مقالات

خانه » اندیشه ای » پشت پرده‌ی ظاهرِ پرفریب سبک زندگی غربی – شماره ۷۵ و ۷۶

پشت پرده‌ی ظاهرِ پرفریب سبک زندگی غربی – شماره ۷۵ و ۷۶

7i02ecsu

تاملی در باب نسبت سبک زندگی و سرمایه‌داری

 

 

 


سبک زندگی چیست؟

سبک زندگی عبارت است از کلیه‌ی مناسبات فردی و اجتماعی افراد در جامعه، که در قالب نظام آموزشی،شهرسازی، معماری، درآمد، خورد و خوراک،پوشش، تفریح، ورزش، نظام خانوادگی و غیره ظهور پیدا می‌کند.


ارتباط سبک زندگی با مبانی تفکری

مهم‌ترین نکته در مورد سبک زندگی، فهم ارتباط بین تفکر و سبک زندگی است. هر مکتب با تعریفی که از انسان و خدا و جهان دارد سبک زندگی مخصوص به خود را می‌آفریند. هدف و آرمانی که هر مکتب و هر جامعه برای خودش ترسیم می‌کند سبک زندگی خاصی می‌آفریند.

مثلا اگر یک جامعه در جهان
بینیاش به توحید معتقد باشد و خدا را محور همه چیز بداند و به آیه «ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون» معتقد باشد در نظام شهرسازی هم متناسب با تفکرش شهری میسازد که در آن مسجد به عنوان جایگاه عبادت محور شهر باشد و دیگر نهادها مانند دارالعلم و بازار و دارالشفا در اطراف آن قرار خواهد گرفت.۱ اما در طرف دیگر قضیه سبک شهرسازی غربی است. در تمدن فعلی پول و اعتبار غایت الآمال و قبله جوامع است به همین دلیل در شهر نیویورک ساختمان بورس وال استریت، مرکزیترین نقطه شهر است و از طرفی در دسترسترین و شیکترین ساختمآن‌ها، ساختمان بانک‌ها است.۲
همه
ی عرصههای سبک زندگی قابل ارجاع به تفکر هستند. سبک زندگی غربی مبتنی بر تفکر انسانمحوری و مادی و سبک زندگی اسلامی مبتنی بر تفکر توحیدی و دینی است.
مصرف‌گرایی و مدگرایی در سبک زندگی غربی

سبک زندگی غربی مبتنی بر مولفه
هایی است که در راس آن‌ها مصرف است. مصرف زاییده نظام سرمایهداری و از لوازم لاینفکّ آن است. مصرف در تمدن غربی آنقدر اهمیت دارد که برخی متفکرین مانند بودریار سبک زندگی غربی را سبک مصرف میدانند. سرمایهداری با کارخانهداری و تولید صنعتی هم تاریخ است و قبل از آن وجود نداشته است. آن چیزی که قبل از انقلاب صنعتی وجود داشته است ثروت است. باید دقت شود سرمایهداری با ثروتاندوزی فرقهایی دارد. جهانیسازی و رشد تصاعدی و انباشت سرمایه و انحصارگرایی و درهمتنیدگی با صنعت از مولفههای سرمایهداری است.
یکی از مولفه‌های سبک زندگی مدرن جهانی شدن آن است. مثلا الان معماری یزد با شمال فرقی ندارد. رژیم غذایی مردم گرمسیر با سردسیر فرق چندانی ندارد در حالی که در سابق این‌گونه نبوده است. هر منطقه متناسب با وضعیت خودش تغذیه و معماری مخصوص داشته است. سبک زندگی موجود سبک زندگی مصرف است. شیوه‌ی معماری، غذا خوردن، گذراندن اوقات فراغت،کار و تقریبا همه
­ی روش‌های زندگی ما یکدست و براساس منطق نظام سرمایه‌درای است. 
یکدست بودن جوامع در سبک زندگی باعث می‌شود که یک کالا در همه جوامع بازار خوبی داشته باشد. به عنوان نمونه به شیوه تولید یک دارو در سابق و در نظام سرمایه‌داری می‌پردازیم. در نظام سرمایه‌داری با درمان استامینوفن برای همه سردرد‌ها در همه جوامع درمان همه مردم را به چند شرکت دارویی وابسته می‌کند. مثلا همه مردم ایران حتی در دور افتاده‌ترین روستا هم باید درمان بیماری خود را از چند شرکت دارویی بگیرند. از طرفی وقتی کالا در انحصار چند شرکت است برای افزایش سود و فروش بیشترِ کالا به تبلیغ می‌پردازند. آن‌قدر تبلیغ می‌کنند که همه کسانی هم که به آن نیاز ندارند آن کالا را بخرند مثلا شاید یک خانم کارمند به جارو برقی و یا فست فود به علت شرایط کاری و حضور کمتر در خانه نیاز داشته باشد اما سرمایه‌داری به این حد قانع نمی‌شود و با تبلیغات همه کسانی را که به آن کالا نیاز ندارند به بازار کالاهای خود تبدیل می‌کند.

