشرفت که به جایی رسید یا به جایی نرسید. با سیاست‌های توسعه فرهنگی جلو رفت وحضرت آقا بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند که حواستان باشد که سنگرها را داریم از دست می‌دهیم و جلوتر با بحث ناتوی فرهنگی روبرو شد و جلوتر با بحث دکترین مهندسی فرهنگی، دکترین پیوست فرهنگی و اما اکنون دکترین سبک زندگی مطرح شده است که قرار بود انقلاب کنیم که بخش حقیقی تمدن را دینی کنیم.
سوتیتر:
متن تمدن‌سازی و جوهر یک تمدن سبک زندگی آن است وگرنه تمدن‌ها تفاوتی نسبت به یکدیگر ندارند

این نظام‌ها هستند که چرخ جامعه را می‌چرخانند و در واقع این سیستم‌ها در درون خودشان از نهادهای اجتماعی موجود جامعه که مخلوق جامعه هستند بهره می‌گیرند تا به جامعه‌پذیری کمک کنند
ساختار آموزش عالی ما غایتش فقط اشتغال است وبه تعبیر کلاسیک، یکی از کارکردهای نظام آموزش عالی در ایران در فرایند جامعه‌پذیری این بوده است که اصل تفاوت و متغیر جنسیتی را کمرنگ کرده است
ا امروز نیاز داریم بدانیم که اقتصاد نفتی چه تأثیری روی سبک زندگی می‌گذارد؟ ما امروز نیاز داریم که بدانیم واردات بی رویه کالاهای مصرفی چه تأثیری روی سبک زندگی می‌گذارد؟
برای مدیریت سبک زندگی، ما باید وارد ساختارهای اجتماعی و ساختارهای آموزش عالی، ساختار آموزش سطح و ابتدایی و آموزش قبل از دانشگاه بشویم
رکن جامعه‌سازی ساختار‌سازی است و به تعبیر دقیق‌تر هدایت کردن و پالایش کردن سیستم‌ها می‌باشد و یا سیستم‌های اجتماعی را مطابق اهداف اجتماعی قرار دادن است
حضرت آقا بخش حقیقی تمدن را سبک زندگی می‌دانند. این ادامه‌ی انقلاب فرهنگی است که جمهوری اسلامی به دنبال آن است

 

نظر بگذارید