مقالات

خانه » سیاسی » ائتلافی برای پیشرفت – شماره ۷۵ و ۷۶

ائتلافی برای پیشرفت – شماره ۷۵ و ۷۶

persiangulf86b

بررسی وضعیت همگرایی در منطقه خلیج فارس:

۱٫ مقدمه
یکی از اساسی‌ترین مفاهیم روابط بین‌المللی مطرح بعد از فروپاشی جهان دو قطبی، مفهوم «همگرایی» است. بعد از فروپاشی شوروی، اهمیت مناطق مختلف جهان بیش از پیش به چشم آمد. در واقع شاهد ظهور نظام‌های منطقه‌ای بودیم که کشورها در آن ویژگی‌های مشترک بسیاری داشتند و رفتار هر یک از آن‌ها بر دیگری تاثیر می‌گذاشت؛ بنابراین لازم بود تا هر یک از بازیگران منطقه‌ای رفتاری از خود بروز دهند تا علاوه بر کاستن هزینه‌های روابط، منافع بیشتری در قبال همکاری‌های مشترک بین دو یا چند کشور به‌وجود آید. همگرایی به معنای «ارتباط یک دولت- ملت با سایر دولت- ملت است، به نحوی که این رابطه تولید منافع برای هر یک از بازیگران کند».

۲٫ روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عرب خلیج فارس
قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، وضعیت ایران به تناسب همگرایی با قدرت‌های بزرگی چون آمریکا، جمعیت زیاد و حوزه‌ی تمدنی فراتر از اعراب در منطقه‌ی خلیج فارس، ارباب بلا منازعی بود که کشوری جرات دخالت در امور خلیج فارس را به خود نمی‌داد. بعد از انقلاب اسلامی به دلیل ورود ایران به جنگ طولانی با همسایه‌اش عراق، تمرکز ایران بر یکی از حساس‌ترین مناطق امنیتی خویش، یعنی خلیج فارس، کم شد. از طرفی دیگر با اخراج تمام آمریکایی‌ها از ایران و نیاز حیاتی آمریکا به جریان انرژی خلیج فارس، باعث شکل‌گیری روابط خصمانه با درجه‌ی بسیار بالا در منطقه‌ی خلیج فارس بین ایران و آمریکا شد.
بعد از آن دوران، روزی بدون آرامش برای هیچ یک از کشورهای خلیج فارس سپری نشده است. پس از روی کار آمدن دولت طرفدار منافع ایران در عراق، روزهای تلخ جنگ ایران و عراق نزد دولت‌مردان دو کشور رو به فراموشی سپرده شد و عراق از منافع ایران در خلیج فارس حمایت جدی در بین اعراب به عمل آورد. علی‌رغم این‌که در هشت سال بعد از رحلت امام خمینی رحمت‌الله‌علیه ایران سعی در برقراری روابطی پایدار با اعراب حاشیه‌ی خلیج فارس پهناور داشت، منتها به دلیل ورود مستقیم آمریکا به منطقه و خصومت آمریکا با ایران نهال تازه کاشته شده روابط که هر روز رشد می‌کرد، دچار خزان و فضای ابهامی شد که تا به امروز ادامه دارد.
تنش سال‌های اخیر ایران و این کشورها سر اتهامات امنیتی به یکدیگر، بیداری اسلامی، پرونده هسته‌ای ایران و بحران سوریه افزایش داشته است. اگر بخواهیم منطقه را به ترازویی تشبیه کنیم ایران و عراق در یک طرف کفه و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس یعنی عربستان، عمان، امارات، کویت، بحرین و قطر نیز در کفه‌ی دیگر ترازو قرار دارند.