سبک زندگی در غرب با جهان‌بینی ناشی از نظام سرمایه‌داری در این کشورها همسوست. در واقع سرمایه‌داری، تعیین‌کننده نوع سبک زندگی در غرب است. اتکای اصلی نظام سرمایه‌داری به تولیدِ بیشتر است. زمانی تولیدِ بیشتر برای این نظام محقق می‌شود که مصرف زیاد باشد. در واقع سرمایه‌داری مصرف‌گرایی را تبلیغ و ترویج می‌کند تا بتواند خود را حفظ کند.

این یک طرف قضیه است. طرف دیگر ایجاد نیاز برای کالاهای متنوع و گوناگون است.
 جامعه‌ی سرمایه‌داری پس از پاسخ به نیازهای اولیه‌ی انسان، کالاهایی مازاد بر نیاز جامعه و با تنوع روزافزون، تولید می‌کند که حرص و فزونخواهی بشر را تحریک کند و سپس کالاهای خود را با تبلیغات فراوان‌تر و به روزتر عرضه می‌کند. اقتصاد ماشینی به دلیل تولید انبوه و مازاد تولیدی که از خود به جا می‌گذاشت، جایگزین اقتصاد معیشتی در نظام سنتی گردید۳ و به دنبال آن سود سرشاری را نیز به همراه داشت. سرمایه‌داری به منظور هرچه بیشتر قارونی شدن، نیازمند به مصرف رساندن کالاهای حاصل از تولید انبوه خود است و به همین دلیل باید به دنبال بازار مصرف انبوه باشد.
 اگر به زندگی مردم در گذشته نگاهی بیندازیم، می‌بینیم کالاهایی که امروز به صورت افراطی مورد استفاده قرار می‌گیرد، وجود نداشته یا کمتر مورد مصرف قرار می‌گرفته است. تولید کالاهای متنوع و ایجاد نیاز کاذب برای مصرف از دیگر روش‌های سرمایه‌داری برای ایجاد و شدت بخشیدن به موج مصرف‌گرایی است. سرمایه‌دار وقتی بتواند همه بازار را اشباع کند و همه را به مصرف‌کننده تبدیل کند باز هم باید تولید مازاد خود را به مصرف برساند. این هدف با مُد و تنوع بخشیدن به کالاها تحقق می‌یابد. اما این پدیده چگونه به تغییر سبک زندگی منجر می‌شود؟
مسلم است که بازارهای موجود در هر جامعه‌ای محدود می‌باشند. علاوه بر کاری که سرمایه
دار در جوامع صنعتی برای فروش کالای خود انجام می‌دهد؛ برای بقای خود می‌بایست از داخل مرزها فراتر رفته و بازارهای موجود در جوامع دیگر را نیز در اختیار خود بگیرد. اما این امر با یک مشکل اساسی به نام بازار مصرف مواجه است. بازار مصرف، آن هم مصرف انبوه، مستلزم تغییر ذائقه‌ی بازار به تناسب محصولات تولید شده است و در غیر این صورت این امکان وجود نخواهد داشت و سرمایه‌داری برای ادامه‌ی بقا با مشکل روبه‌رو خواهد شد. به نظر می‌رسد برای تقریب به ذهن، ذکر یک مثال خالی از فایده نباشد.
جامعه‌ای را تصور کنید که افراد آن به دلایل فرهنگی و سنتی موجود در آن جامعه از یک نوع تغذیه مخصوص پیروی می‌کنند. مثلا معتقد باشند که غذا باید دست پخت خود فرد باشد یا معتقد باشند که میوه، غذا و داروی مردم هر منطقه متناسب با مردم آن منطقه است و خوردن میوه غیر بومی و غیر فصلی مضر است مثلا مردم گرمسیر جنوبی با خوردن خرما متضرر نمی
شوند ولی همین خرما برای مناطق کوهستانی مضر است. در این حال اگر یک تاجر میوه بخواهد در این جامعه تجارت کند شکست خواهد خورد. اعتقاد و ذائقه‌ی این جامعه هیچ تناسبی با محصول عرضه شده ندارد و برای به مصرف رساندن این محصول باید ذائقه‌ی این جامعه را تغییر داد. حال تنها راهی که پیش رو باقی می‌ماند این است که سرمایه‌داری همراه با ورود خود به هر جامعه‌، فرهنگ مصرف را نیز وارد آن جامعه نموده تا بدین وسیله بتواند کالاهای تولید شده‌ی خود را به مصرف برساند و فرهنگی را نهادینه کند که بتواند همه میوهها را از هر نقطه دنیا و در هر فصلی و به هر اندازه در اختیار فرد قرا دهد.
گفیم که سرمایه‌دار با مد به دنبال فروش انبوه کالای خود است. 
مد با تغییر سلیقه و ذائقه‌ی ناگهانی افراد که البته متناسب با کالاهای موجود در بازار می‌باشد، باعث گرایش غالب افراد به سبک خاصی از زندگی و استفاده از کالای خاصی می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که سرمایه‌داری برای انتقال فرهنگ مصرفی خود به جوامع جهان سوم از آن استفاده می‌کند. رفاه فردگرایانه، سودجویی، طمع آسایش، همگی نمادهایی هستند که برای مخاطبان جهان تبلیغ می‌شوند که براساس این رویکرد، یک فرهنگ جهانی آمریکایی بر جهان سلطه می‌یابد که پدیده‌ی مد را نیز می‌توان در این حیطه قرار داد. 
انواع و اقسام لباس‌ها، لوازم آرایشی، وسایل زندگی، اتومبیل و هزاران کالای دیگر توسط «مد» قابلیت مصرف در جوامع جهان سوم را می‌یابند. رسانه‌های مختلف از قبیل ماهواره، اینترنت، تلویزیون و رسانه‌هایی از این قبیل نیز ابزار ترویج مد و رواج مدگرایی می‌باشند که غالباً در چنبره‌ی سرمایه‌داری جهانی می‌باشد.۴