 ۳٫ بررسی همگرایی در وضعیت موجود
نقشه‌ی موازنه‌ی قوایی که در قسمت اول نوشتار اشاره کردیم، فضای بی‌اعتمادی نسبت به همدیگر را بیان می‌کند. فضای بی‌اعتمادی که در بستر تاریخی تحولات این دو کفه‌ی ترازو به وجود آمده است، رقابت تسلیحاتی را در منطقه روز به روز گسترش خواهد داد. با ادامه‌ی این اوضاع طبق گفتمان سلبی امنیتی (تهدیدمحور بودن استراتژی امنیتی بازیگران) هر دو طرف این مساله دچار «محظور امنیتی» خواهند شد؛ به عبارت دیگر هر چقدر کشورها برای امنیت خود تلاش نمایند به همان میزان هم احساس ناامنی در آن‌ها وجود خواهد داشت. این رقابت تسلیحاتی بی‌شباهت با رقابت تسلیحاتی شوروی و آمریکا در جنگ سرد نیست.
کارشناسان روابط بین‌الملل راه حل این گونه چالش‌ها را روی آوری به گفتمان‌های ایجابی امنیتی در منطقه می‌دانند. با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد جهان از یک حالت دو قطبی خارج شده و مناطق مختلف در جهان از اهمیت خاصی که قبلا به چشم نمی آمد، برخوردار شدند. این اهمیت از آن جهت بود که دیگر «رفع تهدید» برای بازیگران نظام بین المللی (دولت- ملت‌ها) شرط لازم برای امنیت‌سازی نبود بلکه «رفع تهدید» یک شرط لازم و نه یک شرط کافی بود. شرط کافی رضایت بازیگران مختلف در منطقه‌ی جغرافیایی خاص محسوب می‌شد. تولید رضایت جمعی از بازیگران منطقه‌ای هم مستلزم تشکیل یک نظام امنیت دسته جمعی است که تمامی کشورها با توجه به نیاز مبرمشان به امنیت‌سازی، از نیازهای دست پایین‌تری نسبت به امنیت خارجی‌شان دست بکشند و با تنفیذ قدرت و حیطه‌ای از اختیاراتشان بتوانند فضایی مملو از اعتماد و رضایت را برای منطقه‌شان فراهم آورند.
تنها راه حلی که هر فرد متخصصی برای خروج از بحران بالقوه‌ای که درخلیج فارس وجود دارد، تجویز می‌کند، تشکیل هر چه سریعتر این نظام امنیت دسته جمعی است. نقاط آغازین این طرح از منافع مشترکی است که هر طرف در منطقه دارد. دین مشترک اسلام، ژئوپولیتیک مشترک و دارا بودن منابع نفتی سه بستر آسان برای ازسرگیری اهداف صلح‌آمیز در منطقه است که مبتنی بر رضایت جمعی اعضا خواهد بود. سخنی به گزاف نگفته‌ایم، اگر بگوییم در صورت مشتعل شدن اختلافات بین طرف‌های مختلف جنگ جهانی سومی هم در دنیا قصد وقوع داشته باشد، همین منطقه است. در قدم بعدی، پس از رسیدن طرفین منازعه، بر تشکیل چنین نظامی، نحوه‌ی برقراری این نظام است که مورد اختلاف اساتید روابط بین‌الملل است.

 ۴٫ نتیجه گیری
اروپایی‌ها پس از گذراندن دو جنگ خانمان‌سوز به این نتیجه رسیدند که جنگ و جنگ افروزی حتی اگر هم موجب پیروزی بر رقیب شود، خرابی‌ها و تبعات سهمگینی دارد که بیشتر از امتیازات حاصله از یک جنگ در خاطره‌ها می‌ماند. لذا توانستند به سطحی از توسعه‌ی سیاسی برسند که برخی از زمینه‌های حساس و ظریف قدرتشان، بکاهند و این قدرت را واگذار به نهادی بالاتر از خویش نمایند تا دیگر هیچ وقت جنگ به سراغ آن‌ها و سرزمین سبزشان نیاید. به دلیل شکاف‌های موجود در خلیج فارس، این روند قطعا به عنوان یک پروسه و نه یک پروژه باید در نظر گرفته شود. فرآیند تسهیل همکاری را باید در مولفه های زیر جستجو نمود:
– تنش زدایی در عرصه‌های مختلف
– پیمان‌های حسن همجواری و عدم مداخله در امور همدیگر
– تحول در ساختار شورای همکاری خلیج فارس: بدین معنا که ایران و عراق هم در همین سیستم وارد شوند و از ترتیبات منطقه‌ای حذف نشوند.
– غیر نظامی کردن منطقه
– احترام به حقوق دریاها و معاهدات بین‌المللی
– همکاری‌های اقتصادی
کشورهای حاضر در منطقه‌ی خلیج فارس هم می‌توانند بدون تجربه کردن جنگی خونین، تجدید نظر در نهاد شورای همکاری خلیج فارس را با در نظر گرفتن مقتضیات بومی، ژئوپولیتیکی، ژئواستراژیکی و ژئو اکونومیکی عملیاتی سازند.

نظر بگذارید