جایگاه خانواده در سبک زندگی
بحث بعدی در تغییر سبک زندگی غربی تغییر نظام خانواده است. اساسا سبک زندگی جدید ضد خانواده است. نهادهایی مانند مهد کودک و خانه سالمندان و رستوران و تالار و سینما و فست فود و کاباره
ها و… به دنبال از هم پاشیدن نهاد خانواده است. مراکزی که تا قبل از مدرن شدن جوامع کسی تصوری از آن‌ها نداشت. حضور زن در اجتماع به طور جدی از انقلاب صنعتی شروع شد. با انقلاب صنعتی، کارخانه‌ها هم‌زمان با دو نیاز روبرو بودند؛ اول نیروی کار ارزان برای تولید بیشتر و دوم، بازار گسترده برای فروش محصولات. این هر دو به این معنی بود که زن‌ها از خانه خارج شوند تا هم نیروی کار ارزان برای کارخانه‌ها تأمین شود و هم تولیدات بومی و خانگی جای خود را به تولیدات کارخآن‌های بدهند.
نیروی کار زن از هر جهت برای سرمایه­دار به صرفه‌تر بود هم ارزان‌تر بود هم حرف گوش کن‌های خوبی بودند و هم جاذبه‌های جنسی برای جذب مخاطب داشتند؛ این وضعیت باعث می‌شد که هرچه سریع
تر به جذب زنان و کشاندن آن‌ها به محیط اجتماع اقدام کنند. تئوری فروید مبنی بر آزادی کامل جنسی باعث حضور هر چه بیشتر زنان و لجام گسیختگی آنان در اواخر قرن ۱۹ شد. لجام گسیختگی فرهنگی و شیوع بی‌بندوباری که بدنبال حضور هر چه بیشتر زن به محیط اجتماع بود نهاد خانواده را بسیار متزلزل و ضعیف کرد. این وضعیت باعث شروع سبک جدیدی از زندگی منطبق بر منطق سرمایه داری است. همه پدیده ها را مانند اوقات فراغت و ورزش و تحصیل و معماری را می‌توان با منطق سرمایه دار‌ی در عصر مدرن گره زد.
در باب تغییر سبک زندگی باید دقت شود که با غلبه نظام سرمایه
دار‌ی بر مناسبات اقتصادی نمیتوان سبک زندگی اسلامی را نهادیه کرد؛ چون در اقتصاد سرمایهداری مصرف هر چه بیشتر و تولید هر چه بیشتر محور و موتور محرک اقتصاد است، اما در فرهنگ دینی قناعت و مصرف کمتر اصل است و افراد باید به اندازه نیاز مصرف کنند. اگر مصرف در نظام سرمایهداری افت کند و قدرت خرید مردم پایین بیاید کارخانهها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و آن وقت باید انقلابهای کارگری را جمع کرد.۵
علت این امر آن است همه اجزاء تمدنی در یک ارتباط زنجیروار با هم هستند و کنار گذاشتن یکی باعث حذف دیگری و قبول کردن یکی ضرورتا پذیرفتن دیگری را بدنبال خواهد داشت. نمیشود از ماشین استفاده کرد اما راهنمایی و رانندگی و راهسازی و استخراج معدن و محیط زیست و بیمه و مهندس مکانیک و… را نپذیرفت؛ پذیرفتن همه‌ی اینها یعنی پذیرفتن سبک جدیدی از زندگی.
کلام آخر این
که برای ساخت آدمی دیگر باید عالمی دیگر ساخت:
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت، و از نو آدمی


پی‌نوشت:

۱
– این وضعیت در شهرهای جهان اسلام قبل از مدرن شدن این جوامع، شیوه رایج شهرسازی بوده است. 
۲
– در جامعه غربی در قرن ۱۸ که اصالت با کارخانه‌داری و تولید صنعتی بود کارخانه‌ها در مرکز شهر بودند اما اکنون مراکز پول و اعتبار محور هستند. در نظام معماری هم عدم اعتقاد به حیا، به خلق معماری باز خواهد انجامید. اما وجود فرهنگ حیا و حریم روابط بین زن و مرد معماری اندرونی و بیرونی را می‌آفریند. همانند آنچه در معمار‌ی سابق ما وجود داشته است.
۳
– در نظام سنتی افراد به اندازه نیاز مصرف می‌کنند.
۴
– شاید بتوان گفت که نقش رسانه‌ها در گسترش مصرف‌گرایی چیزی کم‌تر از نقش صنعتی شدن و تولید کالاهای انبوه در جوامع نبوده و تولید انبوه و رسانه‌ها، دو بال گسترش مصرف‌گرایی به مثابه پدیده‌ای جهانی بوده‌اند. امروزه رسانه‌ها با پیام‌های فریبنده خود به یکی از ابزارهای نظام اقتصاد سرمایه‌داری برای یافتن مشتریانی وفادار برای کالاها تبدیل شده‌اند. تبلیغات متعدد و متنوع که توسط روان‌شناسان و کارگردانان تبلیغاتی برای داشتن حداکثر تأثیر بر مخاطب ساخته می‌شوند و در لابه‌لای برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و خصوصا ماهواره و اینترنت به خورد انسآن‌ها داده می‌شوند، به دنبال اقناع افراد برای خرید کالاها یا خدمات خاص، تغییر نگرش آن‌ها و انتخاب سبک زندگی خاص برای انسان‌هاست.
۵- وضعیتی که در سال‌های اخیر در آمریکا شاهد بودیم.

نظر بگذارید